نمایش «افسانه پر طلایی» به کارگردانی علی شاهصفی، یکی از آثار کودک و نوجوانی است که در آذر و دیماه سال جاری روی صحنه رفت و با اتکا به قصهای افسانهای و روایتی چندلایه، توانست مخاطبان گروههای سنی مختلف را با خود همراه کند. این نمایش که بر پایه اقتباسی آزاد شکل گرفته، تلاش دارد فراتر از سرگرمی، مفاهیمی انسانی و جهانشمول را به زبان قابل فهم برای کودک و نوجوان بیان کند.
علی شاهصفی، کارگردان نمایش «افسانه پر طلایی»، در گفتوگو با خبرنگار پلاتو هنر درخصوص اجرای این اثر گفت: پس از اتفاقات کرونا، دیگر فعالیتی در حوزه اجرای صحنهای نداشتم و بیشتر به سمت کارهای تصویری مانند فیلم کوتاه و سریال رفتم. در این مدت ارتباط من با تئاتر به شکل مستقیم قطع شده بود، اما از آنجا که دو سال پیش درخواستی برای اجرا به تالار هنر ارائه داده و در نوبت اجرا قرار گرفته بودم، امسال شرایطی فراهم شد تا دوباره به صحنه بازگردم و اثری را برای اجرا آماده کنم.

او ادامه داد: در ابتدای سال یکی از دوستانم، حسین فدایی حسین، چند متن را به من پیشنهاد داد که «افسانه پر طلایی» هم در میان آنها قرار داشت. این متن در کنار گزینههای دیگر نظرم را جلب کرد، اما آنچه امروز روی صحنه اجرا میشود، فاصله زیادی با نسخه اولیه دارد. میتوان گفت حدود ۸۵ درصد متن تغییر کرده و در روند تمرینها، بازنویسیها و نگاه اجرایی، شکل تازهای به خود گرفته است.
شاهصفی با اشاره به نگاه خود نسبت به رابطه نویسنده و کارگردان اظهار کرد: به اعتقاد من هر نویسنده هنگام نوشتن نمایشنامه، یک بار اثر را در ذهن خود اجرا میکند. زمانی که مخاطب یا کارگردان متن را میخواند نیز ناخودآگاه همان اجرای ذهنی نویسنده در ذهن او شکل میگیرد. نقطهای که هنر کارگردان معنا پیدا میکند، جایی است که بتواند متن را از آنِ خود کند، از اجرای ذهنی نویسنده عبور کند و مفاهیم تازهای به آن بیفزاید؛ نه با نیت تخریب، بلکه برای افزودن لایههای معنایی جدید و متناسب با زمانه.

اقتباسی از یک افسانه فولکلور روسی
وی درباره خاستگاه داستانی این نمایش گفت: «افسانه پر طلایی» اقتباسی از یک افسانه فولکلور روسی است که در ساختار کلی شباهتهای قابل توجهی با داستان سیندرلا دارد. این شباهت در نسخه اولیه کاملاً مشهود بود و تداعی آن برای مخاطب اجتنابناپذیر به نظر میرسید. به همین دلیل متن طی دو تا سه مرحله بازنویسی شد تا از نظر فرهنگی و اجتماعی به فضای جامعه ما نزدیکتر شود، چرا که شرایط و مناسبات موجود در نمایشنامه اصلی، همخوانی چندانی با فرهنگ ایرانی نداشت.
کارگردان نمایش «افسانه پر طلایی» درخصوص انتخاب این متن در میان نمایشنامههای پیشنهادی توضیح داد: متون ایرانی بسیاری وجود دارند که از نظر ایده و زبان بسیار ارزشمند هستند، اما اغلب در مرحله پرداخت نمایشی، عمق داستانی خود را از دست میدهند. در این متون کمتر شاهد آن هستیم که مفهوم تا لایههای زیرین روایت پیش برود و امکان تحلیل چندسطحی برای بازیگر و مخاطب فراهم شود. به همین دلیل همواره به متون خارجی گرایش داشتهام و سعی میکنم با بازنویسی، آنها را تا حد امکان به فرهنگ خودمان نزدیک کنم. از سوی دیگر، مفاهیمی که قابلیت ارتباط بینالمللی دارند، میتوانند نقش مهمی در ارتقای نگاه و آگاهی نسل نوجوان و جوان ایفا کنند.

واکنش مخاطبان فراتر از انتظار بود
شاهصفی با اشاره به بازخوردهای مخاطبان نسبت به این اثر گفت: واکنشهایی که پس از اجرا دریافت کردیم، فراتر از انتظار ما بود و تمام گروه را شگفتزده کرد. نگرانی اصلی من این بود که نمایش برای رده سنی نوجوان طراحی شده، اما در سالن کودک معمولاً تعداد زیادی مخاطب خردسال حضور دارند. اینکه یک اثر بتواند هم کودک، هم نوجوان و هم بزرگسالی را که همراه آنها به سالن آمده، درگیر کند، کار بسیار دشواری است. خوشبختانه نمایش توانست در لایههای عمیقتر خود، مخاطبان بزرگسال را نیز جذب کند؛ بهطوری که حتی پیشنهاد شد این اثر با عنوان کاری برای بزرگسال، در سالنی دیگر نیز به اجرا درآید.
وی در پایان درباره چالشهای فعالیت در حوزه کودک و نوجوان بیان کرد: من فعالیت حرفهای خود را با سینما و دنیای تصویر آغاز کردم و ورودم به تئاتر هم با آثار بزرگسال همراه بود، اما طی ده سال گذشته شرایطی پیش آمد که تصمیم گرفتم خودم را در فضای کودک و نوجوان نیز محک بزنم. دنیای کودک چه در تصویر و چه روی صحنه تئاتر، همواره چالشی جذاب برای من بوده و هر زمان که بخواهم مسیر کاریام را ارزیابی کنم، سراغ این حوزه میروم تا ببینم در چه مسیری قرار دارم.




