«شاهنامه»؛ وقتی رفاقت کودکانه جای خود را به رقابت میدهد
به گزارش پلاتو هنر، چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران با رویکرد «خِردمحوری و اندیشهورزی» و به دبیری بهروز شعیبی از ۲۷ مهر تا ۲ آبان ۱۴۰۴ در پردیس سینمایی ایرانمال تهران برگزار خواهد شد.
با توجه به اینکه به چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران نزدیک میشویم و اسامی فیلمهای داستانی بخش مسابقه ملی این رویداد اعلام شده است، با مجتبی زرینی کارگردان فیلم کوتاه «شاهنامه» در بخش فیلم داستانی گفتوگویی داشتهایم که در ادامه میخوانید.
مجتبی زرینی درباره داستان فیلم کوتاه «شاهنامه» توضیح داد: قصه این فیلم کوتاه دربارهی دانشآموزان یکی از کلاسهای دبستانی است. همه چیز خوب و صمیمی پیش میرود تا زمانی که قرار میشود برای اجرای یک تئاتر منطقهای، بین دانشآموزان قرعهکشی انجام شود. اما قرعهکشی، آرامآرام روابط کودکانه و دوستیهای سادهی آنها را تغییر میدهد. رقابت جدیای بینشان شکل میگیرد؛ بعضی از بچهها از نقش خود راضی نیستند و تلاش میکنند نقشهای بهتری به دست آورند.
داستان پادشاهی است که میخواهد در شهرش باران ببارد…
این کارگردان ادامه داد: نمایشی که قرار است اجرا شود، داستان پادشاهی است که میخواهد در شهرش باران ببارد اما گفته میشود هرکس زیر آن باران برود، دیوانه میشود. مسیر قصه به سمتی پیش میرود که به موازی پیش رفتن قصه پادشاه و نمایش، مرز میان واقعیت و نمایش در هم تنیده میشود. در طول قصه، کمکم میبینیم که چگونه رفاقتها جای خود را به رقابت میدهند و همین نقطه، هستهی اصلی فیلم را میسازد.

حضور کودکان در پروژه سینمایی موضوعی پیچیده است
زرینی درباره شکلگیری داستان فیلم کوتاه «شاهنامه» مطرح کرد: من پیش تر با کودکان در دو فیلم کوتاه همکاری کرده بودم و همیشه این سوال را در ذهنم داشتم که چطور حضور کودکان برای پروژههای سینمایی انجام میشود. بسیاری از پدر و مادرها مشتاق این ماجرا هستند که فرزندانشان را به سمت بازیگری سوق دهند و اینکه این موضوع چه تأثیری روی روان دانشآموزان دارد، وقتی در سن کم وارد کارهای جدی میشوند، مسئلهای پیچیده و مهمی است.
ایده «شاهنامه» از مستند «خانه دوست کجاست؟» در ذهنم شکل گرفت
او ادامه داد: چند سال گذشته مستندی دیدم که با عنوان «درخت زندگی» درباره بازیگران فیلم «خانه دوست کجاست؟» اثر آقای کیارستمی ساخته شده بود و آن مستند جرقه ایده چنین داستانی را در ذهنم ایجاد کرد. جالب اینکه کودکان، تقریباً چهل سال بعد از فیلمبرداری، هنوز موفق نشدند از فضای آن فیلم فاصله بگیرند. یعنی در واقع، چهل سال گذشته که فیلم در روستای آنها ساخته شده بود، این کودکان به عنوان بازیگر یا حتی نابازیگر در فیلم حضور داشتند و این تجربهای بود که انگار تا الان هم نتوانستند از آن فیلم جدا شوند.
این کارگردان افزود: انگار زندگی کودکان در آن لحظه متوقف شده بود و نه کودکی درست داشتند، نه نوجوانی و حتی جوانی مناسبی. این موضوع برای من خیلی عجیب و تأملبرانگیز بود و در واقع ایده اولیهای را در ذهنم شکل داد. البته هیچوقت به این ایده کاملاً وفادار نماندم، ولی این موضوع مثل یک دریچه بود که من را وارد خط داستانی جدیدی کرد. چندین ورژن مختلف نوشتم تا در نهایت به قصه دختر بچههایی رسیدم که قرار بود یک نمایش تئاتری اجرا کنند. اما ایده اصلی و جرقه این قصه از همان مستند به ذهنم رسید.

همسانسازی بین فضای تئاتر و مدرسه با تاثیر موسیقی
مجتبی زرینی درباره نقش موسیقی در فیلم کوتاه «شاهنامه» مطرح کرد: این پروژه به دلیل حضور تئاتر، نیاز داشت که همسانسازی دقیقی بین فضای تئاتر و مدرسه انجام شود. علاوه بر این، بخشهایی از داستان در رویا و خواب اتفاق میافتاد که باعث میشد جنس صداگذاری اهمیت ویژهای پیدا کند، مخصوصاً نسبت به فیلمهای قبلی من.
نقش جزئیات صداگذاری محیط در داستانپردازی
او ادامه داد: ما برای هر صحنه، چه در فضای مدرسه و چه در فضای تئاتر، صداهای محیطی مخصوص به خودش را داشتیم که باید دقیق انتخاب میشد تا حال و هوای خاص هر فضا را منتقل کند و مولفههای منحصر به فرد خودش را داشته باشد. به طور مثال صدای باران یا صدای توفانی که قرار است حالتی از دیوانگی مردم را نشان دهد، تمام این جزئیات در صداگذاری داستانپردازی خاصی داشتند که خوشبختانه با انتخابهای درست، تونستیم به خوبی اجراش کنیم.
موسیقی «شاهنامه» با فضای کودکانه فاصله دارد
این کارگردان افزود: موسیقی هم فضای متفاوتی دارد، باتوجه به بازیگران کودک، موسیقیای که انتخاب شده کاملاً از فضای کودکانه فاصله دارد و نوعی نهیب و هشدار رو منتقل میکند؛ انگار سوالی مطرح میکند که آیا این کودکان واقعاً میتوانند بچگی کنند؟ به همین دلیل موسیقی قرار بود عمق بیشتری به کار بدهد و برخلاف انتظار، عملکردی وارونه داشته باشد.

سعی کردیم در فضاسازی «شاهنامه» پلی قوی بین فضای مدرسه، خانه و تئاتر ایجاد کنیم
مجتبی زرینی درباره فضاسازی و طراحی صحنه فیلم کوتاه «شاهنامه» عنوان کرد: من معماری میخوانم و در این حوزه تدریس میکنم، به همین دلیل در فضاسازی وسواس بیشتری به خرج دادم. سعی کردیم پلی قوی بین فضای مدرسه، خانه و تئاتر ایجاد کنیم تا این فضاها به صورت موازی و مرتبط با هم نمایش داده شوند. برای این کار، باید چارچوبهای مشترکی بین صحنهها شکل میگرفت.
او افزود: در انتخاب رنگها و المانها هم با طراح صحنه به صورت دقیق و تکتک جزئیات را بررسی کردیم و انتخابهای خوبی داشتیم که توانستیم به حس و حال و فضای دلخواه نزدیک شویم.
همسانسازی معماری مدرسه قدیمی با قصر پادشاه
مجتبی زرینی درباره انتخاب محل فیلمبرداری بیان کرد: لوکیشن اصلی ما مدرسه فیروز بهرام بود؛ مدرسهای قدیمی که بیش از نود سال پیش ساخته شده و معماری خاصش از نگاه اول من را جذب کرد. سقف بلند، فضاهای بزرگ و رنگهایی که با فضای کار ما همخوانی داشتند، همراه با فرم پنجرهها که مهمترین دلیل انتخاب ما بود، همه اینها باعث شدند این مکان را انتخاب کنیم.
او ادامه داد: فرم پنجرهها و درگاهها فضایی داشتند که کمک میکرد بچهها از کودکی آزادتر باشند و همین باعث شد بتوانیم همسانسازی خوبی بین فضای مدرسه و فضای قصر پادشاه ایجاد کنیم.

فرم مشخصی را در فیلمسازی دنبال نمیکنم
مجتبی زرینی درباره دغدغه فیلمسازی در سینمای کوتاه گفت: واقعیت این است که من پروژه به پروژه پیش میروم و خیلی به این فکر نمیکنم که حتماً باید فرم مشخصی را دنبال کنم. البته دغدغه دارم، ولی دغدغهام بیشتر درباره خود محتوا و حرفی است که میخواهم بگویم، نه فوراً انتخاب فرم. من معمولاً اول قصههایم را مینویسم و بعد به این فکر میکنم که دقیقاً چه چیزی میخواهم بگویم، چقدر این حرف برایم جدی است و چقدر ممکن است در لحظه بیاید و برود.
او ادامه داد: به همین خاطر خیلی ایدهها را در لحظه دنبال نمیکنم، بلکه آنها را نگه میدارم و با گذشت زمان میبینم کدامها ماندگار هستند. آنهایی که باقی میمانند را بررسی میکنم تا ببینم فرم مناسب ارائهشان چیست. به این شکل قدم به قدم پیش میروم. روند تولید «شاهنامه» همینطور بود. وقتی ایده به ذهنم رسید و شروع به نوشتن کردم، اصلاً فکر نمیکردم قرار است فیلم کوتاه باشد.
او افزود: قصه را مثل یک گل پرورشش میدادم تا ببینم چه شاخه و برگهایی میدهد؛ یعنی ببینم قرار است در یک گلدان جا بگیرد یا باغچهای نیاز دارد. با همین نگاه به ایدههایم نگاه میکنم و بعد فرمشان را شکل میدهم. وقتی فرم مشخص شد، به فکر میافتم که کجا و چگونه باید آن را پرورش دهم. به همین دلیل روند تولید کارم ممکن است زمانبر باشد و خیلی سریع کار را تحویل نمیدهم، ولی معمولاً فرمی که انتخاب میکنم، فرمی است که برای خودم راحت باشد و جوابگو باشد.
ارتباط فیزیک کودکان با شخصیتهای داستان «شاهنامه» چالشبرانگیز بود
زرینی درباره چالشهای پروسه تولید فیلم کوتاه «شاهنامه» مطرح کرد: وقتی ۸ یا ۹ تا دختر بچه ۱۰ یا ۱۱ ساله به عنوان بازیگر دارید و معیار انتخاب ما بیشتر بر اساس چهرهها بود نه چهرههای سینمایی، بلکه بیشتر اینکه صورت و فیزیک کودکان به شخصیتهای داستان، طبیعی بود که بین حرفهای بودن و حرفهای نبودن، بین بازیگر و نابازیگر بودن مدام حرکت کنیم. بازی گرفتن از بچهها در این سن همیشه چالشبرانگیز است اما خوشبختانه پیشتولید خوبی داشتیم و تهیهکننده، کمپانی ایلحان پرو، حمایت بسیار خوبی از ما کرد.
مجتبی زرینی در پایان گفت: یکی از چالشهای بزرگ دیگر، تهیه لوکیشن بود. به دلیل محدودیتهای سازمانهای دولتی مثل آموزش و پرورش. زمان فیلمبرداری در مدرسه محدود بود و فقط ۲ روز فرصت داشتیم که تقریباً نزدیک به ۵۰ پلان مدرسه را ضبط کنیم. همچنین همسانسازی فضای مدرسه با دکور تئاتر هم چالش دیگهای بود. ما سعی کردیم این کار را انجام بدیم، ولی با توجه به زمان فشرده که داشتیم، حجم کار پرفشار بود اما خوشبختانه با حمایتهایی که داشتیم موفق شدیم کار را جمع کنیم.

بیشتر بخوانید:




