به گزارش پلاتو هنر، مهران پندار، هنرمند مجسمهساز و یکی از شرکتکنندگان در برنامه «جَهلهنگاری» با هدف بازخوانی حافظه میناب در سفال، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری پلاتوهنر عنوان کرد که هنر میتواند رسانهای برای بازگویی وقایع اتفاقافتاده در جنگ باشد. گاهی به جنبههای مثبت مینگرد؛ مانند دلاوریهایی که امدادگران انجام دادهاند و گاهی فجایعی همچون مدرسه میناب را بازگو میکند؛ به نحوی که همهپسند و با چاشنی هنرمندانه و شاعرانه باشد.
«جَهلهنگاری» با هدف بازخوانی حافظه میناب در سفال، با حضور ۴۰ هنرمند در قالب رویداد «نقشی بر میناب» به همت کانون موسیقی موزه هنرهای معاصر تهران و با همکاری مؤسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر که خردادماه سال جاری در موزه هنرهای معاصر تهران اجرا شد. از اینرو، به این بهانه با مهران پندار، هنرمند گرافیست و مجسمهساز، درباره نحوه حضورش در این رویداد و اثری که خلق کرده است، به گفتوگو نشستیم.

مهران پندار: «جَهله» یکی از نمادهای استان هرمزگان است
مهران پندار در سخنان ابتدایی خود درباره نحوه حضورش در رویداد «نقشی بر میناب» عنوان کرد: برای حضور در این برنامه که برای یادبود فرشتگان کوچک میناب است، از من دعوت شد و از آنجا که خودم اهل میناب هستم و برخی از اقوام من نیز در آن مدرسه بودند، با کمال میل حضور در این رویداد را پذیرفتم. امیدوارم حضور من بتواند مثمرثمر واقع شود.
این هنرمند تاریخچه «جَهلهنگاری» را اینگونه شرح داد: «جَهله» یکی از نمادهای استان هرمزگان و بهویژه شهر میناب به شمار میرود. این کوزهها برای مصرف و نگهداری آب استفاده میشوند، هرچند امروزه گستردگی استفاده از آنها مانند گذشته نیست.
او ادامه داد: تصمیم گرفته شد که از جَهلهها بهعنوان نمادی از میناب و به یاد کودکان مدرسه میناب استفاده شود و روی آنها طراحیهای گوناگونی همچون نقاشی و تایپوگرافی انجام گیرد. در نهایت، پس از اتمام طراحی ۴۰ اثر توسط ۴۰ هنرمند بر روی جَهلهها، قرار است این آثار به موزههای مختلف سراسر جهان فرستاده شوند تا بدینگونه یاد فرشتگان کوچک میناب گرامی داشته شود.
مهران پندار درباره اثر خود که در طول برگزاری رویداد خلق شد، گفت: من یک عکس معروف از روز تدفین پیکر کودکان مدرسه میناب را مبنا قرار دادم؛ عکسی هوایی از قبرهای کندهشده آنها. سعی کردم روی جَهله که نمادی از زندگی است، با ارجاع به همان عکس، تصویر قبرها را طراحی کنم. بنابراین با گل و متریالهایی از این دست، در حال طراحی این قبور روی جَهله هستم.

این گرافیست درباره ظرفیت هنر برای ترجمان هنری فجایعی همچون فاجعه مدرسه میناب خاطرنشان کرد: هنر بهتنهایی نمیتواند رسانه خیلی خوبی باشد، مگر اینکه متریال لازم را در اختیار داشته باشد و در زمان و شکل درست اجرا شود. به طور مثال، عکسها و ویدئوهای منتشرشده از قبور کودکان مدرسه میناب که به صورت هوایی گرفته شده بود، توانست دنیا را تحت تأثیر قرار دهد.
مهران پندار ادامه داد: ین نشانهای است از اینکه هنر میتواند رسانهای برای بازگویی وقایع اتفاقافتاده در جنگ باشد. گاهی به جنبههای مثبت مینگرد؛ مثل دلاوریهایی که امدادگران انجام داده بودند و گاهی فجایعی همچون مدرسه میناب را بازگو میکند؛ به نحوی که همهپسند و با چاشنی هنرمندانه و شاعرانه باشد.
مهران پندار در سخنان پایانی خود درباره تأثیر برگزاری چنین رویدادهایی بر جامعه اظهار داشت: اینها رویدادهایی نخبگانی هستند؛ نخبگانی از این جهت که تعدادی هنرمند در حال خلق آثارند و بسیاری از مردم نیز از برگزاری چنین رویدادهایی مطلع نیستند. باید بتوان این هنر را وارد فضای عمومیتری کرد؛ همچون همین رویدادی که در حال برگزاری است. باید بتوان آن را میان مردم برد؛ برای مثال، به یک بیلبورد یا نمادی در یکی از میادین اصلی شهر تبدیل شود.
این هنرمند مجسمهساز در پایان گفت: در این صورت میتواند تأثیرگذاری بیشتری بر جامعه داشته باشد؛ زیرا هنر بر اذهان جامعه اثر میگذارد و میتواند به کمک رسانه بیاید. هنرمند باید بتواند در شرایطی مناسب خلق اثر کند و این فضا را در اختیار داشته باشد. از اینرو، هنرمند برای حفظ روحیه هنری خود به برگزاری رویدادهای اینچنینی نیاز دارد.

بیشتر بخوانید:
ابراهیم برفرازی: بازار هنر ایران در حال رشد است، اما با استانداردهای جهانی فاصله دارد




