میلاد آقایی: هنرمندان نمیتوانند در برابر جریانهای اجتماعی منفعل باشند
به گزارش پلاتو هنر، میلاد آقایی آهنگساز قطعه موسیقی «در میان آوار» برای کوآرتت بادی در گفتگویی با خبرنگار پلاتو هنر عنوان کرد که موسیقی به شیوههای مختلف میتواند افراد با دیدگاهها، سلیقهها و گرایشهای گوناگون را گرد هم آورد و موجب تقویت احساسات مشترک و ایجاد انسجام اجتماعی شود. از این رو، تأثیر موسیقی در سطوح مختلف جامعه مشهود است.
.
قطعه موسیقی «در میان آوار» برای کوآرتت بادی به آهنگسازی میلاد آقایی در قالب رویداد «نقشی بر میناب» به همت کانون موسیقی موزه هنرهای معاصر تهران و با همکاری موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر، در روز یکشنبه، ۲۴ خرداد ماه سال جاری در دو سانس ۱۶ و ۱۷:۳۰ در جوار حوض روغن موزه هنرهای معاصر تهران اجرا میشود.
.
به همین بهانه، به گفتگو با میلاد آقایی عضو کانون موسیقی موزه هنرهای معاصر تهران، مدیر اجرایی رویدادهای «موسیقی در موزه» و «همنوایی در موزه» و آهنگساز قطعه موسیقی «در میان آوار» درباره نحوه شکلگیری این رویدادها و این آهنگ تقدیم شده به فرشتگان کوچک میناب نشستیم.
.
میلاد آقایی در سخنان ابتدایی، هدف از تشکیل کانون موسیقی موزه هنرهای معاصر تهران را ایجاد جریانی مداوم، همپای دیگر هنرهای به نمایش درآمده در موزه هنرهای معاصر تهران دانست و گفت: موزه هنرهای معاصر تهران، همانگونه که از نامش پیداست، هنرهای معاصر را با تمرکز بالقوه بر هنرهای تجسمی در بر گرفته است و حالا، تحت نظارت رضا دبیرینژاد، مدیر موزه هنرهای معاصر تهران، تصمیم گرفته شد تا در عرصههای دیگر هنری و بهویژه موسیقی، با تمرکز بر موسیقی معاصر، به شکل جدیتری فعالیت کند.
.
او ادامه داد: باید متذکر شد که در برنامهها، به تناوب، به موسیقی کلاسیک، انواع موسیقی غربی و همچنین موسیقی ایرانی پرداخته شد؛ هرچند هدف از تشکیل کانون موسیقی موزه هنرهای معاصر تهران، ایجاد بستری برای راهیابی موسیقی به موزه بود تا موسیقی بتواند بهصورت یک جریان مداوم، پابهپای دیگر هنرهای به نمایش درآمده در موزه، فعالیت کند.
.
این هنرمند، تفاوتهای رویدادهای «موسیقی در موزه» و «موزیکتک موزه هنرهای معاصر تهران» را بدین صورت شرح داد: به عنوان نکته اول باید بگویم که آغاز برنامه «موسیقی در موزه» به یک سال پیش و سابقه برنامه «موزیکتک» به حدود شش ماه قبل برمیگردد. هدف «موسیقی در موزه»، اجرای یک برنامه هفتگی بود که این نظم تا پیش از آغاز جنگ ادامه داشت. باور درستی وجود دارد که معتقد است اتفاقات هنری، برای اینکه تبدیل به یک جریان فرهنگی شوند، باید تداوم داشته باشند.
.
میلاد آقایی: هنرمندان نمیتوانند در برابر جریانهای اجتماعی منفعل باشند
.
او درباره تشکیل «موسیقی در موزه» گفت: بنابراین برنامه «موسیقی در موزه» با این قصد شکل گرفت که به یک پاتوق هفتگی برای مخاطبان موزه تبدیل شود. در آن زمان، این برنامه به شکل هفتگی و در روزهای یکشنبه برگزار میشد؛ به طوری که در آخرین برنامهها پیش از آغاز جنگ، تعداد تماشاگران بهطور قابل توجهی افزایش پیدا کرده بود و میتوان گفت زمانبندی این برنامه برای مخاطبان جا افتاده بود. اصولاً هر جریان هنری، اگر بخواهد قرص و محکم شود و اثرگذاری اجتماعی داشته باشد، باید تداوم پیدا کند.
.
او ادامه داد: از سوی دیگر، در این برنامه بیشتر بر نوازندگان و آهنگسازان جوان متمرکز شده بود تا این مجموعه برنامهها فرصتی برای ارائه آثارشان فراهم کند و آنان بتوانند در جریان برگزاری این کنسرتهای مداوم، ضمن رفع کاستیها، تجربه کسب کنند و خود را بهبود ببخشند. یکی از مشکلات موسیقی ما این است که نسلها نسبت به فعالیتهای نوازندگان و آهنگسازان نسلهای پیشین و حتی همنسلان خود آگاهی کافی ندارند؛ زیرا فرصتی برای ارائه آثار آنان مهیا نیست و تمام این فرصتها به برگزاری جشنوارههای سالانه موسیقی محدود میشود.
.
میلاد آقایی درباره ظرفیت جشنوارهها مطرح کرد: از آنجا که ظرفیت این جشنوارهها نیز محدود است، بسیاری امکان حضور در آن رویدادها را پیدا نمیکنند. از طرف دیگر، این برنامه یک برنامه یکساعته است که در کنار حوض روغن معروف موزه برگزار میشود؛ در صورتی که «موزیکتک» یک جریان موسیقایی است که حضور چند نوازنده به شکل همزمان باعث میشود تمام گالریهای موزه در اختیار این برنامه قرار بگیرد.
.
او ادامه داد:هر «موزیکتک» نیز فلسفه خاص خود را دارد؛ به طوری که در برنامههای اجراشده پیش از جنگ، موسیقی معاصر، موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی به چشم میخورد و در نخستین برنامه پس از جنگ نیز موسیقی جنوب ایران اجرا شد.
.
میلاد آقایی: هنرمندان نمیتوانند در برابر جریانهای اجتماعی منفعل باشند
او افزود: میتوان گفت دو تفاوت مهم «موزیکتک» با «موسیقی در موزه»، یکی از لحاظ فرمی، در ابعاد اجرا، و دیگری از لحاظ محتوا، در شیوه اجرای این برنامه در موزه خلاصه میشود. در مقابل، «موزیکتک» رویدادی زمانبندیشده با فاصله زمانی ۴۰ روزه در هر نوبت و طبق تصویب شورای موزه هنرهای معاصر است؛ البته به تناسب فرصتهایی که موزه میتواند در اختیار برگزارکنندگان قرار دهد.
میلاد آقایی: «تابآوری» با همراه شدن و در کنار هم بودن پیوند میخورد
آهنگساز آلبوم «کائنات طلوع» درباره شکلگیری برنامه «همنوایی در موزه» نیز گفت: از آنجا که جنگ همه برنامههای هنری و اصولاً زندگی را تحت تأثیر قرار داد، در روزهای منتهی به آتشبس به این فکر کردیم که حالا موسیقی چگونه میتواند تأثیرگذار باشد و با چه عنوان و چه محتوایی میتوان دوباره این جریان را احیا کرد. یکی از کلیدواژههای مهمی که مد نظر بود، بحث «تابآوری» بود. «تابآوری» با همراه شدن و در کنار هم بودن نیز پیوند میخورد؛ لذا عنوان «همنوایی در موزه» از همینجا ریشه گرفت؛ به معنای همراه شدن همه با یکدیگر برای اینکه بتوان این دوران را سپری کرد. این جریان نیز ذیل برنامههای «موسیقی در موزه» شکل گرفت.
.
او ادامه داد: هدف این برنامه آن بود که با تمرکز بر موسیقی ایرانی، بتوانیم احساسات مشترک، شامل اندوه، حماسه و همه آنچه آحاد جامعه در خلال جنگ تجربه کردند را در قالب موسیقی و در فضایی غیررسمی و صمیمی به نوا تبدیل کنیم؛ به گونهای که بتوانیم دور هم باشیم، از صدای موسیقی لذت ببریم و از این طریق، امید و بنیانی از تابآوری را در دل مخاطبان ایجاد کنیم. فکر میکنم این رویداد تأثیر خود را داشت.
.
او افزود:با وجود اینکه در دو برنامه نخست، اطلاعرسانی به سختی صورت گرفت، در دو برنامه بعدی، به تدریج تماشاگران دوباره بازگشتند. احساس میکنم مخاطبان، همدلی مورد نظر ما را درک کردند؛ زیرا فضا، فضایی گرم و صمیمی بود. از این جهت میگویم که همه در حال تجربه یک احساس مشترک ناشی از وقایع و مصائب جنگ بودند.
.
مدیر اجرایی رویداد «همنوایی در موزه» درباره استفاده از برگزیدگان جشنواره موسیقی جوان در این رویدادها و همکاری با انجمن موسیقی ایران خاطرنشان کرد: بهجز یکی از برنامهها، تمامی برنامهها با همکاری انجمن موسیقی ایران شکل گرفت. از آنجا که جشنواره موسیقی جوان در طول سال برگزار میشود و جوانان مستعدی در آن شناسایی میشوند که در واقع از نخبگان هنری کشور به شمار میروند، اما متأسفانه فرصت اجرا پیدا نمیکنند، پیشنهاد بهرهگیری از برگزیدگان این جشنواره را به مسئولان ارائه کردم تا برنامه «موسیقی در موزه» بتواند از این ظرفیت استفاده کرده و این فرصت را در اختیار این جوانان قرار دهد.
.
میلاد آقایی: هنرمندان نمیتوانند در برابر جریانهای اجتماعی منفعل باشند
او ادامه داد: به این ترتیب، برای نخستین بار جشنواره موسیقی جوان نیز میتوانست تداوم داشته باشد و صرفاً به چند روز برگزاری خود محدود نشود و پس از آن، برگزیدگان و خود جشنواره به محاق فراموشی سپرده نشوند. همانطور که پیشتر نیز عرض کردم، یک رویداد هنری زمانی به یک جریان تبدیل میشود که تداوم پیدا کند.
.
او افزود: از سوی دیگر، «همنوایی در موزه» با پیوندی به آینده ایران، امید به آینده و مفهوم تابآوری شکل گرفته است؛ از اینرو، این جوانان و استعدادهای تازهشناختهشده، همان امیدها و آینده ایران هستند.
.
بنابراین با این تدبیر توانستیم با یک تیر دو نشان بزنیم؛ هم فرصتی در اختیار برگزیدگان جوان جشنواره موسیقی جوان قرار دهیم و هم به تداوم این جشنواره کمک کنیم. نکته دیگر آنکه جوان بودن این برگزیدگان، نشانهای از امید و آینده ایران است و برنامههای «همنوایی در موزه» نیز که معطوف به موسیقی ایرانی هستند، قطعات مختلف یک پازل معنایی واحد را در کنار یکدیگر قرار میدهند.
.
عضو کانون موسیقی موزه هنرهای معاصر تهران درباره روند شکلگیری قطعه موسیقی «در میان آوار» برای کوآرتت بادی با محوریت کودکان میناب اظهار داشت: قطعه «در میان آوار» در روزهای ابتدایی جنگ رمضان، تحت تأثیر فاجعهای که در مدرسه میناب رخ داد و نیز احساساتی که بهعنوان فردی ساکن تهران و مواجه با صدای مداوم انفجارها تجربه میکردم، ساخته شد.
.
او ادامه داد: بارها در حین ساخت این اثر، به دلیل شنیدن صدای انفجارها ناچار به توقف روند کار میشدم تا سرانجام قطعه به پایان رسید. این اثر از دل همان روزها و احساساتی برآمده است که من بهعنوان یک هنرمند تجربه کردهام. لازم به ذکر است که قطعه «در میان آوار» به فرشتگان کوچک میناب تقدیم شده است؛ زیرا این فاجعه تأثیر عمیقی بر جای گذاشت و هنرمندان نمیتوانند در برابر چنین رخدادهایی، بهویژه جریانهای اجتماعی، منفعل باشند. هر هنرمند متناسب با احساسات و نگرشهای خود، واکنشی به این وقایع نشان میدهد.
.
این موسیقیدان درباره ظرفیت موسیقی معاصر برای ترجمان موسیقایی فجایعی همچون فاجعه مدرسه میناب توضیح داد: این قطعه با نگاهی به موسیقی معاصر ساخته شده است؛ زیرا آثاری که برای موضوعات مشابه، بهویژه در جریان جنگ اخیر، تولید شدهاند، کمتر به موسیقی معاصر پرداخته و اغلب به سمت گونههایی از موسیقی رفتهاند که بتوانند جامعه مخاطبان گستردهتری را هدف قرار دهند؛ رویکردی که ارزشمند است و هیچ ایرادی نیز به آن وارد نیست، ضمن آنکه خود من نیز چنین آثاری ساختهام.
.
میلاد آقایی در پایان تاکید کرد: موسیقی معاصر بهویژه در بازگو کردن فجایعی از این دست، ظرفیت بالایی دارد. در طول تاریخ نیز آثار معاصر متعددی درباره جنگ، در دوران جنگ و یا در واکنش به فجایع ناشی از آن خلق شدهاند. در این قطعه تلاش شده است شکلگیری یک فاجعه و عمق احساسی ناشی از آن از طریق ریتمها بازآفرینی شود. همچنین، از آنجا که این رویداد درباره کودکان است، عناصری متناسب با فضای کودکانه و در چارچوب ابزارهای موسیقی معاصر در این اثر گنجانده شده است.
.
میلاد آقایی: هنرمندان نمیتوانند در برابر جریانهای اجتماعی منفعل باشند
انتزاعی بودن موسیقی یک امتیاز مهم محسوب میشود
این مدرس دانشگاه درباره نحوه قرارگیری این قطعه در رویداد «نقشی بر میناب» عنوان کرد: پس از گفتوگو با مدیریت موزه، تصمیم گرفته شد این قطعه در قالب رویداد «نقشی بر میناب» اجرا شود. در این راستا، جمعی از بهترین نوازندگان ایران که سابقه عضویت در ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر موسیقی ملی ایران را دارند، گرد هم آمدند و پس از چند جلسه تمرین، کوآرتت بادی «در میان آوار» برای اجرا آماده شد.
نوازندگانی که در اجرای این اثر مرا همراهی میکنند عبارتاند از: ناصر رحیمی (فلوت)، ماهسیما فلاحی (فلوت)، مینلی دنلیان (کلارینت)، امیرحسین محمدیان (فاگوت) و محمودرضا میرصیافی (سرپرست گروه).
میلاد آقایی، مدیر گروه موسیقی دانشگاه فرهنگ و هنر واحد ۴۸ تهران، در سخنان پایانی خود انتزاعی بودن را امتیاز مهم موسیقی دانست و گفت: موسیقی به شیوههای مختلف میتواند افراد با دیدگاهها، سلیقهها و گرایشهای گوناگون را گرد هم آورد و موجب تقویت احساسات مشترک و ایجاد انسجام اجتماعی شود.
از این رو، تأثیر موسیقی در سطوح مختلف جامعه مشهود است. این تأثیر را میتوان در رخدادهای مرتبط با جنگ نیز مشاهده کرد؛ چه در تجمعاتی که برگزار میشود و چه در برنامههایی که در موزه برگزار شد. هر یک از این رویدادها، نمونهای از تأثیرگذاری اجتماعی، احساسی و روانی موسیقی را به نمایش میگذارند.
ویژگی انتزاعی بودن موسیقی یک امتیاز مهم محسوب میشود؛ زیرا هر فرد میتواند متناسب با محتوای ذهنی، وضعیت روانی و احساسات خود، برداشت و تفسیری از موسیقی داشته باشد. با این حال، همین تفسیرهای متفاوت میتوانند در نهایت به یک دریافت مشترک و نوعی انسجام جمعی منجر شوند و زبانی مشترک در جامعه پدید آورند.