به گزارش پلاتو هنر، در روزهایی که جنگ ایران و آمریکا خبرساز شد، «واکنش هنرمندان» به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات فضای مجازی تبدیل شد.
عدهای سریع موضع گرفتند و حمایت کردند، اما گروهی دیگر سکوت کردند یا دیر واکنش نشان دادند؛ سکوتی که خیلی زود به اتهام تعبیر شد.
در این میان، موجی از حملات مجازی و برچسبزنی شکل گرفت؛ جایی که مرز نقد، احساسات جمعی و عملیات سازمانیافته در هم آمیخت.
اما آیا واقعاً میتوان همه را با یک معیار ساده قضاوت کرد؟
این یادداشت، نگاهی انتقادی به همین دوگانه «سکوت یا خیانت» دارد.
روایت جنگ و آغاز قضاوتها
در بزنگاههای تاریخی، آنچه بیش از خودِ وقایع اهمیت پیدا میکند «روایت» آنهاست؛ روایتی که میتواند در حافظه جمعی تثبیت شود یا بهتدریج دچار تحریف گردد. جنگ اخیر میان ایران و آمریکا نیز از همین جنس است؛ رخدادی که علاوه بر ابعاد سیاسی و نظامی، به سرعت به میدان قضاوتهای اجتماعی درباره واکنش هنرمندان تبدیل شد.
در روزهای ابتدایی این درگیری، بخشی از جامعه هنری کشور بهسرعت نسبت به وقایع واکنش نشان داد؛ از اعلام حمایت از ایران گرفته تا همدردی با قربانیان، از جمله کودکان بیگناهی که در میناب به شهادت رسیدند. این دسته از واکنش هنرمندان برای بخشی از افکار عمومی، نشانهای از همراهی و مسئولیتپذیری تلقی شد. اما در سوی دیگر، گروهی از هنرمندان یا سکوت کردند یا با تأخیر واکنش نشان دادند؛ سکوتی که خیلی زود، بهجای تحلیل، به برچسب و اتهام تبدیل شد.
معیارسازی، فشار و موجهای مجازی
مسئله از جایی آغاز شد که «واکنش هنرمندان» به یک معیار مطلق برای سنجش تعهد اجتماعی تبدیل شد؛ گویی هر هنرمند باید در کوتاهترین زمان ممکن، موضعی شفاف و مطابق انتظار عمومی اتخاذ کند. در چنین فضایی، سکوت یا تأخیر دیگر بهعنوان یک وضعیت انسانی یا حرفهای دیده نشد، بلکه نشانهای از بیتفاوتی یا حتی تقابل تعبیر شد.
اما واقعیت این است که واکنش هنرمندان در چنین شرایطی، صرفاً یک انتخاب شخصی نیست. هنرمند در نقطهای قرار دارد که زیر شدیدترین نور دیده شدن ایستاده است؛ هر جمله، هر سکوت و هر تأخیر او بلافاصله دیده، بازنشر و قضاوت میشود. در مقابل، بسیاری از منتقدان در فضای مجازی، در پشت هویتهای ناشناس، بدون پرداخت هیچ هزینهای، در نقش قاضی ظاهر میشوند.
از سوی دیگر، نمیتوان نقش جریانهای هدایتشده در شکلدهی به این موجهای انتقادی را نادیده گرفت. آنچه بهعنوان «واکنش عمومی به واکنش هنرمندان» دیده میشود، در بسیاری موارد ترکیبی از احساسات واقعی، فضای ملتهب رسانهای و فعالیت شبکههایی است که با حسابهای ناشناس و رفتارهای هماهنگ، به تشدید فشار کمک میکنند. نتیجه، فضایی است که در آن فرصت تبیین و توضیح از هنرمند گرفته میشود.
سکوت بهعنوان واکنش و ضرورت بازنگری
در این میان، نکته مهمی که نادیده گرفته شده این است که سکوت نیز میتواند بخشی از «واکنش هنرمندان» باشد؛ سکوتی ناشی از تردید، دقت، ترس از سوءبرداشت یا تلاش برای یافتن بیان دقیقتر. همانطور که واکنش سریع نیز لزوماً نشانه درک عمیقتر یا تعهد بیشتر نیست.
در نهایت، مسئله اصلی شاید نه خودِ واکنش هنرمندان، بلکه شیوه مواجهه ما با آن باشد. وقتی هر واکنش یا عدم واکنش بهسرعت در قالبهای قطعی و دوگانه تفسیر میشود، نتیجه چیزی جز حذف پیچیدگیهای انسانی و تقویت قضاوتهای شتابزده نیست.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیاز به بازتعریف نسبت ما با واکنش هنرمندان وجود دارد؛ نسبتی که در آن، بهجای انتظار موضعگیری فوری و یکدست، امکان فهم شرایط، تفاوتها و حتی سکوتها نیز به رسمیت شناخته شود. در غیر این صورت، آنچه از دست میرود فقط اعتبار افراد نیست، بلکه ظرفیت گفتوگوی واقعی در جامعه است.
بیشتر بخوانید:
غافلگیریهای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در ایام جنگ





4 پاسخ
با صد لیتر اب هم این ننگ پاک نمیشه ماله نکش نویسنده محترم
یه سوالی
زمانی که سلبریتی ها برای حودکان اکراینی و مهسا امینی و ساختمون پلاسکو مویه می کردن هم سکوت و توجیه می کردین یا الان فقط توجیه داره
راست میگه. هنرمندا بیچاره ها وقتی واکنش نشون بدن فحش می خورن وقتی هم که واکنش نشون ندن فحش می خورن. وقتی سمت حکومت رو بگیرن فحش می خورن وقتی سمت ضد حکومت رو بگیرن فحش می خورن
عالی