زمانی که آتش جنگ در یک کشور شعلهور میشود، همه چیز دستخوش تغییر میگردد؛ از شکل زندگی روزمره گرفته تا نحوه نفس کشیدن، خوابیدن، حتی فکر کردن. جنگ، فقط خط مقدم نیست. خانهها، خیابانها، مدرسهها و حتی سالنهای تئاتر، به شیوهای دیگر درگیر میشوند. در چنین شرایطی، وظیفه همگان روشن است: دفاع از سرزمین، هرکس به سهم و در جایگاه خود.
از بیست و سوم خرداد، با آغاز جنگی که سایهاش بر سراسر کشور افتاد، بسیاری از ارزشها و داشتههایی که پیشتر بدیهی به نظر میرسیدند، معنایی تازه یافتند. در روزهایی که صداهای انفجار و هشدار، نظم زندگی را بر هم زده بود، جامعه هنری نیز مانند دیگر بخشها، درگیر این بحران شد. هنرمندان، اگرچه اسلحهای در دست نداشتند، اما هرکدام به شیوه خود، با زبان تصویر، صدا، کلمه یا حرکت، به مبارزهای دیگر برخاستند.
در این گزارش، تصمیم گرفتیم به سراغ برخی از هنرمندان فعال در حوزه تئاتر برویم؛ کسانی که در میانه صدای آژیرها، هنوز به تمرین، اجرا، یا حتی تولید فکر میکنند. با آنها درباره تجربه زیستن و خلق کردن در روزهای جنگ، درباره چرایی ادامه دادن و درباره جایگاه هنر در بزنگاههای بحرانی گفتگو کردیم.
تئاتر هویت فرهنگی یک کشور است و هیچ پدیدهای نباید آن را از حرکت بازدارد
کسری فولادی، تهیهکننده سینما و تئاتر، کسری فولادی، در گفتوگو با پلاتو هنر با اشاره به تأثیر جنگ بر فعالیتهای هنری میگوید: تجربه این روزها برای هیچ ایرانی خوشایند نیست. متأسفانه زندگی و کار بسیاری از افراد تحت تأثیر قرار گرفت و تئاتر هم از این قاعده مستثنا نیست. ما هم در جریان اجرای «یوزفکا»، چه در بخش اجرا و چه تبلیغات، با مشکلات و تغییراتی مواجه شدیم که شرایط را برایمان بسیار سخت کرد.
او در ادامه با اشاره به دشواری ادامه اجرای تئاتر در چنین فضایی افزود: بدیهی است که جنگ، مردم را از لحاظ اقتصادی و روحی تحت فشار قرار میدهد. در چنین شرایطی، روی صحنه بردن تئاتر ریسک بزرگیست، چرا که طبیعیست مردم در اولویتبندیهای خود تئاتر را کنار بگذارند. اما گروه «یوزفکا» تصمیم گرفت مسیرش را ادامه دهد و چراغ تئاتر را روشن نگه دارد. نباید فراموش کنیم که تئاتر میتواند در قامت یک تفریح سالم که فرهنگ و تفکر را منتقل میکند، بسیار تأثیرگذار باشد. تئاتر هویت فرهنگی یک کشور است و هیچ پدیدهای نباید آن را از حرکت بازدارد.

اهالی تئاتر سربازان بیاسلحه در خط مقدم هستند
محمد هادی عطایی نیز با اشاره به وضعیت عمومی جامعه و تئاتریها گفت: از وقتی حمایت دولتی از تئاتر قطع شد، ما شدیم سربازان بیاسلحهای در خط مقدم. با دست خالی جنگیدیم. با تئاترهای سطحی، با مدیرانی که سود را جای هنر نشاندند، با سیاستهایی بیجهت و بیریشه. بیدرآمد ماندیم، بیبیمه، بیامنیت شغلی. تنها چیزی که از ما نرفت، عشقمان بود؛ عشقی که چراغ صحنهها را روشن نگه داشت.
این هنرمند با اشاره به روزهای سخت کرونا هم گفت: در دوران کرونا، خیلیها هنوز کار داشتند یا حقوق حداقلی میگرفتند. اما ما؟ زندگیمان از هم پاشید، بیآنکه صدایی بلند شود. کسی نگفت هنرمند هم نان میخواهد، دارو میخواهد، آرامش میخواهد. باز هم سکوت کردیم، ادامه دادیم. بحرانهای بعدی آمدند و ما، باز همان اولین قربانیان بودیم.
عطایی تاکید کرد: در تمام بحرانها، پیشقدم ما بودیم. ما بودیم که تئاتر خیابانی را بعد از کرونا احیا کردیم. ما بودیم که برای بچههای بیمارستان، برای مناطق محروم، بیهیچ دستمزدی، بیهیچ دوربینی، بیهیچ پاداشی، صحنه ساختیم. دنبال دیدهشدن نبودیم، دنبال معنا بودیم. دنبال نجات دل خودمان و مردم. اما همیشه در اولین قدم بحران، سالنهای تئاتر تعطیل میشوند. انگار حضور ما خطرناک است. چرا؟ مگر تئاتر نمیتواند پناه دلِ ترسخورده مردم باشد؟ چرا حتی یک نفر نمیپرسد: «زندهاید؟ نفس میکشید؟»
او تصریح کرد: ما هنوز هستیم. هنوز باور داریم که تئاتر، قدرت دارد. که صحنه، معجزه میکند. فقط نمیدانم تا کی بیصدا، تا کی بیحمایت، تا کی بیامید باید ایستاد.
این گزارش در حال به روز رسانی است…




