ناگفته‌های شیما محمدی/ «کازابلانکا» به نقطه پایان رسید

نمایش «کازابلانکا» به کارگردانی و بازی شیما محمدی این روزها در تالار حافظ روی صحنه است؛ اثری که بر پایه یکی از ماندگارترین فیلم‌های تاریخ سینما، نوشته جولیوس جی. اپستان، فیلیپ جی. اپستان و هوارد کوخ شکل گرفته و با حضور بازیگرانی همچون کامران تفتی، سینا رازانی، ایوب آقاخانی و بهرام ابراهیمی اجرا می‌شود.

محمدی در کنار گروهی بزرگ از بازیگران و گروه فرم، تلاش کرده فضایی نزدیک به نسخه سینمایی خلق کند؛ از بازسازی کافه آمریکایی ریک و موسیقی زنده گرفته تا نورپردازی و میزانسن‌هایی که یادآور جهان کلاسیک فیلم است. داستان با همان نقطه آغاز آشنا شروع می‌شود: کافه ریک در کازابلانکا و ورود معشوقه قدیمی که همه چیز را تغییر می‌دهد.

در ادامه، با شیما محمدی از روند اقتباس، شیوه کارگردانی، انتخاب بازیگران و دشواری‌های انتقال یک اثر کلاسیک سینمایی به صحنه تئاتر سخن گفتیم که در ادامه می‌خوانید.

همیشه شیفته فیلم‌های کلاسیک بوده‌ام

 محمدی، کارگردان نمایش «کازابلانکا»، درباره علاقه‌اش به فیلم‌های کلاسیک عنوان کرد: من همیشه شیفته فیلم‌های کلاسیک بوده‌ام؛ از «کازابلانکا» و «بربادرفته» گرفته تا «بانوی محبوب من». «کازابلانکا» یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های زندگی من است. در ابتدا روی نمایشنامه دیگری کار می‌کردم، اما در یکی از جلسات با سهند خیرآبادی، صحبت «کازابلانکا» پیش آمد و همان لحظه انگار جرقه‌ای در من زده شد. فقط شنیدن نام «کازابلانکا» باعث شد حس کنم باید آن کار را کنار بگذارم و سراغ این نمایشنامه بیایم.

 او درباره وفاداری به متن اصلی گفت: درواقع ما هیچ تغییری در متن یا ساختار قصه ایجاد نکردیم. این تصمیم از علاقه و احترامی می‌آید که نسبت به فیلم اصلی دارم. معتقدم مخاطبی که «کازابلانکا» را دیده، دوست دارد همان روایت و همان حس را تجربه کند. تنها تغییری که ایجاد کرده‌ایم، مربوط به مدیاست؛ یعنی تلاش برای تبدیل یک اثر سینمایی با کلوزآپ‌ها و قاب‌های خاصش به یک اجرای زنده روی صحنه.

«کازابلانکا»
«کازابلانکا»

تلاش کردیم نوستالژی «کازابلانکا» را برای مخاطب زنده کنیم

محمدی درباره تلاش‌های ویژه برای جذابیت اجرا توضیح داد: برای جذاب‌تر و متفاوت شدن اجرا، به طراحی صحنه، میزانسن، گروه حرکت، نور، لباس و گریم دقیق توجه ویژه‌ای داشتیم. طبیعتاً هیچ نمایشی نمی‌تواند «کازابلانکا» هامفری بوگارت و اینگرید برگمن باشد، اما تلاش کردیم نوستالژی و خاطره آن فضا را برای مخاطب زنده کنیم.

او در مورد موسیقی «کازابلانکا» گفت: موسیقی سعید ذهنی یکی از مهم‌ترین بخش‌های کار است. ما سعی کردیم حال‌وهوای موسیقی دهه ۱۹۴۰ را حفظ کنیم تا فضای عاشقانه و تاریخی قصه تغییر نکند و همان حس فیلم برای مخاطب تداعی شود.

پلی بین یک کلاسیک مهم سینمای جهان و نسل امروز

محمدی درباره تجربه مخاطبان از نمایش تصریح کرد: می‌خواستم مخاطب در این هفتاد دقیقه، حتی اگر ۳۰ یا ۴۰ درصد هم شده، حس کند وارد جهان «کازابلانکا» شده است. خیلی‌ها پس از اجرا می‌گویند آخرین‌بار ۱۵ یا ۲۰ سال پیش فیلم را دیده بودند و این نمایش برایشان یادآور آن حس قدیمی بوده است. از سوی دیگر، نسل جوانی هم هست که فیلم را ندیده و با این نمایش برای نخستین‌بار با قصه آشنا می‌شود. همین برایم ارزشمند است؛ اینکه بتوانم پلی باشم بین یک کلاسیک مهم سینمای جهان و نسل امروز.

«کازابلانکا»
«کازابلانکا»

او با اشاره به تعداد شخصیت‌ها و گروه حرکت گفت: در ابتدای کار پیشنهاد شد تعداد شخصیت‌ها را به چهار یا پنج نفر کاهش دهم، اما قبول نکردم. «کافه ریک» با آدم‌هایش معنا پیدا می‌کند. حتی گروه حرکت را هم اضافه کردیم تا به دلیل تفاوت مدیا با سینما، فضای صحنه غنی‌تر شود.

محمدی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به طراحی لباس و گریم عنوان کرد: وسواس زیادی داشتیم. مهسا ناصری برای لباس و پژمان بنفشه‌خواه برای گریم ساعت‌ها زمان می‌گذاشتند. ما از ساعت چهار یا پنج بعدازظهر گریم را شروع می‌کنیم و تا زمان اجرا حدود سی نفر گریم می‌شوند. کیفیت این بخش باید در حدی باشد که مخاطب بداند با فیلم اصلی مواجه نیست، اما حس خوب و قابل قبولی دریافت کند.

او درباره انتخاب بازیگر نقش «ریک» توضیح داد: انتخاب بازیگر نقش «ریک» بسیار حساس بود. گزینه‌های زیادی بررسی شد، اما در نهایت کامران تفتی به گروه اضافه شد و واقعاً با تمام وجودش کار کرد. در همان دو روز اول، کل نمایشنامه حتی دیالوگ‌های دیگران را حفظ بود. هوش، تمرکز و تعهد او کمک کرد همان ریکی که در ذهن داشتم، روی صحنه جان بگیرد.

«کازابلانکا»
«کازابلانکا»

محمدی درباره نقش خود در نمایش گفت: در ابتدا فقط قرار بود نقش «السا» را بازی کنم، اما وقتی وارد متن شدم، دیگر نتوانستم از آن فاصله بگیرم. احساس کردم باید خودم این روایت را بسازم. درست در همین دوره، شرایط جنگ و تعطیلی تئاتر پیش آمد و چند هفته همه‌چیز متوقف شد. اما بعد از بازگشت با انرژی بیشتری ادامه دادیم تا به کیفیت مورد انتظار برسیم.

آغاز پیش‌تولید «کازابلانکا» در شرایط جنگ

محمدی درباره آغاز پیش‌تولید نمایش توضیح داد: شروع کار ما دقیقاً هم‌زمان شد با جنگ ۱۰ تا ۱۲ روزه‌ای که همه درگیرش بودیم. من مانده بودم و نمایشنامه‌ای که عاشقش بودم؛ متنی از سهند خیرآبادی عزیز. سالن را از قبل گرفته بودم، اما نمی‌دانستم در چنین شرایطی اصلاً شروع کار ممکن هست یا نه. تمام روزهای جنگ، من در تهران بودم اما ذهنم در کازابلانکای دوران جنگ جهانی دوم پرسه می‌زد. هر صدایی که می‌آمد، هر لحظه‌ای که می‌گذشت، انگار من را بیشتر در فضای قصه فرو می‌برد. فقط آرزو می‌کردم جنگ تمام شود و مردم سرزمینم در آرامش باشند.

شیما محمدی
شیما محمدی

او ادامه داد: «کازابلانکا» یک درام عاشقانه است که در دل جنگ اتفاق می‌افتد. برایم جالب بود که من هم دقیقاً در شرایط مشابهی کار را آغاز کردم. بعد از اینکه گروه شکل گرفت و بچه‌ها یکی‌یکی اضافه شدند، این روند خیلی سریع‌تر از چیزی که تصور می‌کردم جلو رفت. اولین بازیگری که به ما اضافه شد، سینا رازانی عزیز بود؛ واقعاً ستون این کار.

محمدی درباره جذب دیگر بازیگران توضیح داد: قبل از جنگ، به بهرام ابراهیمی عزیز گفتم که می‌خواهم «کازابلانکا» را بسازم و فقط او را برای نقش «ژنرال هنریش اشتراسر» می‌خواهم. با همان صدای خاص و نگاه و میمیک‌های منحصر‌به‌فردش. بعد از جنگ، زمانی که پیش‌تولید را ادامه دادم، مدام پیشنهاد می‌دادند کار را کوچک کنم؛ پرسوناژها را کم کنم، نقش‌ها را خلاصه کنم. اما من ذاتاً کارهای باشکوه و پرجزئیات را دوست دارم. نه‌تنها کوچک نکردم، بلکه چند برابر هم به متن و اجرا اضافه شد. هر آنچه متن سهند خیرآبادی نیاز داشت، من به آن افزودم.

ایوب آقاخانی
ایوب آقاخانی

او درباره تیم اجرایی نمایش گفت: تیم ما با عوامل صحنه و پشت صحنه، حدود ۷۰ تا ۸۰ نفر است. یک‌جایی به خودم گفتم «می‌شود، می‌توانی» و با اینکه سختی زیاد بود، اما با تیم حرفه‌ای پشت صحنه و بازیگران روی صحنه، این اتفاق خوب افتاد. از پیشکسوت نازنین‌مان بهرام ابراهیمی گرفته تا کامران تفتی، سینا رازانی و ایوب آقاخانی. باید بگویم ایوب را حتی قبل از کامران برای نقش ویکتور لازلو انتخاب کرده بودم.

تمرین‌های سنگین و ساختار چندلایه آماده‌سازی

محمدی درباره روند تمرین‌ها توضیح داد: روزی سه مرحله تمرین داشتیم؛ دو ساعت برای بازیگران فرعی، بعد دو ساعت تمرین گروه حرکت و در نهایت تمرین اصلی همراه با بازیگران نقش‌های اصلی. همه این‌ها باید کاملاً سینک می‌شد و یک ساختار هماهنگ می‌ساخت. ما از ساعت سه یا چهار بعدازظهر تمرین را شروع می‌کردیم تا دوازده شب. روند تمرین‌ها چند ماه طول کشید؛ از اواسط شهریور تا یک آبان که نمایش را روی صحنه بردیم.

قضاوت با مخاطب است

محمدی درباره نتیجه کار تصریح کرد: تلاشمان را کردیم. اینکه خوب بوده یا نه، قضاوتش با مخاطبان و دوستداران تئاتر است. من خودم را کوچک همه هنرمندان و مردم سرزمینم می‌دانم. برای قدم اول خوشحالم. خیلی‌ها گفتند نمی‌توانی، این کار روی صحنه نمی‌رود. فقط لبخند می‌زدم و می‌گفتم: «می‌رود». نتیجه را هم با چشمان خودتان دیدید.

«کازابلانکا»
«کازابلانکا»

گزارش تصویری نمایش «کازابلانکا»

https://didhonar.ir/?p=103233

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + 13 =