شهرت با جنجال رسانه‌ای علیه سلبریتی‌ها؛ شاهین صمدپور افشاگری می‌کند یا قضاوت؟!!

به گزارش پلاتو هنر، شاهین صمدپور، گزارش‌گر، مستندساز فضای رسانه‌ای ایران است که در سال 1392 – 1393 با برنامه مستند «شوک» برای شبکه 3 سیما کارگردانی و تولید کرد، به شهرت رسید و با استقبال ویژه‌‌ای مواجه شد که پیامد این استقبال، ممنوع‌الکار شدن این مجری را به همراه داشت.

شاهین صمدپور پس از جداشدن از تلویزیون، با ساخت مستندهای اجتماعی و بدون سانسور در فضای مجازی به فعالیت خود ادامه داد.

در سال‌های اخیر، نام شاهین صمدپور بیش از هر زمان دیگری در کنار پرونده‌های جنجالی مرتبط با چهره‌های سرشناس (سلبریتی‌ها) دیده شده است. او خود را یک خبرنگار اجتماعی مستقل معرفی می‌کند و بسیاری از گزارش‌هایش بر مسائلی تمرکز دارد که در فضای رسمی رسانه‌ای کمتر به آن پرداخته می‌شود.

با وجود این، شیوه‌ی انتشار اطلاعات توسط شاهین صمدپور با انتقادهایی جدی همراه بوده است؛ به‌ویژه درباره این‌که برخی گزارش‌ها پیش از روشن‌شدن نتیجه قضایی منتشر می‌شوند و ممکن است باعث شکل‌گیری برداشت قطعی درباره یک فرد شوند. در ادامه به گزارش‌های جنجالی شاهین صمدپور علیه سلبریتی‌ها نگاهی می‌اندازیم.

منتقدان معتقدند که شاهین صمدپور در برخی موارد، مرز میان «اتهام» و «جرم» را مبهم نشان می‌دهد؛ یعنی پیش از صدور حکم قضایی، روایت‌هایی ارائه می‌شود که برای مخاطب حس «ثبوت» ایجاد می‌کند. به‌ویژه در پرونده‌های مشهور، انتشار جزئیاتی که منشأ آن برای مخاطب روشن نیست، سبب می‌شود نام فرد پیش از رسیدن پرونده به نتیجه، با برچسبی سنگین در افکار عمومی گره بخورد.

 

در قانون اساسی، هیچ فردی تا پیش از حکم دادگاه «مجرم» نیست؛ اما در رسانه، روایت‌پردازی می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت بسازد. در فضای شبکه‌های اجتماعی، روایت‌هایی که بار احساسی بالایی دارند، بسیار سریع‌تر از اسناد رسمی پخش می‌شوند و همین موضوع اهمیت دقت را چند برابر می‌کند.

برانگیختن احساسات عمومی نسبت به اتهام پژمان جمشیدی

اخیرا صمدپور درباره پرونده‌ای که یک دختر جوان، اتهام سنگینِ تجاوز به پژمان جمشیدی زده است، جزئیاتی را منتشر کرده و مدعی شده شواهد اولیه برای بازپرس پرونده «قوی و مشهود» بوده‌ است.

شاهین صمدپور ادعا کرده است بازپرس مستقیماً دستور انتقال جمشیدی به بازداشتگاه داده است، نه قرار وثیقه، که نشان می‌دهد قاضی احتمالاً شواهد را جدی گرفته است. در یک استوری اینستاگرام، صمدپور نوشته که جرم پژمان جمشیدی تجاوز بوده، که واکنش زیادی در رسانه‌ها ایجاد کرده است. صمدپور همچنین به این اشاره کرده که ممکن است در دادگاه این اتهام اثبات نشود یا متهم تبرئه شود.

طبق گفته صمدپور و گزارشاتی که او به آن استناد می‌کند، شاکی ادعا کرده که ابتدا برای امضای قرارداد کاری نزد جمشیدی رفته است، اما سپس موضوع از قرارداد کاری فراتر رفته است و او ادعا کرده است که مجبور به رفتن به منزل شخصی جمشیدی شده است. در گزارش شاهین صمدپور علیه پژمان جمشیدی، به دو اتهام آدم‌ربایی و تجاوز به عنف اشاره شده است.

صمدپور از این‌که ابتدا پژمان جمشیدی بازداشت بوده ولی بعداً آزاد شده، به نوعی به عنوان نشانه‌ای از جدی بودن ادعاها استفاده کرده است. شاهین صمدپور با به اشتراک گذاشتن این جزئیات، تلاش کرده تا افکار عمومی را نسبت به اهمیت این پرونده حساس کند، به این صورت که بگوید اتهام فقط شایعه نیست، بلکه به نظر او شواهد اولیه وجود دارد.

به گفته‌ی سخنگوی قوه قضاییه پرونده در مرحله تحقیقات مقدماتی است. پژمان جمشیدی اتهامات را دروغ محض می‌شمارد و با وجود ادعاهای شاهین صمدپور، هنوز حکمی قطعی صادر نشده است، پرونده در حال بررسی است و اطلاعات رسمی در حال تکمیل هستند.

اما در صورت تبرئه شدن پژمان جمشیدی از اتهامات، آیا شاهین صمدپور می‌تواند در مقابل برانگیخته شدن احساسات و افکار عمومی نسبت به یک چهره مردمی پاسخگو باشد؟!

آیا افراد مشهور از قدرت و نفوذشان سوءاستفاده می‌کنند؟!

برخی افراد معتقدند اگر افراد مشهور از قدرت و نفوذشان سوءاستفاده کنند، رسانه‌های مستقل باید این موضوعات را افشا کنند. شاهین صمدپور بعضی مواقع مشکلاتی را مطرح کرده که هیچ رسانه رسمی سراغشان نمی‌رود و باعث می‌شود برخی پرونده‌ها جدی‌تر گرفته شوند.

اما انتشار نام و تصویر افراد قبل از اثبات جرم می‌تواند مخرب و آسیب‌زا باشد. گاهی روایت‌های اولیه ناقص‌اند و بعداً پرونده در دادگاه تغییر جهت می‌دهد و زمانی که تبدیل یک پرونده قضایی به محاکمه عمومی شود، ممکن است هم برای شاکی و هم متهم هزینه‌ساز شود. این نوع افشاگری‌ها می‌تواند انگیزه‌های رسانه‌ای یا جذب مخاطب هم داشته باشد.

محبوبیت خریدنی است؟! آقای سوپراستار و سیاهی‌لشکرهایش

شاهین صمدپور در یکی از گزارش‌های خود، محمدرضا گلزار را «آقای سوپراستار» خطاب کرده و گفته: «سیاهی‌لشکر اجاره می‌کنه که دنبال ماشینش بدوئن». این سیاهی لشکر ظاهراً به طرفدارانی اشاره دارد که او مدعی است گلزار آن‌ها را برای شلوغ کردن یا نمایش محبوبیت‌اش استخدام کرده است.

صمدپور گفته: «این آدما مثل گداهایی می‌مونن که برای بازارگرمی، جلوی خودشون چند اسکناس روی زمین میندازن که بقیه هم تشویق بشن بهشون کمک کنند». یعنی او ادعا دارد که گلزار برای جلب توجه عمومی، طرفدارانش را تا حدی نمایشی به کار می‌گیرد.

در پی این استوری‌ها، محمدرضا گلزار از شاهین صمدپور شکایت کرده است. اتهاماتی که محمدرضا گلزار مطرح کرده عبارت‌اند از: «اخلال در نظم و آسایش عمومی»، «انتشار اکاذیب از طریق رایانه» و توهین به اشخاص.

صمدپور هم در واکنش به این اقدام گفته که گلزار «جواب منطقی ندارد».

اتهام شاهین صمدپور، اگر درست باشد، یک نقد جدی به «مدل فعالیت پروپاگانداگونه» در سلبریتی‌گرایی است؛ یعنی صمدپور محمدرضا گلزار را متهم می‌کند که دارد محبوبیتش را مصنوعی می‌سازد.

یکی دیگر از جنبه‌های شکایت گلزار، مربوط به خبری است که صمدپور درباره ازدواج گلزار منتشر کرده بوده است. یعنی منازعه فقط حول «طرفداران و محبوبیت» نیست، بلکه در مورد موضوعات خصوصی‌تر مثل ازدواج او نیز وارد شده است.

شاهین صمدپور با استفاده از اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی، توانسته صدا و ادعایش را به مخاطب زیادی برساند. این نوع نقد یک مطالبه عمومی است، او از گلزار می‌خواهد شفاف‌تر باشد و رفتار سلبریتی‌گونه‌اش را پاسخگو کند.

این منازعه به بخشی از موضوع بزرگ‌تر «چرا برخی سلبریتی‌ها در ایران این‌قدر محبوب‌اند و چقدر این محبوبیت واقعی است؟» می‌پردازد. ادعای صمدپور درباره استخدام طرفدارنمایی محمدرضا گلزار، تصویر یک سلبریتی را نشان می‌دهد که محبوبیتش ساخته شده یا مدیریت شده است، نه صرفاً طبیعی.

از طرفی دیگر شاهین صمدپور با ادعای سنگین (استخدام طرفدار، نمایش‌سازی‌ محبوبیت) علیه گلزار حرف زده، گلزار از او شکایت کرده است و این به این معنا است که صمدپور در معرض خطر حقوقی است. اگر ادعاهایش ثابت نشوند، ممکن است متهم به نشر اکاذیب شود.

شکایت گلزار از صمدپور می‌تواند بخشی از واکنش برای محافظت از تصویر عمومی‌اش باشد. از طرف دیگر، صمدپور با نقد عمومی گلزار، می‌خواهد نشان دهد که ستاره‌ها نباید از نقد مصون باشند. سلبریتی‌ها فقط بازیگر یا خواننده نیستند، آن‌ها برند شخصی‌اند که محبوبیت و تصویرشان باید شفاف و قابل نقد باشد اما صمدپور باید شواهد‌ جدی داشته باشد تا ادعایش را به سطح معتبر برساند (نه صرفاً حدس یا ظن).

محمدرضا گلزار هم باید نشان دهد که انتقادها بی‌مبنا بوده‌اند، یا اگر اشتباهی وجود داشته، آن را اصلاح کند، اما نباید نقد مشروع را با شکایت سرکوب کند. همچنین چنین شکایتی ممکن است اعتبار رسانه‌ای صمدپور را به چالش بکشد، اگر دادگاه بخشی از ادعاهای او را رد کند.

این درگیری باعث شده توجه زیادی از سوی رسانه‌ها به موضوع «طرفداران کرایه‌ای» گلزار و رفتار سلبریتی‌گرایی او جلب شود. از طرفی دیگر، صمدپور با انتشار واکنش‌ها و ویدیوها، بیشتر دیده می‌شود، که ممکن است برای خودش مخاطب بیشتری جذب کند یا قدرت «منتقد رسانه‌ای» خود را تقویت کند.

منازعه این‌چنینی ممکن است باعث شود مخاطبان (طرفداران) محمدرضا گلزار بیشتر «فعالانه‌تر» دفاع کنند یا برعکس، بخشی از مخاطب او را ترک کنند. از سوی دیگر، برخی ممکن است به نقد عمومی چهره‌های محبوب عادت کنند، که این خودش تغییر در فرهنگ عمومی است.

این پرونده مربوط به سال 1402 است و همچنان هیچ حکم قطعی برای به پایان رسیدن پرونده محمدرضا گلزار و شاهین صمدپور داده نشده است اما جدا از قانون اساسی، انتشار موضوعاتی حول محور حریم خصوصی چهره‌های سرشناس و مصنوعی جلوه دادن محبوبیت سلبریتی‌ها دور از اخلاق شخصی است که خود را خبرنگار معرفی می‌کند.

شاهین صمدپور
شاهین صمدپور

ماجرای شکایت دختر جوان از حسام نواب صفوی

طبق گزارش‌ها، یک زن جوان به نام فاطمه عسگری (متولد ۱۳۶۳) شکایتی از حسام نواب صفوی کرده بود. در مصاحبه‌ای که صمدپور با این دختر داشته است، او گفته که رابطه‌اش با نواب صفوی در ابتدا به‌صورت عاشقانه بوده، اما نواب صفوی از او خواسته که خانه‌اش را به نام او بزند تا بعداً ازدواج کنند.

بر همین اساس پروانه وکالت حسام نواب صفوی برای مدتی تعلیق شد و دلیل این تعلیق به گفته دادستان انتظامی، «پرونده کیفری» علیه او بوده است. در گزارش جریان شکایت از نواب صفوی ذکر شده که این دختر ادعا کرده است نواب صفوی مقادیری پول و دلار از او گرفته و بعد رابطه را قطع کرده است.

برادر این دختر گفته است که نواب صفوی خانه او را به نام خود کرده است. حسام نواب صفوی اتهامات را رد کرده و گفته که این اتهامات شایعه و اکاذیب هستند. او همچنین اعلام کرده است که این شکایت‌ها «جهت اخاذی» مطرح شده‌اند.

بسیاری از مواردی که صمدپور مطرح کرده، «ادعا» هستند، نه حکم قطعی دادگاه. فاطمه عسگری مدعی بوده که بیماری شدید داشته (تومور مغزی) که بر وضعیت او تأثیر گذاشته است. این موضوع باعث شده برخی رسانه‌ها همدردی بیشتری با او کنند.

حسام نواب صفوی قویاً گفته اتهامات بی‌اساس هستند و حتی ادعا کرده که این پرونده‌ها هدف‌شان آزار شهرت او بوده است. تعلیق پروانه وکالت او نشان می‌دهد که مراجع قضایی برخی جنبه‌ها را جدی گرفته‌اند. این ماجرا یک نمونه از نحوه کار صمدپور است که به روایت شاکیان می‌پردازد و صداهای کمتر شنیده‌شده را بازتاب می‌دهد، ولی در عین حال اتهامات سنگین‌اند و تأیید کامل آن‌ها نیازمند فرآیند قانونی است.

مادرم به خاطر این قضاوت‌ها دق کرد/ اتهامات خنجری است که در قلب من مانده

حسام نواب صفوی در یک برنامه گفت‌وگو محور با عنوان «رُک» با مجری‌گری مجید واشقانی درباره این اتهامات سخن گفت: من تنها یک خانه 60 متری در محمودآباد طبق یک معامله قانونی خریداری کردم و سند آن خانه به اسم من زده شد. مادر من با شنیدن این اتهامات دق کرد و این عذاب وجدان همیشه همراه من خواهد ماند که به خاطر ناجوانمردی و حسادت یک شخص به این روز رسیدم.

من غیر حرفه‌ای برخورد نکردم و به دستگاه قضایی اطمینان کردم اما این خنجری است که در قلب من مانده است، اگر آدم مشهوری نبودم مادرم را از دست نمی‌دادم.

قسمتی از این گفت‌وگو را ببینید:

بعد آزار رسانه‌ای افشاگری 

درگیری‌های شاهین صمدپور با سلبریتی‌ها تصادفی یا اتفاقی نیست؛ یک الگوی مشخص دارد. الگوریتم شبکه‌های اجتماعی، طوری پیش می‌رود که موضوعات مربوط به چهره‌های مشهور و حاشیه‌های شخصی باعث می‌شود بیشتر دیده شوند. از طرف دیگر شاهین صمدپور روایت شاکیان را منتشر می‌کند تا سلبریتی‌ها واکنش نشان دهند.

شاهین صمدپور با افراد شناخته‌شده، سعی دارد کارکرد اجتماعی کار خود را تقویت کند. او سعی می‌کند خودش را «صدای مردم» معرفی کند و بدون سند رسمی، برای جذب فالوئر در رسانه اینستاگرام و دیده‌شدن در جایگاه خبرنگار مستقل، سلبریتی‌ را در جایگاه اتهام، مجرم می‌شمارد.

این نوع گزارش‌ها ممکن است تا حدودی به افشای واقعیت‌های مهم کمک کنند و موضوعات اخلاقی به محاکمه عمومی منجر شود. از طرفی دیگر این نوع گزارش‌ها می‌تواند باعث دعوای حقوقی شوند. شاهین صمدپور با این نوع فعالیت رسانه‌ای ریسک بالایی را می‌پذیرد، چون چهره‌های معروف معمولاً منابع، قدرت و نفوذ کافی و لازم دارند که می‌توانند او را حقوقی و رسانه‌ای تحت فشار بگذارند.

جنجال رسانه‌ای هیچ‌وقت حکم قضایی نیست و نباید جایگزین قضاوت دادگاه شود. افشاگری‌ درباره موضوعات مهم می‌تواند درست باشد، اما شیوه جنجالی، احساسی یا یک‌طرفه می‌تواند غلط باشد.

طبق ماده 745 قانون مجازات اسلامی، ماده 17 قانون جرایم رایانه‌ای (اصلاحی 1403/3/30)، هر شخص به وسیله سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او جز در موارد قانونی منتشر کند یا در دسترس دیگران قرار دهد، به نحوی که منجر به ضرر یا عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از شصت و شش میلیون (66,000,000) ریال تا پانصد میلیون (500,000,000) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

طبق ماده 697 قانون مجازات اسلامی، عمل افترا یا تهمت زدن نسبت به دیگران، در متن ماده 697 قانون مجازات اسلامی، جرم انگاری شده است. لذا در صورتی که شخص ، اتهاماتی را به دیگری نسبت داده و نتواند آن را اثبات نماید، به مجازات جرم افترا، محکوم شده و طرف مقابل، می تواند اعاده حیثیت نماید .

هر شخص، به وسیله اوراق چاپی یا خطی، یا به وسیله درج در روزنامه و جراید، یا نطق در مجامع یا به هر وسیله دیگر، به کسی، امری را صریحا نسبت دهد یا آن ها را منتشر نماید که مطابق قانون، آن امر، جرم محسوب می شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نماید، جز در مواردی که موجب حد است، به جزای نقدی درجه شش، محکوم خواهد شد.

بیشتر بخوانید:

کاهش مخاطبان صدا و سیما؛ از سوزاندن ستاره‌ها تا فرار تماشاگران

یادداشت سردبیر
https://didhonar.ir/?p=102512

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + بیست =