به گزارش پلاتو هنر، اسامی فیلمهای تجربی راهیافته به چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به انتخاب سعید پوراسماعیلی، روناک رنجی و محسن آقالر معرفی شدند.
به همین بهانه با محمدرضا حق نگهدار، کارگردان فیلم کوتاه «هندسهی انزوا» گفتوگویی داشتهایم که در ادامه میخوانید.
محمدرضا حق نگهدار درباره ایده اولیه انیمیشن توضیح داد: ایده اولیه «هندسهی انزوا» پس از وقایع جنگ شکل گرفت که به واسطه شرایط اجتماعی و اقتصادی که پس از جنگ رخ داد یک انزوایی در جامعه ایجاد شد. انزوا به این معنا که هرکس میل به جمع گریزی داشت و به خاطر تروماهایی که برای همگی ما در این مدت ایجاد شد، تنها محلی که شبیه به یک گودال به آن پناه بردیم، فضای اجتماعی بوده است.

او ادامه داد: درباره فرم «هندسهی انزوا» باید بگویم که از ابتدا دنبال یک فضای متفاوت و نوین هستم، از طرفی دیگر هم قصد داستانگویی نداشتم و میدانستم که خواستههایم در فضای تجربی محقق میشود.
محمدرضا حق نگهدار درباره دغدغه شخصاش مطرح کرد: پس از وقایع جنگ، احساس کردم در وجود همگی ما یک دوگانگی در حال وقوع است که در حالت انزوا به انفعال شدید و یا برون ریزی و خشم دچار شدهایم. کمرنگ شدن ارتباطات اجتماعی و عاطفی هم از ثمرات این انزوا بود که شبیه به دوران کرونا تجربه کردیم و در نهایت با خود دیگری مواجه شدیم.

محمدرضا حق نگهدار: از تروما تا آشنازدایی؛ جهان تجربی «هندسهی انزوا»
محمدرضا حق نگهدار درباره فضاسازی عنوان کرد: در سینمای تجربی بحث روی قصه گویی نیست و این سبک بیشتر به فضاسازی و ایجاد پرسش هایی که عادت های ذهنی مخاطب را میشکند، میپردازد. ما در سینمای تجربی به دنبال این هستیم که مخاطب با آثاری رو به روشود که از لحاظ فرم و محتوا شکل نوین و متفاوتتری داشته باشد. به همین خاطر مهم تر از از قصه گویی، فضاسازی و استفاده از رنگ به واسطه انتخاب لوکیشن و آشنازدایی از پدیده ها است.
او ادامه داد: به طورمثال در این انیمیشن، مرغان دریایی که به جای رنگ سفید، مشکی هستند و وجه لاشخورگونه دارند و از طرفی دیگر گودالی به رنگ آبی آرامش بخش به شکل نمادین در آن قرار گرفته است و این تناقص در فرم به واسطه ابعاد سینما تلاشی بر این است که به جای قصه گویی به این سمت برویم که یک جهان متفاوت ایجاد کنیم.
این کارگردان تصریح کرد: اولین وجهی که مخاطب با آن در یک فیلم رو به رو میشود، فضای بصری است. هر فیلمی به طراحی نظام بصری نیاز دارد که حرکت دوربین و رنگ مولفه هایی هستند که مخاطب در ابتدا با آن ها ارتباط برقرار میکند و اگر مولفه ها در راستای اثر نباشند ارتباط مخاطب با اثر مختل میشود. من هم در تلاش بودم که انتقال مفاهیم داستان بدون دیالوگ با فضای بصری رنگ و حرکت و زاویه دوربین انجام شود.
محمدرضا حق نگهدار درباره نقش صدا و موسیقی اظهار کرد: صدا و موسیقی مفعول ترین بخش سینما است و ابعاد پنهانی دارند. در فیلم کوتاه «هندسهی انزوا» قرار نبود هر چیزی را به تصویر بکشیم، هر آن چیزی که می خواستیم مخاطب به واسطه مشارکت فعال در ساخت جهان شریک شود ازطریق صدا اتفاق می افتاد، ما از طریق صدا تلاش کردیم مخاطب تصویر هایی را که نمیبیند در ذهن خود بسازد، در حقیقت صدا عامل مشارکت مخاطب با فیلم تجربی است.
تجربهگرایی گاهی ممکن است ارتباط مخاطب با اثر را دشوار کند؛ شما چطور میان تجربهگرایی و ارتباط با مخاطب تعادل ایجاد کردید؟
به طور کلی قرار است که مخاطب در سینمای تجربه واسطه درگیر بودن با عادت ذهنی خود دیر ارتباط برقرار کند. آشنازدایی موضوعی است که در سینمای تجربی بیشتر به آن پرداخته میشود. ما هم سعی داریم به واسطه آشنازدایی، بازاموزی ادراکی برای مخاطب انجام بدهیم. پس در نگاه اول مخاطب شاید اثر را به خاطر دور بودن از عادت های ذهنی او پس بزند که عادت شکنی از خصوصیات بارز سینمای تجربی است که به واسطه سینمای تجربی سعی داریم ظرفیت های پنهان سینما را کشف کنیم.
محمدرضا حق نگهدار در پایان گفت:

بیشتر بخوانید:




