به گزارش پلاتو هنر، سینما در ایران در سال های اخیر از فضای شهری به فضای مصرفی منتقل شده است. اینکه امروز سینما را در طبقه سوم تا ششم یک مال یا سنتر میبینیم، تصادفی نیست. نمونهی شاخصش پردیس سینمایی کوروش است؛ پردیسی ۱۲ سالنه با حدود ۳۲۰۰ صندلی که عملاً در دل یک مرکز خرید قرار گرفته است.
و اما امروز ،21 شهریور ماه به بهانه روز ملی سینما، به این پرسش میرسیم که چرا این اتفاق افتاد؟
سینما در سال ۱۲۷۹ شمسی (۱۹۰۰ میلادی) وارد ایران شد. مظفرالدینشاه در سفر اروپاییاش با دستگاه سینماتوگراف آشنا شد و دستور خرید آن را داد؛ میرزا ابراهیمخان عکاسباشی نیز نخستین فیلمبردار ایرانی شناخته میشود.
در سال ۱۳۷۹، یعنی دقیقاً در صدمین سال ورود سینما به ایران، چهارمین جشن بزرگ سینمای ایران برگزار شد و ۲۱ شهریور بهعنوان «روز ملی سینما» انتخاب شد. بنابراین انتخاب این تاریخ بیشتر یک مناسبت نمادین برای یک قرن سینما در ایران بود.
یعنی برخلاف تصور رایج، ۲۱ شهریور سالروز اولین نمایش فیلم در ایران نیست. حتی منابع تاریخی درباره تاریخ دقیق ورود دستگاه و نخستین تجربههای سینمایی مظفرالدینشاه، تاریخهای دیگری مثل ۱۷ تیر و ۲۳ مرداد ۱۲۷۹ را ذکر میکنند.
سالها روز ملی سینما مصادف با برگزاری جشن خانه سینما بود؛ مراسمی که قرار بود اسکار به سبک ایرانی باشد. حالا مدتها است که جشن خانه سینما به خاطرهها پیوسته، ولی سنت گرامیداشت سینمای ایران در روز ۲۱ شهریور همچنان پابرجا است.
۲۱ شهریورماه پیش از یک ربع قرن است که بهعنوان روز ملی سینما جشن گرفته میشود، تنها روزی که در تقویم رسمی کشور بهعنوان روز سینما ثبت شده و الصاق عنوان «ملی» به این روز هم بیشتر کار رسانههاست که در چنین روزی انگیزهای برای پرداختن به گذشته، هویت و داشتههای سینمای ایران مییابند.
روزی که سالها با جشن سینمای ایران که متولیاش خانه سینما بود، پیوند خورده بود. شاید به همین دلیل بود که سال ۱۳۹۱ وقتی دولت دهم پس از تنشهای فراوان با جامعه اصناف سینمایی کشور خانه سینما را به انحلال کشاند، مناسبت ۲۱ شهریورماه را هم از متن تقویم رسمی کشور حذف کرد، بهطوری که خبرگزاریها ناچار به ذکر این موضوع شدند که ۲۱ شهریور روز ورود سینما به ایران توسط مظفرالدینشاه است و ربطی به خانه سینمای فعلی ندارد.
در نهایت هم در ۴ آبان ۱۳۹۳ رسانهها خبر دادند براساس ماده واحده «تعیین مناسبتهای تقویم رسمی سال ۱۳۹۴ هجری شمسی» که از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی برای اجرا به شورای فرهنگ عمومی کشور ابلاغ شده است، روز سینما که در سالهای گذشته از متن تقویم رسمی کشور به ضمیمه منتقل شده بود، بار دیگر به متن این تقویم بازگشته است.

سینما در گذشته جا ماند
در این سال ها که زمین شهری گران شده است، ساخت یک سینمای مستقل یعنی خرید یا تأمین زمین، پارکینگ، ورودی، لابی، تأسیسات و…؛ درحالیکه در یک مال، سینما میتواند بخشی از یک پروژه بزرگتر باشد و هزینههای زیرساختی با سایر کاربریها تقسیم شود.
از طرفی دیگر سینما بهتنهایی دیگر مقصد کافی نیست. و از نظر اقتصادی مخاطب را باید برای چند ساعت در مجموعه نگه داشت.
خودِ مراکز خرید هم دقیقاً چنین ترکیبی را تبلیغ میکنند؛ مثلاً در معرفی نارسیسمال، سینما کنار فودکورت، فروشگاه و شهربازی بهعنوان یک بسته تفریحی عرضه شده است.

سینما برای زنده ماندن به مراکز خرید پناه برده
و از همه چیز مهم تر، پارکینگ، بلای جان سینمای شهری، یکجا حل میشود. سینمای مستقل در بافت متراکم شهری معمولاً با مسئله پارکینگ و دسترسی روبهروست. مال، پارکینگ طبقاتی دارد و سینما از این زیرساخت آماده استفاده میکند.
اما اینجا یک اتفاق فرهنگی مهمتر رخ داده است. سینما دیگر بخشی از خیابان نیست؛ بخشی از مال و سنتر شده است. سینمای قدیمی با شهر رابطه داشت. به زبان ساده تر «میرفتی خیابان، ویترینها را میدیدی، بلیت میخریدی، وارد یک ساختمان با هویت مستقل میشدی و بعد از فیلم دوباره به شهر برمیگشتی»
و اما با این سبک جدید، تجربه سینما تا حد زیادی از زندگی خیابانی جدا میشود و در یک محیط کنترلشده، خصوصی و تجاری اتفاق میافتد.
سینمای امروز ایران، برای زنده ماندن اقتصادی، به جایی پناه برده که خودش یکی از نمادهای مصرفگرایی شهری است؛ درحالیکه سینما در گذشته یکی از نمادهای زندگی عمومی و خیابانی شهر بود.

البته نباید این موضوع را صرفاً بد دانست. پردیسهای مالها امکان سالنهای متعدد، صدای بهتر، پارکینگ، رستوران و دسترسی نسبتاً مناسب را فراهم کردهاند. مشکل وقتی شروع میشود که تمام تصور ما از سینما به پردیس داخل مال تقلیل پیدا کند و سینمای مستقل، محلهای و متصل به فضای عمومی شهر از بین برود.
یک زمانی برای رفتن به سینما، فقط فیلم را انتخاب نمیکردیم؛ خودِ شهر هم بخشی از انتخابمان بود. سینما در دل خیابان قرار داشت؛ بخشی از محله بود، بخشی از شب، بخشی از معاشرت و حتی بخشی از هویت شهری.
برای دیدن یک فیلم از خیابان عبور میکردیم، جلوی سردر سینما میایستادیم، پوستر فیلم را نگاه میکردیم، بلیت میگرفتیم، در صف میایستادیم و بعد از تمام شدن فیلم دوباره به خیابان برمیگشتیم. ممکن بود بعد از فیلم در پیادهرو قدم بزنیم، به کافه یا رستورانی برویم، با دوستانمان گپ بزنیم یا حتی به شکل اتفاقی با آدمهای دیگری روبهرو شویم که آن ها هم برای تماشای فیلم آمده بودند. به همین دلیل سینما فقط یک سالن نمایش نبود؛ بخشی از تجربه زندگی شهری بود.
نمونه روشن این رابطه میان سینما و شهر را میتوان در خیابان لالهزار تهران دید. لالهزار در دورهای یکی از مهمترین مراکز فرهنگی و تفریحی تهران بود و سینما، تئاتر، کافه، رستوران، هتل و مغازه در کنار یکدیگر، یک فضای شهری زنده و پرتحرک ساخته بودند. در دورهای بیش از ۱۵ سالن سینما در این خیابان فعالیت میکردند و سینماها در کنار تماشاخانهها و کسبوکارهای اطراف، به زندگی و رونق خیابان کمک میکردند.

در چنین فضایی، سینما فقط مقصد نبود؛ خودش یکی از موتورهای تولید زندگی شهری بود. آدمها برای سینما به یک خیابان میآمدند و حضور آن ها به کافهها، رستورانها، فروشگاهها و سایر کسبوکارهای اطراف هم رونق میداد. سینما بخشی از شهر بود و شهر هم بخشی از تجربه سینما. اما بهتدریج این رابطه تغییر کرد و سینما از خیابان فاصله گرفت و به سمت مجتمعهای تجاری و مراکز خرید حرکت کرد.
یکی از مهمترین دلایل این تغییر، اقتصاد زمین و ساختوساز شهری است. ساخت یک سینمای مستقل در شهر امروز به زمین، پارکینگ، ساختمان، تأسیسات، فضای انتظار و امکانات مختلف نیاز دارد؛ درحالیکه یک مرکز خرید از قبل بسیاری از این زیرساختها را در اختیار دارد.
سرمایهگذار میتواند سینما را در کنار فروشگاه، رستوران، کافه، شهربازی و سایر کاربریها قرار دهد و از یک زمین، چند نوع فعالیت اقتصادی ایجاد کند. در این مدل، سینما فقط از فروش بلیت درآمد ندارد؛ بلکه میتواند بهعنوان یک جاذب مخاطب برای کل مجتمع هم عمل کند.

از نگاه اقتصادی تا پارکینگ؛ مسیر رسیدن به سینما
پارکینگ هم مسئله مهم دیگری است. در شهری که وابستگی به خودرو زیاد شده، داشتن پارکینگ برای یک مجموعه تفریحی یک مزیت جدی محسوب میشود. سینمای مستقل در بافت متراکم شهری ممکن است با کمبود پارکینگ و دشواری دسترسی روبهرو شود، اما وقتی سینما در یک مرکز خرید ساخته میشود، مخاطب میتواند خودرو را در همان مجموعه پارک کند و بعد با آسانسور یا پله برقی به سینما برسد.
از نگاه اقتصادی، این مدل بسیار منطقی است؛ اما از نگاه شهری، اتفاق دیگری هم رخ میدهد: مسیر رسیدن به سینما دیگر از «خیابان» عبور نمیکند، بلکه از «فضای داخلی یک مجموعه تجاری» میگذرد.
به همین دلیل امروز رفتن به سینما بیشتر از گذشته با مفهوم تفریح گره خورده است. مخاطب ممکن است برای دیدن یک فیلم به یک پردیس سینمایی برود، اما قبل یا بعد از آن غذا بخورد، قهوه بنوشد، خرید کند یا از سایر امکانات مجموعه استفاده کند.
پردیسهایی مانند کوروش نمونه روشنی از این مدل هستند؛ پردیسی چندسالنه که در دل یک مجتمع تجاری قرار گرفته و سینما را با سایر فعالیتهای تفریحی و تجاری پیوند داده است.

این تغییر لزوماً اتفاق بدی نیست. پردیسهای جدید امکاناتی دارند که بسیاری از سینماهای قدیمی نداشتند؛ سالنهای متعدد، تجهیزات فنی بهتر، صندلیهای راحتتر، پارکینگ، رستوران و کافه و امکان اکران همزمان چند فیلم.
در شرایطی که سینما باید با تلویزیون، اینترنت و پلتفرمهای نمایش خانگی رقابت کند، ارائه یک «تجربه» کاملتر میتواند به بقای اقتصادی آن کمک کند.
مخاطب امروز برای دیدن فیلم در خانه امکانات زیادی دارد، بنابراین سینما باید دلیلی برای بیرون آمدن از خانه به او بدهد. به همین دلیل فیلم دیدن بهتدریج به یک شب بیرون رفتن تبدیل شده است.
اما مسئله از جایی شروع میشود که این مدل تنها شکل آینده سینمای شهری شود. مشکل اصلی این نیست که سینما در مرکز خرید ساخته شده؛ مشکل این است که سینما بهتدریج رابطهاش را با خیابان و فضای عمومی شهر از دست میدهد.
سینمای قدیمی یک نمای مستقل داشت، سردر داشت، روی خیابان دیده میشد و بخشی از هویت محله محسوب میشد. اما سینمای داخل مال معمولاً بخشی از یک ساختمان بزرگتر است؛ ممکن است در طبقه سوم یا پنجم قرار داشته باشد و مخاطب برای رسیدن به آن از پارکینگ، آسانسور، فروشگاهها و فودکورت عبور کند.

سرنوشت سینماهای لالهزار چه شد؟!
مرکز خرید اما بر اساس منطق متفاوتی طراحی شده است. در آنجا همهچیز تا حد زیادی برنامهریزی و کنترل شده است: مخاطب وارد میشود، در محیط میماند، سرگرم میشود و در نهایت مصرف میکند. سینما هم در این ساختار به یکی از اجزای «اقتصاد تجربه» تبدیل میشود. به همین دلیل تفاوت میان سینمای خیابانی و سینمای مال فقط در معماری ساختمان نیست؛ تفاوت در نوع رابطه سینما با شهر است.
سرنوشت سینماهای قدیمی لالهزار این تغییر را به شکل دردناکی نشان میدهد. بسیاری از سینماهای آن خیابان تعطیل، متروکه یا تغییرکاربری دادهاند و بعضی از ساختمانهایی که زمانی محل خاطره چند نسل بودند، دیگر کارکرد سینمایی ندارند. وقتی یک سینمای قدیمی تعطیل میشود، فقط یک سالن و چند صندلی از بین نمیرود؛ بخشی از حافظه جمعی یک محله هم آسیب میبیند.
برای بسیاری از مردم، خاطره اولین فیلمی که با خانواده یا دوستانشان دیدهاند، به یک ساختمان، یک خیابان، یک سردر و حتی یک مسیر شهری گره خورده است.
شاید به همین دلیل است که حتی سینماهای مدرن داخل مراکز خرید هم گاهی تلاش میکنند با گذشته ارتباط برقرار کنند. برای مثال، در پردیس کوروش نامهایی مانند رکس، فاروس و کریستال برای سالنها انتخاب شده؛ نامهایی که یادآور تاریخ سینما و بهخصوص خاطره سینماهای قدیمی تهران هستند. این اتفاق از نظر نمادین جالب است: گویی خاطره سینمای شهری را حفظ کردهایم، اما خودِ شهری را که آن خاطره در آن شکل گرفته بود از دست دادهایم.

چرا پایتخت دیگر نمیتواند برای سینما و فرهنگ، فضای عمومی جذاب و اقتصادی ایجاد کند؟
بنابراین وقتی سرمایهگذاری تصمیم میگیرد سینما را در یک مجتمع تجاری قرار دهد، این تصمیم از نظر اقتصادی قابل فهم است. مسئله بزرگتر، ساختار اقتصادی و کالبدی شهر است؛ شهری که زمین در آن گران شده، خودرو در آن نقش پررنگی دارد و بسیاری از فعالیتهای تفریحی به سمت مجتمعهای بزرگ و خصوصی حرکت کردهاند.
در واقع داستان سینما بخشی از یک تغییر بزرگتر در شهر ایرانی است. همان اتفاقی که برای سینما افتاده، میتواند برای کتابفروشی، تئاتر، کافه، گالری، سالن موسیقی و حتی فضاهای عمومی هم رخ دهد. فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی زمانی بخش طبیعی خیابان بودند، اما امروز بسیاری از آن ها در فضاهای خصوصی و تجاری متمرکز شدهاند. شهر بهتدریج از فضایی برای بودن به فضایی برای مصرف کردن نزدیک میشود.
به همین دلیل شاید سؤال درست این نباشد که چرا سینماها در مراکز خرید ساخته میشوند؟ سؤال عمیقتر این است که چرا شهر دیگر نمیتواند برای سینما و فرهنگ، فضای عمومی جذاب و اقتصادی ایجاد کند؟ مسئله این نیست که باید تمام سینماها را به گذشته برگردانیم یا پردیسهای مدرن را کنار بگذاریم. اتفاقاً سینمای آینده میتواند هم مدرن و مجهز باشد و هم با شهر ارتباط داشته باشد؛ سینمایی در کنار کتابفروشی، کافه، تئاتر، گالری، موسیقی، فضای سبز و پیادهراه، جایی که بعد از تمام شدن فیلم، تجربه مخاطب تمام نشود.

جایی که رابطه سینما با شهر گم شده… به دنبال یک پردیس فرهنگی باشید تا مرکز خرید!
شاید بهترین مدل، چیزی میان سینمای قدیمی و پردیس تجاری امروز باشد؛ یک «پردیس فرهنگی شهری» که در آن سینما از شهر جدا نباشد. مخاطب بتواند با مترو و پیاده به آن برسد، قبل و بعد از فیلم در فضای عمومی بماند، کافه و کتابفروشی و فعالیت فرهنگی داشته باشد و سینما دوباره به بخشی از زندگی خیابانی تبدیل شود.
چون در نهایت، مسئله فقط این نیست که سینما کجا ساخته میشود. مسئله این است که سینما چه نسبتی با شهر دارد. سینمای داخل مال میتواند راحتتر، مجهزتر و از نظر اقتصادی موفقتر باشد، اما اگر همه سینماها به چنین فضاهایی محدود شوند، بخشی از چیزی که در گذشته «تجربه سینما» نامیده میشد از بین میرود؛ همان تجربهای که فیلم را به خیابان، خیابان را به محله و محله را به خاطره پیوند میداد.
سینما شاید واقعاً گم نشده باشد؛ آنچه گم شده، رابطه سینما با شهر است. اگر مردم برای رفتن به سینما مجبور نباشند وارد یک مرکز خرید شوند و سینما در یک فضای فرهنگی و عمومی مستقل قرار داشته باشد، احتمالاً اثر فرهنگی آن میتواند عمیقتر شود؛ چون رفتن به سینما از یک فعالیت مصرفی به یک کنش فرهنگی و اجتماعی تبدیل میشود.

فرهنگسازی کنیم…
این اتفاق از نظر فرهنگی بسیار مهم است، چون فرهنگ فقط چیزی نیست که داخل سالن سینما اتفاق میافتد. فرهنگ در گفتوگو، مواجهه با آدمهای متفاوت، دیدن آثار هنری، خواندن، شنیدن، پرسیدن و حتی پرسهزدن در یک فضای عمومی شکل میگیرد.
برای همین، یک سینمای فرهنگی خوب میتواند تبدیل به جایی شود که آدمها فقط برای دیدن یک فیلم به آن نروند؛ بلکه برای تجربه، گفتوگو و مشارکت فرهنگی به آنجا بروند.
از طرف دیگر، چنین فضاهایی میتوانند فرهنگ گفتوگو را هم تقویت کنند. یکی از مشکلات زندگی شهری این است که آدمها زیاد در کنار یکدیگر هستند، اما الزاماً با هم ارتباط برقرار نمیکنند. فضای فرهنگی میتواند برخوردهای اجتماعی بیشتری ایجاد کند؛ آدمهایی با سن، سلیقه و پیشینه متفاوت در یک مکان مشترک جمع میشوند و درباره یک اثر مشترک حرف میزنند. همین مواجهههای کوچک در بلندمدت میتواند به افزایش تحمل تفاوت، قدرت گفتوگو و شکلگیری سرمایه اجتماعی کمک کند.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: نباید تصور کنیم هر سینمای مستقلی الزاماً فرهنگساز است. اگر سینما فقط یک ساختمان جدا از مال باشد و مخاطب وارد سالن شود، فیلم ببیند و بیرون بیاید، تفاوت فرهنگی چندانی ایجاد نمیکند. آنچه اهمیت دارد، طراحی یک اکوسیستم فرهنگی است.
در چنین شرایطی، سینما میتواند یکی از دروازههای ورود مردم به فرهنگ باشد.حتی برای کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری دارد. اگر کودک از همان ابتدا سینما را نه فقط بهعنوان جایی برای خوردن پاپکورن و دیدن یک فیلم، بلکه بهعنوان بخشی از یک فضای فرهنگی تجربه کند، احتمال اینکه بعدها به کتاب، تئاتر، هنر، گفتوگو و فعالیتهای فرهنگی دیگر هم علاقهمند شود بیشتر میشود.

سینماهایی تهران که هنوز سینما را به شهر وصل نگه داشتهاند
سینماهایی در تهران وجود دارند که خودِ سینما و فضای پیرامونش هویت فرهنگی دارند و وابسته به مال و مرکز خرید نیستند، چند گزینه شاخص هنوز وجود دارند:
سینما فرهنگ که یکی از واضحترین نمونهها است. در خیابان شریعتی و بالاتر از دولت قرار دارد و یک سینمای مستقل و قدیمی با هویت مشخص فرهنگی است.

سینما آزادی که از مهمترین نمونههای سینمای مستقل شهری تهران است. در خیابان بهشتی و نبش وزرا قرار دارد و برخلاف پردیسهای داخل مال، خودش یک مقصد سینمایی مستقل در بافت شهری است. حتی مدیر مجموعه در سال ۱۴۰۳ تأکید کرده بود که آزادی از معدود سینماهایی است که بدون وابستگی به فروشگاه و تفریحات جانبی فعالیت میکند.

موزه سینمای ایران که در باغ فردوس فقط محل نمایش فیلم نیست؛ خودش یک فضای فرهنگی درباره تاریخ سینمای ایران است و سالن فردوس آن نیز برای اکران و برنامههای سینمایی استفاده میشود. در سالهای اخیر هم میزبان نمایش فیلمهای مستقل و برنامههای سینمایی بوده است.

سینما فلسطین که یک سینمای شهری قدیمی و مستقل است و در فهرست سینماهای تهران خارج از مدل مال قرار میگیرد.
سینما قدس، گالری ملت و سینما آفریقا هم در چنین فهرستی قرار میگیرند.
و در پایان به سینماهایی که در تهران داخل مال یا مجتمع تجاری ساخته شدهاند، نگاهی میاندازیم.
پردیس سینمایی کوروش داخل کوروش مال؛ ۱۲ سالن سینما در طبقات سوم تا ششم مجتمع قرار دارد.

پردیس سینمایی ایران مال داخل ایران مال؛ نمونه بسیار واضح سینمایی است که در دل یک مجموعه عظیم تجاری، تفریحی و گردشگری قرار گرفته است.
پردیس سینمایی مگامال در مگامال اکباتان، کنار مترو اکباتان قرار دارد.
پردیس سینمایی هدیش مال داخل هدیش مال در میدان هروی؛ سالنها در طبقات ششم و هفتم مرکز خرید قرار دارند.

پردیس سینمایی هروی سنتر داخل مرکز خرید هروی سنتر قرار دارد.
پردیس سینمایی ارگ داخل مجتمع تجاری ارگ تجریش قرار دارد.
پردیس سینمایی معین مال داخل مجتمع تجاری معین مال در ابتدای خیابان استاد معین قرار دارد.
پردیس سینمایی چارسو در مجتمع تجاری چارسو در تقاطع جمهوری و حافظ قرار دارد.

پردیس سینمایی رز مال داخل رز مال در منطقه ۲۲. پردیس سینمایی رز مال قرار دارد.
بیشتر بخوانید:




