در گفت‌وگو با پلاتو هنر مطرح شد؛

میرطاهر مظلومی: نسل گذشته تجربه‌اش را بدهد، نسل امروز امیدش را؛ دیگر نیازی به اکسیر نیست

به گزارش پلاتو هنر، میرطاهر مظلومی، بازیگر سینما، تئاتر، تلویزیون و رادیو، «اکسیر» را صرفاً قصه رسیدن به جوانی نمی‌داند و معتقد است این مجموعه درباره انسان‌هایی است که گاهی آن‌قدر برای رسیدن به فردا می‌دوند که فراموش می‌کنند امروز را زندگی کنند؛ روایتی میان چند نسل که از عشق، تنهایی، امید و فرصت‌های ازدست‌رفته سخن می‌گوید.

میرطاهر مظلومی: زمان آرام‌ترین دزد دنیاست/ «اکسیر» قصه جوان‌شدن نیست، قصه دیر فهمیدن است

صدای میرطاهر مظلومی را می‌توان حتی با چشمان بسته شناخت؛ صدایی که سال‌ها در رادیو، تلویزیون، سینما و تئاتر شنیده شده و به بخشی از حافظه شنیداری مخاطبان تبدیل شده است. بااین‌حال، حضور او در «اکسیر» تنها به صدا یا تجربه چندین‌ساله‌اش متکی نیست. مظلومی این بار در قامت «برزو»، مردی که رؤیای بازگشت به جوانی را دنبال می‌کند، میان حسرت گذشته، جدال با اکنون و وسوسه دست‌یافتن به فردایی متفاوت ایستاده است.

گفت‌وگو با او نیز از محدوده معرفی یک شخصیت فراتر می‌رود. صحبت از «اکسیر» به زمان، پیری، خاطره، فاصله نسل‌ها، تنهایی انسان معاصر و حتی دست‌هایی می‌رسد که امروز به‌جای دست یکدیگر، صفحه‌های سرد تلفن همراه را لمس می‌کنند. مظلومی در این گفت‌وگو از گروهی می‌گوید که با آرامش کار کرده‌اند، کارگردانی که به تعبیر او «از جنس مهر و نور» است و قصه‌ای که می‌تواند کودک، جوان، پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ را کنار یکدیگر بنشاند.

میرطاهر مظلومی
میرطاهر مظلومی

آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی پلاتو هنر با میرطاهر مظلومی درباره مجموعه تلویزیونی «اکسیر»، نقش برزو و معنای زمان و جوانی در جهان این سریال است.

میرطاهر مظلومی: «اکسیر» حاصل یک نگاه جمعی است

میرطاهر مظلومی درباره مهم‌ترین ویژگی مجموعه «اکسیر» گفت: ساخت یک اثر نمایشی نتیجه کار گروهی است؛ از نگاه خلاقانه کارگردان و فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده گرفته تا بازیگران و تمام عواملی که پشت صحنه فعالیت می‌کنند. وقتی یک گروه با هدفی مشترک کنار یکدیگر قرار می‌گیرد، نتیجه می‌تواند اثری متفاوت و ماندگار باشد.

او ادامه داد: «اکسیر» در کنار روایت داستان خود تلاش می‌کند احساسات مخاطب را نیز به چالش بکشد و او را پس از هر قسمت به فکر کردن درباره آنچه دیده است، وادارد. محمد درویشعلی‌پور تقابل نگاه‌ها و تجربه چند دهه و چند نسل را به‌صورتی پنهان در دل قصه قرار داده و احمد درویشعلی‌پور نیز آن را دقیق و خلاقانه به تصویر کشیده است.

این بازیگر افزود: «اکسیر» برای من فقط نام یک سریال نیست؛ حاصل کنار هم قرار گرفتن یک قصه، یک نگاه هنری و گروهی از هنرمندان است که تلاش کرده‌اند اثری بسازند که هم دیده شود و هم در ذهن مخاطب باقی بماند.

او یکی از نقاط قوت این مجموعه را نگاه کارگردان آن دانست و بیان کرد: احمد درویشعلی‌پور توانسته است میان قصه، فضای اثر و بازی بازیگران هماهنگی ایجاد کند. این انسجام نشان می‌دهد پشت کار، نگاهی مشخص و فکرشده وجود دارد. ستون اصلی هر اثر نمایشی نیز قصه است و به اعتقاد من، محمد درویشعلی‌پور قصه‌ای شکل داده که در کنار جذابیت، حرف‌های تأثیرگذاری برای گفتن دارد. شخصیت‌ها و روابطشان باعث می‌شوند مخاطب فقط تماشاگر باقی نماند و با داستان همراه شود. وقتی نویسنده و کارگردان درک مشترکی از قصه دارند، نتیجه نیز تأثیرگذارتر می‌شود.

صداقت داریوش فرضیایی هیچ‌گاه ساختگی نبوده است

میرطاهر مظلومی با اشاره به سال‌ها فعالیت داریوش فرضیایی گفت: داریوش فرضیایی فقط یک چهره محبوب تلویزیونی یا «عمو پورنگ» نیست؛ او هنرمندی است که سال‌ها پرتوان و عاشقانه توانسته با چند نسل از مخاطبان ارتباط عاطفی برقرار کند.

او افزود: در این گروه، صداقت، انرژی، هماهنگی، شرافت کاری و مهر را دیدم و آن را ستایش می‌کنم. به نظرم راز ماندگاری داریوش فرضیایی و گروه همراهش، درک درست آنان از مخاطب و صمیمیتی است که هیچ‌گاه ساختگی نبوده و نیست. این گروه که بخشی از خاطرات چند نسل را ساخته است، همچنان توانایی غافلگیر کردن مخاطب را دارد.

برزو و رؤیایی که بهای سنگینی دارد

میرطاهر مظلومی درباره شخصیت «برزو» بیان کرد: برزو می‌خواهد به هر طریق ممکن به اکسیر جوانی دست پیدا کند و در مسیر رسیدن به این هدف، گاهی دیگران برایش اهمیت خود را از دست می‌دهند. بااین‌حال، فضای ملودرامی که نویسنده در قصه قرار داده است، این شخصیت را از یک تیپ ساده خارج می‌کند و وجوه انسانی و درونی او را نشان می‌دهد.

او افزود: این سریال به ما امکان می‌دهد نسل‌ها و دهه‌های مختلف را کاوش کنیم. هر شخصیت نسبتی متفاوت با گذشته، امروز و آینده دارد؛ یکی در حسرت گذشته مانده، دیگری با امروز می‌جنگد و فردی دیگر به دنبال راهی است تا به خودش ثابت کند هنوز دیر نشده است. همین تضادها، سوژه «اکسیر» را برای من جذاب می‌کند.

این بازیگر با اشاره به همکاری خود با هلیا امامی گفت: کنترل اندازه‌ها در بازی اهمیت زیادی دارد و هدایت کارگردان نیز در شکل‌گیری این هماهنگی مؤثر بود. رابطه شخصیت‌ها باید به شکلی ساخته می‌شد که هم سویه‌های دراماتیک قصه دیده شود و هم بازی‌ها از فضای کلی مجموعه فاصله نگیرد.

روایتی که چند نسل را کنار هم می‌نشاند

میرطاهر مظلومی «اکسیر» را اثری خانواده‌محور خواند و گفت: این سریال قصه‌ای شیرین، دوست‌داشتنی و قصه‌گو دارد. احساس می‌کنم کودک ۱۰ساله، جوان خانواده، پدر و مادر و حتی پدربزرگ و مادربزرگ می‌توانند آن را تماشا کنند و هرکدام از زاویه خود با قصه ارتباط بگیرند. برای من بسیار ارزشمند است که یک خانواده دور هم جمع شود و اثری مشترک را ببیند.

او ادامه داد: «اکسیر» میان دو و حتی چند نسل قدم می‌زند؛ نسلی که با صبر و قناعت بزرگ شد، خانه‌هایش سرشار از صدای بچه‌ها بود و شب‌هایی داشت که دل‌ها به اندازه یک خانه به هم نزدیک بودند. آن نسل شاید امکانات کمتری داشت اما برای دوست داشتن، کنار هم ماندن، حرف زدن و گفت‌وگو وقت بیشتری داشت.

این هنرمند درباره نسل امروز نیز گفت: نسل امروز جهان را در کف دست خود گرفته است و با یک لمس می‌تواند به هزاران نفر نزدیک شود، اما گاهی از نزدیک‌ترین آدم زندگی‌اش دور می‌ماند. دنیا عوض شده و آدم‌هایی تازه با آرزوهایی تازه آمده‌اند؛ ما باید یاد بگیریم پیش از قضاوت کردنشان، صدای قلبشان را بشنویم. گاهی آدم‌ها آن‌قدر قضاوت می‌کنند که دوست داشتن را فراموش می‌کنند.

میرطاهر مظلومی افزود: دست‌ها امروز به‌جای دست انسان‌ها، صفحه‌ها را لمس می‌کنند و لبخندها پشت شیشه‌ها پیر می‌شوند. فناوری گاهی چنین مصیبتی به همراه می‌آورد؛ هرچند در موقعیت‌هایی نیز نجات‌دهنده است.

نسل گذشته تجربه‌اش را بدهد، نسل امروز امیدش را

میرطاهر مظلومی درباره راه نزدیک شدن نسل‌ها به یکدیگر گفت: در جهانی که هر روز سریع‌تر پیش می‌رود، آدم‌ها بیش از همیشه به یکدیگر احتیاج دارند. چقدر زیبا می‌شود اگر نسل گذشته تجربه‌اش را به نسل امروز بدهد و نسل امروز امیدش را به نسل گذشته؛ آن‌وقت شاید دیگر نیازی به هیچ اکسیری نباشد.

میرطاهر مظلومی تأکید کرد: در لایه ظاهری سریال، مخاطب با قصه‌ای سرگرم‌کننده روبه‌رو است اما در بستر زیرین آن، موضوعاتی مانند عشق، دوستی، تنهایی، امید، اختلاف نسل‌ها و نیاز انسان‌ها به یکدیگر مطرح می‌شود. همین ویژگی سبب می‌شود اثر در کنار سرگرم کردن، حرفی نیز برای گفتن داشته باشد.

این بازیگر درباره نسبت مردم با تلویزیون گفت: این رسانه همچنان یک مرجع مهم است؛ برای مخاطبی در پایتخت می‌تواند یک نمایش جذاب باشد و برای فردی در روستایی دورافتاده، سرگرمی‌ای دوست‌داشتنی.

میرطاهر مظلومی ادامه داد: بشر امروز بیش از گذشته تنها شده است. تنهایی فقط به معنای نبودن آدم‌ها نیست؛ گاهی به معنای نداشتن کسی است که بتوانی کنار او خودت باشی. اثری که بتواند دوباره اعضای یک خانواده را کنار هم بنشاند، فقط سرگرمی تولید نکرده بلکه مجالی برای نزدیک شدن آدم‌ها فراهم کرده است.

اگر اکسیری باشد، همین امروز را انتخاب می‌کنم

میرطاهر مظلومی درباره امکان بازگشت به جوانی گفت: گذشته‌ام را با همه تلخی‌ها و شیرینی‌هایش دوست دارم. چگونه می‌توانم سال‌هایی را پس بگیرم که در آنها خندیده‌ام، گریه کرده‌ام، عشق ورزیده‌ام، آموخته‌ام و خودم را پیدا کرده‌ام؟

او ادامه داد: من از پیر شدن نمی‌ترسم؛ از این می‌ترسم که مردی را از دست بدهم که امروز شده‌ام. بعضی چین‌های صورت فقط چین نیستند، بلکه خاطره‌اند. موهای سفید نیز فقط نشانه گذر عمر نیستند؛ نشانه سال‌هایی هستند که زندگی کرده‌ایم. اگر قرار باشد اکسیر، همین امروز را از من بگیرد، من امروز را انتخاب می‌کنم.

او تأکید کرد: جوان شدن فقط بازگشت به چهره‌ای جوان نیست؛ یعنی بار دیگر از همه آن کوچه‌ها عبور کنی، همان رفتن‌ها و نرفتن‌ها، عاشقانه‌ها، دلتنگی‌ها و اشتباه‌ها را تجربه کنی و دوباره آدم‌هایی را ببینی که بعضی از آنها دیگر کنارت نیستند.

میرطاهر مظلومی: دست‌ها به‌جای دست انسان، صفحه‌ها را لمس می‌کنند/ تلویزیون هنوز نجات‌دادنی است

میرطاهر مظلومی با تأکید بر اینکه انسان امروز بیش از گذشته به دیگران نیاز دارد، گفت: نسل جدید با یک لمس به هزاران نفر نزدیک می‌شود اما گاهی از نزدیک‌ترین آدم زندگی‌اش فاصله می‌گیرد؛ تلویزیون با ساخت قصه‌های خانواده‌محور همچنان می‌تواند مردم را دوباره کنار هم بنشاند.

میرطاهر مظلومی، بازیگر مجموعه تلویزیونی «اکسیر»، درباره مضمون بین‌نسلی این سریال گفت: «اکسیر» میان دو و حتی چند نسل حرکت می‌کند. یک سوی قصه نسلی قرار دارد که با صبر و قناعت بزرگ شد؛ خانه‌هایش پر از صدای بچه‌ها بود و شب‌هایی داشت که دل‌ها به اندازه یک خانه به هم نزدیک بودند. آن نسل شاید امکانات کمتری داشت اما برای کنار هم بودن، دوست داشتن و گفت‌وگو وقت بیشتری پیدا می‌کرد.

او افزود: در سوی دیگر، نسل امروز قرار دارد که جهان را در کف دستش گرفته است و می‌تواند با یک لمس به هزاران نفر نزدیک شود اما گاهی از نزدیک‌ترین آدم زندگی‌اش دور می‌ماند. دست‌ها امروز به‌جای دست انسان‌ها، صفحه‌ها را لمس می‌کنند و لبخندها پشت شیشه‌ها پیر می‌شوند. فناوری گاهی چنین مصیبتی می‌آورد؛ هرچند در جای خود می‌تواند نجات‌دهنده هم باشد.

پیش از قضاوت نسل تازه، صدای قلبش را بشنویم

این بازیگر با اشاره به ضرورت گفت‌وگو میان نسل‌ها بیان کرد: دنیا عوض شده و آدم‌هایی تازه با آرزوهایی تازه آمده‌اند. ما باید پیش از قضاوت کردن آنها، صدای قلبشان را بشنویم. گاهی آدم‌ها آن‌قدر درگیر قضاوت یکدیگر می‌شوند که دوست داشتن را فراموش می‌کنند.

مظلومی ادامه داد: اگر نسل گذشته تجربه‌اش را به نسل امروز بدهد و نسل امروز امیدش را با نسل گذشته تقسیم کند، شاید دیگر به هیچ اکسیری نیاز نداشته باشیم. انسان‌ها در جهانی که هر روز سریع‌تر می‌شود، بیش از هر زمان دیگری به هم احتیاج دارند.

او تنهایی امروز را تنها به معنای نبودن آدم‌ها ندانست و گفت: گاهی اطراف انسان شلوغ است اما کسی را ندارد که بتواند کنار او خودش باشد. تنهایی فقط نبودن دیگران نیست؛ نداشتن کسی است که مقابل او مجبور نباشی نقشی بازی کنی.

میرطاهر مظلومی: از پیر شدن نمی‌ترسم؛ از گم‌کردن آدمی که امروز شده‌ام می‌ترسم

میرطاهر مظلومی با بیان اینکه «اکسیر» تنها قصه جوان شدن نیست، گفت: گذشته‌ام را با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌هایش دوست دارم؛ اگر بازگشت به جوانی قرار باشد مردی را که امروز شده‌ام از من بگیرد، همین امروز را انتخاب می‌کنم.

«اگر اکسیر جوانی واقعاً وجود داشت، حاضر بودید گذشته را دوباره زندگی کنید؟» پاسخ میرطاهر مظلومی به این پرسش، نه از جنس حسرت جوانی است و نه انکار پیری. او می‌گوید هر خط چهره و هر تار موی سفید، بخشی از مسیری است که انسان برای رسیدن به امروز پشت سر گذاشته است.

بازیگر نقش «برزو» در مجموعه «اکسیر» درباره بازگشت به گذشته گفت: گذشته‌ام را با همه تلخی‌ها و شیرینی‌هایش دوست دارم. چگونه می‌توانم سال‌هایی را پس بگیرم که در آنها خندیده‌ام، گریه کرده‌ام، عشق ورزیده‌ام، آموخته‌ام و خودم را پیدا کرده‌ام؟

او ادامه داد: من از پیر شدن نمی‌ترسم؛ ترسم از دست دادن مردی است که امروز شده‌ام. بعضی چین‌های صورت فقط چین نیستند، بلکه خاطره‌اند و بعضی موهای سفید نیز صرفاً نشانه گذر عمر نیستند؛ نشانه سال‌هایی‌اند که زندگی کرده‌ایم. اگر قرار باشد اکسیر جوانی، همین امروز را از من بگیرد، امروز را انتخاب می‌کنم.

جوانی فقط بازگشت به یک چهره نیست

میرطاهر مظلومی درباره مفهوم جوان شدن در سریال افزود: جوان شدن فقط به معنای بازگشتن به چهره‌ای جوان نیست؛ یعنی دوباره از همه آن کوچه‌ها عبور کنی، رفتن‌ها و نرفتن‌ها، عاشقانه‌ها، دلتنگی‌ها و اشتباه‌ها را از نو تجربه کنی و آدم‌هایی را ببینی که شاید بعضی از آنها دیگر کنارت نباشند.

او بیان کرد: «اکسیر» صرفاً قصه جوان شدن نیست، بلکه قصه دیر فهمیدن آدم‌هاست. انسان‌ها گاهی سال‌ها می‌دوند تا به فردایی برسند که شاید هنگام رسیدن به آن، دیگر حوصله تجربه کردنش را نداشته باشند.

این بازیگر، زمان را «آرام‌ترین دزد دنیا» توصیف کرد و گفت: زمان نه صدایی دارد و نه ردپایی. وقتی به خودت می‌آیی، می‌بینی از خودت و سال‌هایی که پشت سر گذاشته‌ای دور شده‌ای، چون همیشه گمان می‌کردی فرصت داری.

قصه‌ای درباره عشق، امید و فاصله نسل‌ها

بازیگر «اکسیر» این مجموعه را فراتر از یک کمدی یا قصه سرگرم‌کننده دانست و گفت: در لایه زیرین قصه، مفاهیمی مانند جوانی، زمان، خواسته‌های انسانی، عشق، دوستی، تنهایی، امید و فاصله نسل‌ها وجود دارد. سریال می‌خواهد مخاطب فقط تماشاگر نباشد و بعد از هر قسمت به آنچه دیده است، فکر کند.

او افزود: این اثر میان چند نسل قدم می‌زند. نسل گذشته شاید امکانات کمتری داشت اما برای دوست داشتن، کنار هم ماندن و گفت‌وگو وقت بیشتری پیدا می‌کرد. نسل امروز جهان را در کف دست خود دارد و با یک لمس به هزاران نفر نزدیک می‌شود اما ممکن است از نزدیک‌ترین آدم زندگی‌اش دور بماند.

مظلومی تأکید کرد: اگر نسل گذشته تجربه‌اش را به نسل امروز بدهد و نسل امروز امیدش را به نسل گذشته، شاید دیگر نیازی به اکسیر نباشد. در جهانی که هر روز سریع‌تر پیش می‌رود، آدم‌ها بیش از همیشه به یکدیگر نیاز دارند.

میرطاهر مظلومی در پایان گفت: یک هنرمند بدون مردم و مخاطب معنا ندارد. محبوبیت چیزی نیست که هنرمند بتواند خودش به خودش بدهد؛ مردم آن را با قلبشان به او می‌بخشند. امیدوارم مخاطبان در کنار لذت بردن از قصه «اکسیر»، مفاهیم پنهان آن را نیز ببینند و این مجموعه بتواند گفت‌وگوی میان نسل‌ها را پررنگ‌تر کند.

بیشتر بخوانید:

زهرا داوودنژاد: اعطای نشان هنری به پدرم باید خیلی زودتر اتفاق می‌افتاد

فاطمه آبرَوِش
https://didhonar.ir/?p=119719

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *