به گزارش پلاتو هنر، آنچه امروز در عربستان سعودی در حال وقوع است، صرفاً توسعه صنعت سرگرمی نیست؛ بلکه تلاشی هدفمند برای بازتعریف تصویر یک کشور در افکار عمومی جهان است. افزایش مشوقهای مالی تولیدات سینمایی تا سقف ۶۰ درصد، تنها یک خبر اقتصادی یا فرهنگی نیست؛ این تصمیم را باید بخشی از پروژه بزرگتر عربستان برای تبدیل شدن به یک قدرت اثرگذار در حوزه «قدرت نرم» دانست.
کشوری که تا چند سال پیش سالن سینما در آن ممنوع بود، امروز تلاش میکند خود را به یکی از جذابترین مقاصد تولید فیلم در جهان تبدیل کند. این تغییر، نه اتفاقی مقطعی بلکه بخشی از یک استراتژی کلان است؛ همان الگویی که عربستان پیشتر در ورزش دنبال کرد. جذب ستارههای فوتبال، میزبانی رویدادهای بینالمللی و تزریق سرمایههای نجومی به لیگ این کشور، همه با هدف تغییر جایگاه عربستان در معادلات رسانهای جهان انجام شد. اکنون همان مسیر، اینبار در سینما و هنر دنبال میشود.
سینما در خدمت قدرت نرم
عربستان بهخوبی دریافته است که در جهان امروز، تصویر کشورها صرفاً با قدرت نظامی یا اقتصادی ساخته نمیشود. سینما، موسیقی، ورزش و رسانه، به همان اندازه در ساختن چهره جهانی کشورها نقش دارند. به همین دلیل، ریاض تلاش میکند با فراهم کردن امکانات مالی گسترده، فیلمسازان و کمپانیهای بینالمللی را به سمت خود جذب کند؛ حتی اگر این سرمایهگذاریها در کوتاهمدت بازگشت اقتصادی مستقیمی نداشته باشد.
در این میان، موافقان این سیاست معتقدند عربستان در حال انجام کاری است که بسیاری از قدرتهای فرهنگی جهان پیشتر تجربه کردهاند؛ یعنی سرمایهگذاری سنگین برای ساخت زیرساخت و جلب توجه جهانی. از نگاه آنان، هیچ صنعت فرهنگی قدرتمندی بدون حمایت مالی و اراده حاکمیتی شکل نگرفته است. همانگونه که هالیوود در دهههای ابتدایی رشد خود از حمایتهای گسترده اقتصادی و سیاسی آمریکا بهره میبرد یا کره جنوبی با سرمایهگذاری بلندمدت دولتی توانست موج فرهنگی «کیپاپ» و سریالهای کرهای را به یک صادرات جهانی تبدیل کند، عربستان نیز تلاش میکند از ثروت نفتی برای ساخت آیندهای متفاوت استفاده کند. حامیان این رویکرد معتقدند اگر سرمایهگذاری مستمر ادامه پیدا کند، این کشور میتواند طی یک یا دو دهه آینده به یکی از قطبهای فرهنگی منطقه تبدیل شود.
نمونه موفق دیگری که معمولاً در این مقایسهها مطرح میشود، قطر است؛ کشوری که با سرمایهگذاری عظیم روی رسانه، ورزش و گردشگری توانست بسیار فراتر از اندازه جغرافیایی خود دیده شود. شبکه الجزیره، میزبانی جام جهانی و توسعه برند ملی قطر، همگی نشان دادند که سرمایهگذاری هدفمند در رسانه و سرگرمی میتواند یک کشور کوچک را به بازیگری اثرگذار در سطح جهانی تبدیل کند.
تردیدها درباره یک ویترین پرهزینه
در مقابل، منتقدان بر این باورند که آنچه امروز در عربستان دیده میشود، بیش از آنکه یک تحول فرهنگی عمیق باشد، نوعی «ویترین پرهزینه» است. به اعتقاد آنان، ساخت استودیو، برگزاری جشنواره و پرداخت مشوقهای مالی الزاماً به معنای شکلگیری یک سینمای ریشهدار نیست. سینما تنها با پول ساخته نمیشود؛ بلکه نیازمند تجربه تاریخی، هویت فرهنگی، جریان فکری، آزادی خلاقیت و ارتباط واقعی با جامعه است. همان پرسشی که امروز درباره فوتبال عربستان نیز مطرح میشود؛ اگر روزی پولهای نجومی و ستارههای خارجی کنار بروند، آیا همچنان مخاطب باقی خواهد ماند؟
منتقدان برای اثبات نگرانی خود معمولاً به تجربه چین اشاره میکنند. چین طی سالهای گذشته میلیاردها دلار وارد فوتبال حرفهای، سالنهای سینما و پروژههای سرگرمی کرد؛ ستارههای بزرگ جذب شدند و باشگاهها قراردادهای نجومی بستند، اما بسیاری از این پروژهها پس از کاهش حمایتهای دولتی دچار بحران شدند. برخی باشگاهها ورشکست شدند و بخش قابل توجهی از تب فوتبالی ایجادشده فروکش کرد. منتقدان معتقدند اگر ساختار فرهنگی و اقتصادی یک صنعت بهصورت طبیعی شکل نگیرد، تزریق پول به تنهایی نمیتواند موفقیت پایدار ایجاد کند.
تجربههای پرهزینه و آینده نامشخص
در کنار این موارد، برخی تحلیلگران حتی به تجربههای خود عربستان نیز اشاره میکنند؛ پروژههایی که با تبلیغات گسترده و سرمایهگذاریهای کلان آغاز شدند اما هنوز نتوانستهاند به نتایج وعدهدادهشده برسند. نمونه شاخص آن، پروژه شهر آیندهنگر «نیوم» است؛ شهری که قرار بود نماد عربستان مدرن و آینده جهان باشد. هرچند این پروژه همچنان در حال توسعه است، اما طی سالهای اخیر بارها با انتقادهایی درباره هزینههای نجومی، تأخیر در اجرا، کاهش ابعاد برخی طرحها و فاصله میان تبلیغات رسانهای و واقعیت اجرایی مواجه شده است. منتقدان میگویند چنین پروژههایی نشان میدهد پول فراوان الزاماً به معنای موفقیت قطعی نیست و گاهی میان «تصویرسازی رسانهای» و «تحقق واقعی» فاصلهای جدی وجود دارد.
برخی دیگر نیز به پروژههای پرهزینه گردشگری و سرگرمی عربستان اشاره میکنند که با وجود تبلیغات گسترده، هنوز نتوانستهاند به جریان اقتصادی پایدار و جذب مخاطب در سطح پیشبینیشده برسند. از نگاه این گروه، خطر اصلی زمانی ایجاد میشود که یک کشور بیش از اندازه به «هیجان رسانهای» وابسته شود؛ زیرا هیجان، اگر به ساختار پایدار تبدیل نشود، معمولاً عمر کوتاهی دارد.
در همین حال، برخی تحلیلگران معتقدند عربستان تلاش میکند میان دو مدل موفق و ناموفق، راه سومی برای خود تعریف کند؛ نه صرفاً یک نمایش کوتاهمدت رسانهای مانند برخی پروژههای شکستخورده آسیایی و نه مسیری کاملاً طبیعی و تدریجی مانند هالیوود یا سینمای اروپا. به بیان دیگر، ریاض در حال خریدن «زمان» است؛ یعنی تلاش میکند با پول نفت، فاصله چند دههای خود با قدرتهای فرهنگی جهان را سریعتر جبران کند.
با این حال، چه موافق این روند باشیم و چه منتقد آن، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت؛ عربستان با سرعت در حال خریدن «توجه جهان» است. در عصر رسانه، توجه عمومی خود نوعی سرمایه است و ریاض تلاش میکند این سرمایه را به نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تبدیل کند. اینکه این پروژه در نهایت به یک زیستبوم واقعی فرهنگی منجر خواهد شد یا صرفاً در حد یک نمایش پرهزینه باقی میماند، پرسشی است که پاسخ آن را باید در سالهای آینده جستوجو کرد.
بیشتر بخوانید:
تاریخ سینمای ایتالیا؛ معرفی ۵ فیلم برتر ایتالیایی




