کن؛ جشنواره‌ای هنری یا میدان نبرد روایت‌ها؟

به گزارش پلاتو هنر، در روزهایی که فضای داخلی کشور میان خوف و رجای جنگ و صلح در نوسان است، #جشنواره_کن نیز همچون سال‌های اخیر در حال برگزاری است؛ جشنواره‌ای که حالا دیگر حضور فیلمسازان و بازیگران ایرانی در آن به اتفاقی ثابت و قابل پیش‌بینی تبدیل شده است.

آنچه باعث شد این یادداشت نوشته شود، مرور حضور چهره‌های ایرانی در کن طی سال‌های گذشته بود؛ حضوری که تقریباً هر سال با برجسته شدن یک چهره ایرانی همراه شده است.
یک سال اصغر فرهادی، سالی دیگر گلشیفته فراهانی، زمانی زهرا امیر ابراهیمی، بعد سعید روستایی و امسال نیز پگاه آهنگرانی.

نکته‌ای که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن عبور کرد، این است که معمولاً چهره‌ای بیشتر مورد توجه قرار گرفته که یا مواضع تندتری علیه ایران داشته، یا اثری ارائه کرده که تصویری بحرانی، تلخ و معترض از جامعه ایران به نمایش گذاشته است.

جشنواره کن

تغییر نگاه کن؛ از شاعرانگی تا بحران

این در حالی است که کن در سال‌های نه‌چندان دور، چنین رویکردی نداشت. در آن دوران، فیلم‌های شاعرانه و انسانی مجید مجیدی یا عباس کیارستمی بیش از هر چیز مورد توجه قرار می‌گرفتند؛ آثاری که نه بر بحران و تنش، بلکه بر انسان، اخلاق و زندگی روزمره تمرکز داشتند.

همین مسئله این پرسش را ایجاد می‌کند که از چه زمانی کن تا این اندازه چهره‌ای ضدایرانی پیدا کرد؟
یا شاید اساساً ما دچار سوءتفاهم شده‌ایم و آنچه امروز «ضدیت با ایران» تلقی می‌شود، بخشی از طبیعت جدید جشنواره‌های جهانی است.

واقعیت این است که جشنواره کن از ابتدا ذاتاً جشنواره‌ای ضدایرانی نبوده است. اتفاقاً در مقاطعی، یکی از مهم‌ترین ویترین‌های جهانی برای سینمای ایران محسوب می‌شد. از موفقیت طعم گیلاس تا افتخارات متعدد اصغر فرهادی، کن سال‌ها در تثبیت جایگاه جهانی سینمای ایران نقش مهمی ایفا کرده است.

چرا امروز نگاه‌ها تغییر کرده است؟

اما اینکه امروز بخشی از افکار عمومی ایران، این جشنواره را ضد ایرانی می‌بیند، دلایل مختلفی دارد.

نخست آنکه در نگاه بخش مهمی از نهادهای فرهنگی غرب، میان «ایران» و «حاکمیت ایران» تفکیک وجود دارد. بسیاری از مدیران فرهنگی و داوران اروپایی، حمایت از فیلم‌های معترض یا منتقد ایرانی را حمایت از جامعه ایران می‌دانند، نه اقدامی علیه مردم ایران. این نگاه تا حدی تحت تأثیر فعالیت برخی جریان‌های مخالف سیاسی نیز شکل گرفته است.

در مقابل، در داخل کشور نیز این رفتارها به‌عنوان حمایت سیاسی علیه نظام تعبیر می‌شود.

دلیل دیگر، سیاسی شدن تدریجی جشنواره‌های جهانی است. امروز تقریباً همه جشنواره‌های بزرگ دنیا بیش از گذشته وارد مسائل سیاسی، هویتی و حقوق بشری شده‌اند. این روند فقط محدود به ایران نیست و درباره موضوعاتی چون روسیه، فلسطین، مهاجرت و حتی بحران‌های داخلی غرب نیز دیده می‌شود.

از سوی دیگر، سلیقه جهانی درباره سینمای ایران نیز تغییر کرده است. در دهه‌های گذشته، جهان شیفته سینمای شاعرانه ایران بود؛ اما امروز آثار بحران‌محور و اجتماعی بیشتر دیده می‌شوند. همین موضوع باعث شکل‌گیری تصویری ملتهب از ایران در جشنواره‌ها شده است.

جشنواره کن

جشنواره‌ها در عصر رسانه و سیاست

یکی از مهم‌ترین دلایل این تغییر را باید در پایان دوران «سینمای شاعرانه جهان سوم» جست‌وجو کرد. آن فرم مینیمال و انسانی، برای جشنواره‌ها دیگر تازگی گذشته را ندارد و جای خود را به «مسئله روز» داده است.

عامل مهم دیگر، غلبه رسانه بر هنر است. امروز جشنواره فقط محل نمایش فیلم نیست، بلکه یک رویداد رسانه‌ای جهانی است. فیلمی که بتواند بحث و جنجال ایجاد کند، شانس بیشتری برای دیده شدن دارد.

از سوی دیگر، فضای فکری غرب نیز تغییر کرده است. مفاهیمی مانند هویت، جنسیت، حقوق اقلیت‌ها و سیاست، به مرکز گفتمان فرهنگی تبدیل شده‌اند و جشنواره‌ها نیز تحت تأثیر همین فضا قرار دارند. در چنین شرایطی، هنر «بی‌طرف» گاهی حتی محافظه‌کار تلقی می‌شود.

رقابت جشنواره‌ها برای اثرگذاری جهانی و همچنین اقتصاد توجه در عصر شبکه‌های اجتماعی نیز این روند را تشدید کرده است. بحران و تنش سریع‌تر از شاعرانگی دیده می‌شوند.

نقش سینمای ایران در این تغییر

بخشی از این تغییر به خود سینمای ایران نیز بازمی‌گردد. نسل جدید فیلمسازان، بیش از گذشته به واقعیت‌های خشن اجتماعی، بحران اقتصادی، فروپاشی خانواده و تنش‌های سیاسی توجه نشان می‌دهند.

بنابراین، فقط جشنواره‌ها تغییر نکرده‌اند؛ سوژه‌های سینمای ایران نیز دچار تحول شده‌اند.

در نهایت، جشنواره‌های جهانی امروز ترکیبی از هنر، سیاست، رسانه، سرمایه و قدرت نرم هستند؛ نه کاملاً ابزار دولت‌ها محسوب می‌شوند و نه کاملاً مستقل از فضای سیاسی جهان.

همین وضعیت خاکستری باعث شده بسیاری احساس کنند سینما دیگر فقط سینما نیست.

به نظر می‌رسد ایران نیازمند یک دیپلماسی فرهنگی فعال و هوشمند است؛ رویکردی که بتواند تصویر متفاوتی از ایران در ذهن تصمیم‌گیران فرهنگی جهان ایجاد کند.

در غیر این صورت، تا زمانی که نگاه‌های ساده‌انگارانه و انفعالی ادامه داشته باشد، این فاصله و سوءبرداشت‌ها نیز همچنان پابرجا خواهند ماند.

بیشتر بخوانید:

سینما؛ میدان تازه قدرت‌نمایی عربستان

محمد زارع
https://didhonar.ir/?p=111157

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *