نمایش «نامه اداری» نوشته واسلاو هاول، با ترجمه زهرا آقا عباسی و کارگردانی آریو راقب کیانی، این شبها در سالن استاد انتظامی روی صحنه است. این اثر با نگاهی اجتماعی و در قالب کمدی سیاه، مخاطب را در دل یک فضای اداری اجتماعی میبرد و او را به تأمل درباره فروپاشی ارتباطات انسانی و روندهای پیچیده بروکراتیک دعوت میکند. در ادامه، مشروح گفتوگوی ما با آریو راقب کیانی را میخوانید.

در ابتدا درباره موضوع نمایش «نامه اداری» توضیح بدهید.
در نگاه اول، نمایش به بروکراسیهای یک نظام اداری میپردازد؛ اما در سطحی کلانتر، جامعهای را ترسیم میکند که دچار فروپاشی شده؛ جامعهای که زبان مادری افرادش کمکم از میان میرود و ارتباطات انسانی در آن مخدوش شده است. در ظاهر، ما با یک سازمان اداری مواجهیم، اما نمایش این فضا را بسط میدهد و نشان میدهد چگونه یک جامعه میخواهد از دل این ساختار، نوعی آرمانشهر بسازد؛ آرمانشهری که در نهایت ضد خودش عمل میکند.
ایده شما برای اجرای این نمایش از کجا شکل گرفت؟
چند عامل در این انتخاب مؤثر بود. نخست اینکه تعدادی از نوشتههای این نویسنده چکسلواکی برای من همیشه جذاب بودهاند؛ بهویژه نگاه ابزورد او به پدیدههای اجتماعی و نوع کمدی سیاهی که در آثارش وجود دارد. دوم اینکه من در کنار کار هنری، در یک سازمان مشغول به کارم و همیشه برایم سؤال بوده که ارتباطات درونسازمانی چگونه شکل میگیرد و چرا اینقدر پیچیده است. بنابراین نمایش برای من هم جنبهی شخصی داشت و هم اجتماعی. این اثر ۵۰ سال پیش نوشته شده، اما وقتی آن را به زبان و فرهنگ خودمان منتقل میکنیم، هنوز میتواند با مخاطب امروز ارتباط برقرار کند.

با توجه به اینکه اثر ایرانی نیست، چطور آن را به فضای امروز نزدیک کردید؟
به نظرم لازم است مخاطب اجرای نمایش را از نزدیک ببیند. در سالن، مولفههایی وجود دارد که به او کمک میکند بفهمد این اثر چکی که نیمقرن پیش نوشته شده، چطور میتواند با زبان و فرهنگ امروز ما قرابت داشته باشد. مخاطب میتواند در بسیاری از موقعیتها احساس همذاتپنداری کند.
در طول فرایند کار با چه چالشهایی مواجه شدید؟
یکی از مهمترین چالشها گرفتن سالن بود. ما حدود یک سال در نوبت بودیم و سالن چهار را به ما ندادند. در نهایت با همکاری پیام لاریان توانستیم سالن استاد انتظامی را بگیریم. این سالن بلکباکس است و به لحاظ فضاسازی خیلی به ما کمک میکند.
چالش دیگر تعدد کاراکترهاست. «نامه اداری» یازده شخصیت دارد و طبیعی است که هدایت و هماهنگی چنین گروهی کار سادهای نیست. برخی نقشها را هم ناچار شدیم جایگزین یا هدایت کنیم.
چالش سوم هم همان موضوعی است که اشاره کردید: اینکه آیا این متن را میتوان با فرهنگ و ارتباطات روزمرهی مردم امروز پیوند زد یا نه.
در شرایطی که هزینههای تبلیغات تئاتر بسیار بالاست، شما چه شیوههایی را برای تبلیغ انتخاب کردید؟
مثل بسیاری از گروههای دیگر با این چالش روبهرو بودیم. تبلیغات ما بیشتر از طریق صفحات معرفی تئاتر، صفحهی هنرمندان، فضای مجازی و اینستاگرام انجام شد. بخش زیادی از بازیگران ما دانشجویان هنر هستند و همین تعاملات دانشجویی هم به معرفی نمایش کمک کرد.
تا امروز استقبال مخاطبان چگونه بوده است؟
میتوانم بگویم نه خیلی خوب و نه خیلی بد. با توجه به وضعیت فعلی تئاتر و مقایسه با دیگر آثار، فکر میکنم وضعیت فعلی قابل قبول و حتی مطلوب باشد.

در مورد هزینههای اجرا و شرایط اقتصادی فعلی بگویید. آیا اسپانسر یا تهیهکننده داشتید؟
نه، اجرای این کار عملاً بهوسیله خودم انجام شد. بخشی از هزینهها به عوامل برگشت داده شد و بخشی هم بر اساس توافقها و بدهیهایی که به بازیگران داشتیم، محاسبه شد. در واقع ما بدون اسپانسر و تهیهکننده پیش رفتیم.
بعد از پایان اجرا، قصد دارید نمایش را تمدید یا در سالن دیگری روی صحنه ببرید؟
اگر بازخورد مخاطبان خوب باشد و احساس کنیم توانستهایم پیام نمایش را منتقل کنیم، حتماً برای تمدید یا اجرای دوباره چه در همین سالن و چه در سالن دیگر اقدام خواهیم کرد.
حرف آخر؟ اگر نکتهای دارید یا میخواهید مخاطبان را به دیدن نمایش دعوت کنید.
ما یک کمدی اجرا میکنیم، اما کمدی ما از جنس کمدی سیاه است؛ بنابراین ممکن است باب میل همه نباشد. روی برگه معرفی نمایش هم نوشتهایم «سیاسی»، اما شاید در ظاهر چندان سیاسی نباشد. با این حال، از مخاطب دعوت میکنیم با این پیشفرض به سالن بیاید که در دل نمایش کدی وجود دارد و قرار است در خلوت خودش به آن فکر کند. همچنین پیشنهاد میکنم مخاطبان نمایشنامههای واسلاو هاول را حتماً بخوانند.
بیشتر بخوانید:




