
نمایش «هر کس، هر جا و هر چیز» به کارگردانی رعنا مقدم و با متنی از دانکن مکمیلان، به مسئله اعتیاد و معضلات زیست هنرمندان از زاویهای متفاوت نگاه میکند. این اثر با تهیهکنندگی سعید روستایی از ۱۹ آبانماه در تماشاخانه هما روی صحنه رفته و با استقبال قابل توجه مخاطبان مواجه شده است.
داستان نمایش درباره هنرپیشه جوان تئاتری است که به اعتیاد دارو و الکل دچار شده و برای ترک و بازگشت به صحنه، که برای او همزمان عشق، هویت و معنای زندگی است راهی آسایشگاهی میشود. حضور در این فضا، او را ناگزیر با گذشته، انتخابها و درونِ پنهان خود روبهرو میکند؛ مواجههای که بیش از آنکه ساده و خطی باشد، پیچیده و چندلایه است.

ترجمهای تازه با بازنویسی و تغییرات گسترده
رعنا مقدم، کارگردان و بازیگر اصلی نمایش «هر کس، هر جا و هر چیز»، در گفتوگو با «پلاتو هنر» با اشاره به نمایشنامه اثر گفت: «این متن ظاهراً ترجمه دیگری داشته و حتی اجرای دیگری هم از آن شده بود، اما برای اینکه نمایش را روی صحنه ببرم، خودم آن را ترجمه کردم. ترجمه من کاملاً با ترجمههای قبلی متفاوت است؛ ما در بخشهای زیادی از متن تغییر ایجاد کردیم، قسمتهایی را اضافه و بخشهایی را حذف کردیم. در نهایت، چارچوب کلی حفظ شد، اما در روند داستان تغییرات زیادی به وجود آمد.»
او درباره دغدغه انتخاب این موضوع توضیح داد: «همیشه علاقهمندم سراغ موضوعاتی بروم که بخش بزرگی از مردم بتوانند با آنها همذاتپنداری کنند. موضوع اجرای ما اعتیاد است، اما تلاشم این بود که متن طوری پیش برود که حتی کسانی که هیچ تجربه مستقیمی از اعتیاد ندارند هم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.»

اجرایی پربازیگر و پرچالش
مقدم با اشاره به روند انتخاب بازیگران این نمایش گفت: «این اثر پربازیگر است و اجرای آن طبیعتاً سخت بود. البته کار قبلی من، «آناتومی»، هم پربازیگر بود و حتی تعداد بازیگرانش از این نمایش بیشتر بود. با چند نفر از بازیگران، در پروژه قبلی هم همکاری داشتم و بهواسطه همان تجربه دوست داشتم دوباره کنار هم کار کنیم.»
به گفته این کارگردان، در مجموع حدود ۷۰ درصد از اعضای گروه چه روی صحنه و چه پشت صحنه از هنرجویان سعید روستایی هستند و بر همین اساس انتخاب شدهاند.
تجربهای مثبت در تماشاخانه هما
مقدم در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تجربهی اجرا در تماشاخانه هما عنوان کرد: «از دوستانم که قبلاً در این تماشاخانه اجرا داشتند، تجربهها و تعریفهای خوبی شنیده بودم. بعد از جلسهای که با آقای سام درخشانی داشتیم، همکاری ما شکل گرفت و در مجموع تجربه فوقالعادهای بود. من سابقه اجرایی زیادی ندارم و پیش از این فقط دو اجرای عمومی داشتم، اما در همین محدوده تجربه، همهچیز در تماشاخانه هما با نظم، برنامهریزی و مدیریت دقیق پیش میرود. این نظم و همکاری، فشار زیادی را از روی گروه اجرا برداشت و واقعاً کمککننده بود.»

هشت ماه تمرین فشرده و فرسایشی
او درباره روند تمرینهای نمایش گفت: «ما تقریباً هشت ماه تمرین داشتیم. در ماههای ابتدایی تمرینها سبکتر بود، اما در نیمه دوم، تمرینها بسیار پرفشار شد و گاهی برای همه گروه فرسایشی بود. دلیلش هم این بود که هم تمرین فرم داشتیم و هم تمرین صحنههای نمایشی. بچهها باید هم تمرین بدنی میکردند و هم تمرین بازیگری، که فشار زیادی به آنها وارد میکرد. با این حال، همراهی و همدلی گروه باعث شد این فشار قابل تحمل شود؛ بدون این همراهی، ادامه مسیر تقریباً غیرممکن بود.»
اعتیاد؛ فراتر از یک مسئلهی صرفاً اجتماعی
مقدم در ادامه، با اشاره به رویکرد کلی خود در انتخاب موضوع آثارش گفت: «در هر دو کاری که کارگردانی کردهام، سعی داشتم به دغدغههایی بپردازم که مستقیماً با زندگی روزمره اغلب آدمها در جامعه در ارتباط است. در کار قبلیام، «آناتومی»، مسئله ژنتیک و انتقال مشکلات روحی روانی از نسلی به نسل دیگر برایم محور بود؛ موضوعی که بیتردید بر زندگی همه ما تأثیر میگذارد، اما چه در آثار هنری و چه در زندگی روزمره، کمتر به آن فکر میکنیم.»
او افزود: «در این اثر به سراغ اعتیاد رفتم؛ مسئلهای که ما در زندگی روزمره، چه در میان اطرافیان و دوستان و چه در سطح کلی جامعه، بارها با آن مواجه میشویم. یکی از دغدغههای اصلی من این بود که تصویر تیپیکال و کلیشهای اعتیاد را کنار بزنم. اعتیاد یک چهره واحد ندارد. آن تصویر آشنای فردی بسیار لاغر، نامرتب و رهاشده در گوشه خیابان، فقط یکی از شکلهای اعتیاد است، نه همهی آن.»
به گفته این کارگردان، بسیاری از آدمهایی که هر روز با آنها زندگی و کار میکنیم، ممکن است درگیر اعتیاد به قرص، الکل یا موادی باشند که نشانه ظاهری مشخصی ندارد، اما میتواند زندگی یک انسان را بهطور کامل نابود کند.

دنیای پیچیده بعد از ترک
مقدم با اشاره به زاویه نگاه متفاوت نمایش نسبت به موضوع اعتیاد گفت: «با وجود اینکه اعتیاد موضوعی بسیار پر پرداخت است، چه در آثار ایرانی و چه در آثار جهانی اغلب روایتها روی «ترک کردن» متمرکز میشوند؛ انگار همهچیز به اراده فرد ختم میشود. در حالیکه دنیای بعد از ترک، دنیایی بسیار پیچیده است. جامعه، خانواده یا اطرافیان ممکن است فرد را نپذیرند، حتی اگر واقعاً از گذشتهاش عبور کرده باشد. همیشه اینطور نیست که فرد معتاد ترک کند و خانواده با آغوش باز منتظرش باشند.»
او ادامه داد: «از سوی دیگر، خودِ فرد بعد از ترک با محدودیتهای جدی مواجه میشود؛ کارهایی که دیگر نمیتواند انجام دهد، جاهایی که نمیتواند برود و زندگیای که شکل تازه و بهمراتب دشوارتری پیدا میکند.»
اعتیاد بهمثابه استعارهای از زندگی
این کارگردان در جمعبندی نگاه خود گفت: «در این نمایش، اعتیاد برای من بیش از آنکه صرفاً یک مسئله اجتماعی باشد، نوعی استعاره از خودِ زندگی است. ما مسیرهایی را انتخاب میکنیم و وارد موقعیتهایی میشویم، اما همیشه اینطور نیست که همهچیز انتخاب آگاهانه ما باشد. شاید شروع یک مسیر با تصمیم ما باشد، اما ادامه آن و اتفاقاتی که در راه رخ میدهد، لزوماً در کنترلمان نیست.»
مقدم با اشاره به مسئلهی جبر و اختیار افزود: «این پرسش که از کجا به بعد انتخاب با ماست و از کجا به بعد شرایط به ما تحمیل میشود، برای من بسیار جذاب است و در کار قبلیام هم به آن پرداخته بودم. گاهی ما سوار موجی میشویم که دیگر هدایتش دست خودمان نیست و آن موج ما را با خودش میبرد.»

اعتیاد در جامعه امروز؛ پنهانتر و پیچیدهتر
او در پاسخ به پرسشی درباره اعتیاد در جامعهی هنر گفت: «اطلاع دقیقی ندارم که بخواهم این مسئله را بهطور خاص به جامعهی هنر نسبت بدهم. اساساً فکر میکنم نیازی به این تفکیک نیست. اعتیاد در کل جامعه ما شایع است. کافی است در خیابان راه بروید؛ حتی بدون شناخت آدمها، میتوانید نشانههایش را حس کنید. بوی مواد مخدر، تغییر شکل اعتیاد و پنهانتر شدن آن، نشان میدهد که دیگر نمیتوان از روی ظاهر یک فرد تشخیص داد که درگیر اعتیاد هست یا نه.»
مقدم در پایان تأکید کرد: «اگرچه اعتیاد موضوعی است که از سالها قبل تا امروز بارها به آن پرداخته شده، اما آنقدر مسئلهای پیچیده و تأثیرگذار است؛ بهویژه در زندگی امروز که همچنان جای پرداختن دارد. مسئله اصلی این نیست که آیا به اعتیاد پرداختهایم یا نه؛ مسئله این است که چگونه و از چه زاویهای به آن نگاه میکنیم.»




