به گزارش پلاتو هنر، فیلم سینمایی «هفت بهارنارنج» به کارگردانی فرشاد گلسفیدی و تهیهکنندگی محمد کمالیپور از چهارشنبه ۱۵ اسفندماه در سینماهای منتخب گروه سینمایی هنروتجربه و برخی پردیسهای سینمایی در سراسر کشور اکران شد.
فیلمنامه «هفت بهارنارنج» را احمد رفیعزاده نوشته و در خلاصه داستان آن آمده است: «قصه عشق اساطیری شمس و طلعت…»
علی نصیریان، لادن مستوفی، سارا رسولزاده، فرهاد آئیش، هومن حاجی عبداللهی، فرج گل سفیدی، باران سلطانی مقدم و آرشا گل سفیدی بازیگران «هفت بهارنارنج» هستند.
«هفت بهارنارنج»؛ فیلمی که قلب مخاطب را آرام تسخیر میکند
فیلم سینمایی «هفت بهارنارنج» را میتوان یک ملودرام عاشقانه و شاعرانه دانست که بیش از آنکه بر گرههای داستانی تکیه کند، بر احساس، خاطره و مفهوم وفاداری تمرکز دارد.
این فیلم به کارگردانی فرشاد گلسفیدی با بازی درخشان علی نصیریان و لادن مستوفی، یکی از آثار متفاوت سینمای ایران در سالهای اخیر است که عشق را از دریچه کهنسالی، بیماری و حافظه روایت میکند.
داستان این فیلم درباره استاد شمس است؛ مردی سالخورده که سالها از همسرش طلعت، که در وضعیت جسمانی دشواری قرار دارد، مراقبت میکند. زندگی او میان خاطرات گذشته، امید، تنهایی و واقعیت تلخ امروز در نوسان است. روایت فیلم مدام بین گذشته و حال حرکت میکند و گاهی مرز واقعیت و خیال را از بین میبرد.

علی نصیریان؛ قلب تپنده «هفت بهارنارنج»
بدون اغراق، مهمترین نقطه قوت «هفت بهارنارنج» بازی علی نصیریان است. او شخصیت شمس را نه صرفاً بهعنوان یک پیرمرد عاشق، بلکه انسانی خسته، امیدوار و گاه سرگردان میان واقعیت و خاطره به تصویر میکشد.
عنوان فیلم («هفت بهار نارنج») از همان ابتدا نشان میدهد قرار نیست با یک درام رئالیستی روبهرو باشیم. درخت نارنج، فصل بهار و تکرار کاشت نهال، همگی نمادهایی از عشق، انتظار و امید هستند. عشق واقعی، حتی اگر زمان، بیماری یا مرگ در برابرش قرار بگیرد، از بین نمیرود؛ بلکه شکلش تغییر میکند.
عدد هفت در فرهنگ ایرانی، هفت نماد کمال، تکامل و گذر از مراحل مختلف زندگی است؛ بنابراین «هفت بهار» میتواند کنایهای از سالهای انتظار و بلوغ عشق باشد.
در این فیلم قاببندیها، نورپردازی و استفاده از طبیعت بسیار چشمنواز است. رنگهای گرم، باغ، نور غروب و فضای شمال ایران، حال و هوایی آرام و شاعرانه ایجاد میکنند.
بزرگترین ایراد فیلم فیلمنامه است. در نیمه دوم داستان اتفاق تازهای رخ نمیدهد و فیلم بیشتر احساسات را تکرار میکند. بسیاری از منتقدان معتقدند تعارضهای بیرونی شخصیت شمس بسیار محدود است و داستان میتوانست بحرانهای بیشتری ایجاد کند.
اگر مخاطب به فیلمهای آرام و تأملبرانگیز علاقه نداشته باشد، احتمالاً در میانه فیلم احساس خستگی خواهد کرد. فیلم بیشتر بر سکوت، نگاه و خاطره استوار است تا حادثه.
بسیاری از شخصیتهای اطراف شمس ظرفیت دراماتیک دارند اما پرداخت عمیقی پیدا نمیکنند و بیشتر در خدمت پیشبرد فضای احساسی فیلم هستند.
با این وجود، از نگاه هنری، فیلم در فضاسازی، بازیگری و تصویرسازی موفق است اما از نظر درام و فیلمنامه، ضعفهایی دارد که باعث میشود برای همه مخاطبان جذاب نباشد. حتی برخی منتقدان معتقدند اگر کشمکشهای داستانی و پایانبندی قویتری داشت، میتوانست اثری ماندگارتر شود.

بازی علی نصیریان در «هفت بهار نارنج» از سوی بسیاری از منتقدان بهعنوان یکی از بهترین نقشآفرینیهای سالهای اخیر او توصیف شده است.
او در نقش «شمس»، مردی سالخورده که با عشق و وفاداری از همسر بیمارش مراقبت میکند، اجرایی بسیار ظریف و کنترلشده ارائه میدهد؛ اجرایی که بهجای اغراق، بر سکوت، نگاه و زبان بدن تکیه دارد.
آنچه این بازی را متمایز میکند، توانایی نصیریان در نمایش احساسات پیچیده بدون دیالوگهای طولانی است. او عشق، دلتنگی، ترس از تنهایی و امید را تنها با تغییر حالت چهره و لحن صدا منتقل میکند. بسیاری از لحظات تأثیرگذار فیلم، مدیون همین بازی مینیمال و پخته اوست؛ بهگونهای که شخصیت «شمس» کاملاً واقعی و باورپذیر به نظر میرسد.
در زمان اکران فیلم نیز بسیاری از رسانهها از «هفت بهارنارنج» بهعنوان آخرین فیلم عاشقانه علی نصیریان یاد کردند؛ زیرا این اثر آخرین فیلمی بود که او پیش از فاصله گرفتن از بازیگری سینما مقابل دوربین برد.
البته اگر منظور آخرین حضور سینمایی او باشد، این عنوان دیگر دقیق نیست. پس از «هفت بهار نارنج»، نصیریان در فیلم نوروز نیز ایفای نقش کرد و همچنین فیلم دیگری با عنوان «روشنایی» را نیز مقابل دوربین برده است که مراحل تولید آن به پایان رسیده است. بنابراین، «هفت بهار نارنج» آخرین فیلم عاشقانه اوست، اما آخرین حضور سینماییاش نیست.

در «هفت بهارنارنج» اگرچه بار اصلی فیلم بر دوش علی نصیریان است، اما لادن مستوفی و سارا رسولزاده نیز نقش مهمی در شکلگیری فضای احساسی فیلم دارند.
لادن مستوفی در نقش «طلعت» با بازی آرام، کنترلشده و پر از ظرافت ظاهر میشود. او بدون استفاده از اغراقهای رایج در ملودرام، عشق، رنج و آرامش شخصیت را به مخاطب منتقل میکند. بخش زیادی از ارتباط عاطفی میان شمس و طلعت از طریق نگاهها، سکوتها و حضور او شکل میگیرد و همین باعث میشود رابطه این زوج برای تماشاگر باورپذیر باشد. منتقدان نیز بازی او را مکملی شایسته برای نقشآفرینی علی نصیریان دانستهاند.

سارا رسولزاده با وجود زمان حضور کمتر نسبت به نقشهای اصلی، اجرایی طبیعی و بیتکلف ارائه میدهد. او شخصیتش را با صداقت و حس همدلی بازی میکند و توانسته بدون جلب توجه افراطی، بخشی از فضای انسانی و عاطفی فیلم را کامل کند.
حضور او به ایجاد تعادل میان نسل جوان و نسل سالمند داستان کمک میکند و از یکنواخت شدن روایت جلوگیری میکند. هرچند برخی منتقدان معتقدند فیلمنامه فرصت بیشتری برای پرداخت شخصیت او فراهم نکرده است، اما بازی رسولزاده در همان فرصت محدود، قابل قبول و تأثیرگذار است.
فیلمهایی مانند «هفت بهارنارنج» جایگاه مهمی در سینمای ایران دارند و شایسته است بیشتر تولید شوند. این آثار بهجای تکیه بر هیجانهای زودگذر یا فروش گیشه، بر روایت احساسات انسانی، عشق، خانواده، وفاداری و کرامت انسان تمرکز میکنند. چنین فیلمهایی فرصتی فراهم میکنند تا مخاطب با شخصیتها همدلی کند و پس از پایان فیلم نیز به مفاهیم آن بیندیشد.

دیگر عوامل «هفت بهارنارنج» عبارتند از: مدیر تولید، برنامهریزی و دستیار اول کارگردان: علی نوابی، مدیر فیلمبرداری و طراح صحنه: فرشاد گلسفیدی، دستیار یک فیلمبردار: کیوان محمدینژاد، مدیر صدابرداری: امیر حاتمی، طراح گریم: زهره سیهپوش، مجری گریم و سرپرست: محمدرضا سیهپوش، دستیار طراح صحنه: جواد بهبودی، مدیر صحنه: آرمین حیدری، طراح لباس: راحله سالم، تدوین: بابک قائم، طراحی و ترکیب صداها: حسین مشعلی و امید محمدیپور، موسیقی: پیام آزادی، میکس و مسترینگ: مهرداد اسماعیلپور، طراح جلوههای بصری و اصلاح رنگ: علی تصدیقی، تیتراژ و تیزر: یوسف بخشایش عکاس: حسن شجاعی، تصویربردار پشت صحنه: مجتبی کوهکن، مشاور رسانهای: مریم قربانینیا.
فیلم سینمایی «هفت بهارنارنج» با مدت زمان یک سات و 20 دقیقه در ژانر درام در پلتفرم فیلم نت به صورت آنلاین اکران و قابل تماشا است.
بیشتر بخوانید:
بَم هنوز «احمد» را به خاطر دارد؛ ادای دین سینما به قهرمان ملی




