به گزارش پلاتو هنر، محمدرضا داودنژاد با اشاره به نقش متفاوت و تقریباً بیکلام خود در مجموعه «اکسیر» گفت: بازیگری فقط بیان دیالوگ نیست و بازیگر باید شخصیت را بپذیرد و با آن زندگی کند؛ حتی اگر قرار باشد تمام حس نقش را تنها با نگاه، حرکت و اشاره به مخاطب منتقل کند.
محمدرضا داودنژاد در مجموعه تلویزیونی «اکسیر» با نقشی متفاوت مقابل دوربین رفته است؛ شخصیتی که حرف نمیزند و ارتباط خود با دیگران را از طریق نگاه، رفتار و اشاره برقرار میکند. تجربهای که به گفته این بازیگر، نیازمند تمرکز و زندگیکردن با نقش بوده است.
داودنژاد در گفتوگو با پلاتوهنر، ضمن اشاره به همکاری با احمد و محمد درویشعلیپور، از ضرورت ساخت مجموعههای خانوادگی، تأثیر محتوای نمایشی بر تربیت کودکان و اهمیت آموزش معرفت، مرام و عشق به نسل تازه سخن گفت.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.

«اکسیر» در ظاهر یک کمدی فانتزی خانوادگی است، اما در لایههای زیرین به ترس از گذر زمان و میل انسان به جوانماندن میپردازد. تجربه حضور در این مجموعه برای شما چگونه بود؟
به نظرم تصویر، خودش بسیاری از این مفاهیم را بیان میکند و چندان نیازی به توضیح من نیست. احمد و محمد درویشعلیپور ذهن فانتزی بسیار زیبایی دارند. محمد درویشعلیپور نیز در مقام نویسنده میتواند میان قصه فانتزی و مسائل واقعی زندگی ارتباط برقرار کند.
میل انسان به جوانماندن، موضوعی است که بسیاری از آدمها با آن روبهرو هستند و «اکسیر» نیز به همین مسئله نزدیک شده است. هنگام انجام این گفتوگو هنوز فرصت نکردهام قسمتهای سریال را ببینم، اما با شناختی که از احمد درویشعلیپور دارم، مطمئنم کار را بهخوبی ساخته است.
شخصیت محمدرضا داودنژاد در «اکسیر» چه ویژگیهایی دارد؟
شخصیت من فردی است که حرف نمیزند و کارهایش را با اشاره پیش میبرد. شاید از نظر تعداد دیالوگ، نقش پرحرفی نباشد، اما همین بیکلامبودن، تمرکز خاصی میطلبد. وقتی دیالوگی در اختیار ندارید، باید حس و منظور شخصیت را با نگاه، حرکت و رفتار منتقل کنید.
من هنگام فیلمبرداری آنقدر درگیر نقش بودم که احساس میکردم با آن زندگی میکنم. این شخصیت باید بدون استفاده از کلمات، برای مخاطب قابلفهم و باورپذیر میشد.
چه عاملی باعث شد این نقش را بپذیرید؟
یکی از دلایل اصلی، خود کارگردان بود. احمد و محمد درویشعلیپور علاوه بر توانایی حرفهای، انسانهای ارزشمندی هستند و من از همکاری با آنها لذت میبرم.
نوع ارتباط احمد درویشعلیپور با بازیگران بسیار خوب است. او شخصیت و موقعیت را دقیق برای بازیگر توضیح میدهد و فضایی ایجاد میکند که بازیگر بتواند نقش را بفهمد و به آن نزدیک شود. فکر میکنم یکی از دلایلی که بازیگران در آثار او خوب ظاهر میشوند، همین شناخت و ارتباط درست با آنهاست.
حضور داریوش فرضیایی نیز از دیگر جذابیتهای پروژه بود. او خودش صاحب یک جهان فانتزی است و سالها تجربه ارتباط با کودک و خانواده را همراه دارد؛ بنابراین حضورش با فضای «اکسیر» هماهنگی زیادی دارد.

شما در یکی از همکاریهای پیشین با این گروه، نقش گرگی را بازی کرده بودید که گوشتخواری را کنار گذاشته بود. تجربه بازی در چنین شخصیتهای فانتزی چگونه است؟
آن شخصیت برای من بسیار جذاب بود؛ یک گرگ که برخلاف طبیعتش تصمیم گرفته بود گوشت نخورد. همین ویژگی، موقعیت متفاوت و بامزهای برای بازیگر ایجاد میکرد.
بازیگر ممکن است نقش یک گرگ، رئیس یک باند یا هر شخصیت دیگری را بازی کند؛ تفاوتی ندارد. مهم این است که نقش را بپذیرد. وقتی شخصیت را پذیرفت، باید با آن زندگی کند و منطق رفتاریاش را بفهمد.
روش شما برای رسیدن به یک شخصیت چیست؟
من بازیگری را با سیستم استانیسلاوسکی آغاز کردم؛ روشی که به بازیگر میآموزد چگونه با نقش زندگی کند. وقتی قرار است با یک شخصیت زندگی کنید، دیگر فقط به اجرای حرکت یا بیان دیالوگ فکر نمیکنید، بلکه باید جهان، رفتار و احساسات او را بپذیرید.
این روش فقط برای نقشهای جدی و رئالیستی نیست. حتی در دنیای فانتزی و آثار کودک نیز میتوان با شخصیت زندگی کرد. فرقی ندارد نقش واقعگرا باشد یا یک کاراکتر خیالی؛ تا زمانی که بازیگر آن را باور نکند، مخاطب نیز باورش نخواهد کرد.
«اکسیر» همزمان کودک، نوجوان و والدین را مخاطب قرار میدهد. تلویزیون چقدر به چنین مجموعههایی نیاز دارد؟
خیلی زیاد. وقتی از یک اثر خانوادگی صحبت میکنیم، یعنی کودک، نوجوان، پدر و مادر باید بتوانند کنار یکدیگر بنشینند و آن را تماشا کنند.
کودکان در مدرسه الفبا را یاد میگیرند، اما بخشی از «الفبای زندگی» را میتوانند از قصهها، فیلمها و مجموعههای تلویزیونی بیاموزند. اینکه چگونه زندگی کنند، چگونه با دیگران ارتباط داشته باشند و دو دوتا چهارتای زندگی چیست، میتواند در قالب داستان به آنها منتقل شود.
احمد درویشعلیپور در انتقال این مفاهیم مهارت دارد. اگر آثارش را دنبال کنید، میبینید پدر، مادر، دختر و پسر کوچک خانواده میتوانند کنار یکدیگر پای تلویزیون بنشینند، هرکدام با بخشی از قصه همذاتپنداری کنند و از تماشای آن لذت ببرند.
انتقال پیامهای اخلاقی در یک سریال کودک و خانوادگی چه دشواریهایی دارد؟
بسیار دشوار است؛ بهویژه اگر بخواهید مستقیم اخلاق یا روش زندگیکردن را آموزش بدهید. اگر پیام بیش از حد آشکار و مستقیم باشد، مخاطب احساس میکند در حال شنیدن نصیحت است و ممکن است از اثر فاصله بگیرد.
در یک فیلم، قصه و شخصیتها در زمان محدودتری معرفی میشوند، اما در سریال باید مخاطب را طی قسمتهای متعدد همراه کرد و پیام را بدون شعارزدگی در دل داستان قرار داد. این کار شناخت دقیق از خانواده و مخاطب میخواهد.
آثار احمد درویشعلیپور تاکنون در این زمینه موفق بودهاند. او میتواند مفاهیم آموزشی را در لایههای قصه قرار دهد، بدون اینکه جذابیت و سرگرمکنندگی اثر از بین برود.
به نگاه روانشناسانه «اکسیر» نسبت به کودک و نوجوان اشاره کردید. این ویژگی را در چه چیزی میبینید؟
کودکان و نوجوانان نسبت به آنچه میبینند و میشنوند حساساند و هر جمله میتواند بر آنها تأثیر بگذارد. به نظرم در «اکسیر» به این مسئله توجه شده و نویسنده درباره تأثیر کلمات و موقعیتها بر مخاطب فکر کرده است.
محمد درویشعلیپور فقط نمینویسد؛ بخش مهمی از کارش مطالعه است. اگر وارد کتابخانه او شوید، شاید از صبح تا ظهر فقط مشغول دیدن فهرست کتابها باشید. نویسندهای که این اندازه مطالعه میکند، طبیعی است که کلمات و موقعیتهایش بدون پشتوانه نباشند.
آثار احمد درویشعلیپور نیز نمود نگاه و تفکر او هستند. به همین دلیل از همکاری با این دو برادر لذت میبرم.
پس از سالها فعالیت در سینما و تلویزیون، اگر بخواهید تجربهای را به کودکان و نوجوانان منتقل کنید، چه میگویید؟
معرفت، مرام و عشق؛ اینها مفاهیمی هستند که کودک باید از سنین پایین بیاموزد. انسانی که معرفت و مرام را یاد گرفته باشد، نمیتواند زندگیاش را با نامردی پیش ببرد.
اگر بچهها از کودکی معنای عشق، انسانیت و جوانمردی را بفهمند، در بزرگسالی کمتر به آدمهایی تبدیل میشوند که به دیگران انرژی منفی میدهند. بسیاری از رفتارهای منفی بزرگسالی، ریشه در چیزهایی دارد که انسان در دوران کودکی نیاموخته است.
البته این مفاهیم نباید در قالب نصیحت خشک به کودک گفته شوند؛ باید آنها را در دل داستان، شخصیت و تجربه زندگی به او نشان داد.

چه خاطرهای از حضور در «اکسیر» برایتان باقی مانده است؟
خاطره جداگانهای ندارم، چون تمام این کار برای من یک خاطره است. هنگام فیلمبرداری آنقدر با شخصیت زندگی میکردم و درگیر انتقال حس بدون استفاده از کلام بودم که همه لحظات کار برایم به یک تجربه پیوسته تبدیل شد.
«اکسیر» گویای زندگی بسیاری از آدمهاست و امیدوارم مردم از تماشای آن لذت ببرند. به نظرم آثار احمد درویشعلیپور در هر تجربه، نسبت به گذشته پختهتر میشوند و مطمئنم در آینده نیز کارهای بهتر و کاملتری از او خواهیم دید.
بیشتر بخوانید:
مریم معصومی پس از ۱۰ سال سکوت رسانهای: با یک پیشنهاد خوب به بازیگری برمیگردم




