به گزارش پلاتو هنر، در فضای رسانه، گاهی خودِ یک اتفاق مهم نیست؛ بلکه زمان وقوع آن، روایتهای متناقض پیرامون آن و کسانی که از آن سود یا زیان میبرند، اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
ماجرای از دسترس خارج شدن سایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰ نیز از همین جنس است؛ اتفاقی که شاید در نگاه نخست تنها یک اختلاف حقوقی یا اداری به نظر برسد، اما با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل، پرسشهایی شکل میگیرد که پاسخ به آنها تنها برای عادل فردوسیپور یا یک رسانه ورزشی اهمیت ندارد؛ بلکه به نحوه تصمیمگیری، شفافیت و حکمرانی رسانهای در کشور مربوط میشود.
شامگاه دوشنبه، تنها یک روز پس از پایان جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، درست دقایقی پیش از آغاز آخرین ویژهبرنامه فوتبال ۳۶۰، سایت و اپلیکیشن این رسانه از دسترس خارج شد. عادل فردوسیپور در ابتدای برنامه اعلام کرد که حدود پنج دقیقه مانده به شروع پخش، تیم فنی متوجه شده سایت و اپلیکیشن دیگر در دسترس نیستند. در ابتدا همه تصور میکردند با یک اختلال فنی روبهرو هستند، اما با ادامهدار شدن مشکل و بینتیجه ماندن پیگیریها، مشخص شد ماجرا فراتر از یک نقص فنی ساده است.
فردوسیپور آن شب، برخلاف همیشه، با بغض و چشمانی اشکآلود مقابل دوربین نشست. او بدون آنکه مستقیماً نهادی را مسئول این اتفاق معرفی کند، از سالها فشار بر خود و همکارانش سخن گفت و تأکید کرد که حذف یک رسانه، نگاه مردم را تغییر نمیدهد. او همچنین گفت که مسیرش را عوض نخواهد کرد و مهمترین دغدغهاش بیش از صد نیروی جوانی است که در مجموعه فوتبال ۳۶۰ مشغول به کار هستند. همین چند دقیقه کافی بود تا ویدئوهای برنامه در شبکههای اجتماعی میلیونها بار دیده شود و موجی از همدلی با او شکل بگیرد.
از همان ساعات نخست، روایتهای مختلفی درباره علت این اتفاق منتشر شد.
گروهی این ماجرا را به تنشهای اخیر میان عادل فردوسیپور و امیر قلعهنویی مرتبط دانستند. پس از حذف تیم ملی از جام جهانی، انتقادهای تند فوتبال ۳۶۰ از عملکرد کادر فنی و پاسخهای متقابل سرمربی تیم ملی، فضای فوتبال ایران را ملتهب کرده بود و برخی تصور کردند محدودیت ایجادشده ادامه همان اختلافهاست.
واکنش رسانهها به حذف فوتبال 360
سایت خبرورزشی به نقل از افراد نزدیک به مجموعه فوتبال ۳۶۰ گزارش داد که هیچ ابلاغیه رسمی درباره مسدود شدن این رسانه دریافت نشده است و مدیران فنی سایت نیز معتقدند آنچه رخ داده، بیشتر به یک «فیلترینگ غیررسمی» شباهت دارد؛ اقدامی که مشخص نیست از سوی کدام نهاد انجام شده باشد.
از سوی دیگر، خبرگزاری تسنیم در تحلیلی متفاوت، ریشه ماجرا را نه اختلافات فوتبالی، بلکه دعوت از علیرضا فغانی دانست و ادعا کرد مسئله ارتباطی با امیر قلعهنویی ندارد و علت اصلی، واکنشها به حضور فغانی در برنامه فوتبال ۳۶۰ بوده است. در همین حال، گمانهزنیها درباره نقش نهادهای مختلف افزایش یافت، اما تقریباً همه آنها مسئولیت را رد کردند.
ساترا اعلام کرد که فوتبال ۳۶۰ اساساً تحت مجوز این سازمان فعالیت نمیکند و موضوع از دسترس خارج شدن آن ارتباطی به ساترا ندارد.
مرکز رسانه قوه قضائیه نیز در پاسخ به پرسش رسانهها تأکید کرد که این نهاد هیچ نقشی در مسدود شدن سایت فوتبال ۳۶۰ نداشته است. به این ترتیب، مهمترین نهادهایی که افکار عمومی احتمال میداد در این پرونده نقشی داشته باشند، هر دو مسئولیت را رد کردند و ابهام پرونده بیش از پیش افزایش یافت.
مسئله خیلی زود به یکی از اخبار داغ فضای مجازی تبدیل شد، چهره های زیادی در موافقت یا مخالفت از موضوع در صفحات مجازی خود واکنش نشان دادند.
از پرویز پرستویی گرفته تا قیصر خواننده ای تازه به ایران بازگشته است. مردم عادی، آنها که حتی به فوتبال علاقه ندارند نیز در برابر این خبر سکوت نکرده و هرکس با نگاه موافق یا مخالف واکنشی را از خود به نمایش گذاشت.
موضوع آنقدر داغ شد که پایش به جلسه هیات دولت کشیده شد آن هم در شرایط جنگی ای که کشور سپری می کند.
وزیر ارتباطات گزارشی از این اتفاق ارائه کرد و رئیس جمهور مسعود پزشکیان ، دستور داد موضوع به صورت جدی بررسی شود و از بروز چنین اقداماتی بدون هماهنگی جلوگیری شود.
همین دستور یا واکنش جناب پزشکیان یک سوال تازه را پیش روی افکار عمومی قرار داد؛ اگر منشأ این تصمیم روشن و قانونی بوده، دقیقاً قرار است چه موضوعی بررسی شود و اگر هنوز درباره عامل این اتفاق ابهام وجود دارد، چرا تاکنون هیچ مرجع رسمی مسئولیت آن را بر عهده نگرفته است؟
در کنار همه این روایتها، پلاتوهنر در گفتوگو با برخی منابع مطلع در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به روایت دیگری نیز دست یافته است. بر اساس اطلاعات دریافتی، حدود یک سال پیش مکاتباتی درباره نداشتن مجوز لازم برای بخشی از فعالیتهای رسانهای فوتبال ۳۶۰ انجام شده بود، اما اجرای آن به دلایلی به تعویق افتاد.
اگر این روایت صحیح باشد، پرسش اصلی تازه از همین نقطه آغاز میشود؛ پرسشی که شاید مهمتر از خود ماجرای فیلتر شدن باشد.
اگر فوتبال ۳۶۰ از ابتدا فاقد مجوز لازم بوده است، چگونه توانسته بیش از یک سال بدون مانع فعالیت کند، لیگ برتر، رقابتهای آسیایی، مسابقات ملی و در نهایت جام جهانی را پوشش دهد و درست یک روز پس از پایان بزرگترین رویداد فوتبالی جهان، اجرای قانون ضروری تشخیص داده شود؟
این پرسشی است که پاسخ به آن، صرفاً مسئولیت فوتبال ۳۶۰ نیست؛ بلکه به همان اندازه، متوجه دستگاه ناظر نیز هست.
تناقضهایی که نمیتوان از کنار آنها گذشت
فارغ از اینکه در نهایت مشخص شود مسئول این تصمیم کدام نهاد بوده است، مجموعه روایتهای منتشرشده یک ویژگی مشترک دارند؛ هر روایت، بخشی از ماجرا را توضیح میدهد اما در عین حال، پرسشهای تازهای ایجاد میکند.
اگر روایت اختلافهای فوتبالی میان عادل فردوسیپور و امیر قلعهنویی را بپذیریم، باید توضیح داده شود که چگونه یک اختلاف فنی و رسانهای میتواند به از دسترس خارج شدن یک رسانه منجر شود؛ آن هم در شرایطی که هیچ نهاد رسمی چنین ارتباطی را تأیید نکرده است.
اگر روایت خبرگزاری تسنیم را مبنا قرار دهیم و علت را حضور علیرضا فغانی در ویژهبرنامه فوتبال ۳۶۰ بدانیم، باز هم یک پرسش اساسی باقی میماند؛ چرا واکنش احتمالی به آن برنامه، نه همزمان با پخش، بلکه پس از پایان کامل جام جهانی و درست در آخرین ویژهبرنامه بروز پیدا کرد؟
اما روایت سومی که از سوی برخی منابع مطلع در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح شده، از همه مهمتر است. بر اساس این روایت، موضوع نداشتن مجوز لازم برای بخشی از فعالیتهای فوتبال ۳۶۰، مسئله تازهای نبوده و حتی حدود یک سال پیش نیز درباره آن مکاتباتی صورت گرفته است.
اگر چنین باشد، اصل مسئله دیگر «نداشتن مجوز» نیست؛ بلکه «زمان اجرای قانون» است.
هیچ رسانهای نمیتواند مدعی باشد که قانون نباید درباره آن اجرا شود. اما اجرای قانون نیز باید تابع اصول روشن، قابل پیشبینی و بدون تبعیض باشد. اگر فعالیتی خلاف ضوابط بوده، چرا همان زمان متوقف نشده است؟ چرا این رسانه اجازه یافته لیگ برتر، مسابقات آسیایی، رقابتهای ملی و در نهایت جام جهانی را بدون مانع پوشش دهد و تنها یک روز پس از پایان مهمترین رویداد فوتبالی جهان، اجرای همان قانون ضروری تشخیص داده شود؟
این پرسش تنها متوجه فوتبال ۳۶۰ نیست؛ بلکه به همان اندازه، متوجه دستگاه ناظر نیز هست. اگر نظارت انجام نشده، مسئولیت این تأخیر بر عهده چه نهادی است؟ و اگر نظارت انجام شده اما اجرای تصمیم به تعویق افتاده، معیار انتخاب این زمانبندی چه بوده است؟
ابهامها زمانی بیشتر میشود که به واکنش نهادهای رسمی نگاه کنیم. در فاصلهای کوتاه، ساترا اعلام کرد این موضوع ارتباطی با آن سازمان ندارد. پس از آن، مرکز رسانه قوه قضائیه نیز هرگونه نقش در این تصمیم را رد کرد. روایتهای دیگری نیز درباره نقش صداوسیما یا سایر نهادها مطرح شد، اما هیچیک بهصورت رسمی تأیید نشد.
نتیجه آن شد که تقریباً همه نهادهایی که افکار عمومی احتمال میداد در این پرونده نقشی داشته باشند، مسئولیت را از خود سلب کردند؛ در حالی که خودِ اتفاق همچنان پابرجاست و افکار عمومی هنوز نمیداند تصمیم نهایی دقیقاً از کجا صادر شده است.
اگر منشأ این تصمیم، همانگونه که برخی منابع میگویند، به فرآیندهای اداری وزارت فرهنگ مربوط بوده است، اکنون رئیسجمهور دقیقاً خواستار بررسی چه موضوعی شده است؟ آیا قرار است منشأ تصمیم مشخص شود؟ آیا نحوه اجرای آن مورد بازبینی قرار میگیرد؟ یا هدف، صرفاً روشن شدن ابعاد ماجرا برای افکار عمومی است؟
تا این لحظه، پاسخ روشنی برای این پرسشها ارائه نشده است.
اما شاید مهمترین تناقض این پرونده، نه در تصمیم اتخاذشده، بلکه در نتیجه آن باشد.
اگر هدف از این اقدام، محدود کردن فوتبال ۳۶۰ یا کاهش دامنه اثرگذاری آن بوده است، دستکم در کوتاهمدت نتیجه کاملاً معکوس به نظر میرسد. تنها در چند ساعت، نام فوتبال ۳۶۰ به یکی از پربحثترین موضوعات فضای مجازی تبدیل شد. ویدئوی عادل فردوسیپور میلیونها بار دیده شد، چهرههای شناختهشدهای مانند رسول خادم و بسیاری از فعالان رسانهای و ورزشی از او حمایت کردند و رسانهای که تا پیش از این عمدتاً در میان علاقهمندان فوتبال شناخته میشد، به موضوع گفتوگوی بخش گستردهای از جامعه تبدیل شد.
در ادبیات ارتباطات، این پدیده را «اثر استرایزند یا Streisand effect» مینامند؛ وضعیتی که در آن تلاش برای محدود کردن یک محتوا یا یک رسانه، ناخواسته به افزایش توجه عمومی نسبت به همان محتوا منجر میشود. اگر چنین اثری در این پرونده نیز رخ داده باشد، شاید لازم باشد پرسش دیگری را نیز به فهرست پرسشهای قبلی اضافه کنیم؛

در نهایت، چه کسی بیشترین سود را از این ماجرا برد؟
و در پایان، شاید بد نباشد به پرسشی فراتر از خودِ پرونده فوتبال ۳۶۰ فکر کنیم. در سالهای اخیر، ورزش یکی از معدود حوزههایی بوده که صداوسیما، با وجود رقابت فزاینده پلتفرمهای اینترنتی، همچنان توانسته جایگاه قابل توجهی در میان مخاطبان حفظ کند. اما اگر نتیجه چنین اتفاقاتی، فارغ از نیت و انگیزه تصمیمگیران، افزایش همدلی افکار عمومی با رسانههای رقیب و تقویت جایگاه آنها باشد، آیا این روند در بلندمدت به تضعیف همین مزیت نسبی رسانه ملی منجر نخواهد شد؟
پیشتر نیز در حوزه فیلم و سریال، با فاصله گرفتن چهرههایی مانند مهران مدیری از صداوسیما و حضور پررنگ آنها در ستری نوین تولید و انتشار فیلم که با پخش دی وی دی ها در سوپرمارکت همراه بود، بخش قابل توجهی از مخاطبان برای دنبال کردن آثار جدید به خریدهای سوپرمارکتی روی آوردند. آن روزها نیز جدایی ناگهانی مهران مدیری، حاشیههای پیرامون تولید آثار جدید و فضای رسانهای ایجادشده، توجه افکار عمومی را کمی به سمت خارج از صدا و سیما سوق داد. هرچند این دو پرونده از نظر ماهیت یکسان نیستند، اما شباهتهایی در پیامدهای رسانهای آنها دیده میشود.
اکنون این پرسش مطرح است که آیا همان الگو قرار است در حوزه ورزش هم اجرا شود؟ آیا پرونده فوتبال ۳۶۰ میتواند همان نقشی را در عرصه رسانههای ورزشی ایفا کند که مهاجرت ستارههای تلویزیون در شکل گیری شبکه نمایش خانگی در حوزه سرگرمی ایفا کرد؟ یا آنچه امروز شاهد آن هستیم، صرفاً مجموعهای از تصمیمها و پیامدهای ناخواسته است که در نهایت، به سود پلتفرمهای اینترنتی تمام میشود؟
شاید پاسخ این پرسش، نه در سرنوشت فوتبال ۳۶۰، بلکه در آینده رقابت میان رسانه ملی و پلتفرمهای اینترنتی نهفته باشد.
بیشتر بخوانید:
آیا وزن برنامههای وزارت فرهنگ و ارشاد متناسب با مسائل کشور تنظیم شده است؟




