مانا ناصری بازیگر نقش «آگاتن» در نمایش «سقراط» که در خرداد و مرداد 1404 روی صحنه بود با پلاتو هنر درمورد نقش خود و چالشهای پیش روی خود برای ایفای آن سخن گفت.
این هنرمند در ابتدای سخنانش عنوان کرد: در نمایش «سقراط» نقش آگاتن را بازی میکردم. او شاعرهایست در دوران یونان باستان و نمادی از تفکرات سقراط. شاعر بودنش جنبهای لطیف و نوعی ظرافت را به شخصیتش بخشیده است. آگاتن مورد توجه و تحسین قرار گرفتن را دوست دارد و در جهت آن تلاش میکند. او در نشان دادن احساسات و عواطفش کاملاً برونگراست. وی همچنین از روحیه پرسشگری برخوردار است و توانایی به چالش کشیدن طرف مقابل را به خوبی دارد.
این بازیگر به مسیری که برای شکل گرفتن نقش خود طی کرده اشاره کرد و گفت: «آگاتنی» که برای من شکل گرفت، حاصل اتودها و تمریناتیست که در طول جلسات تمرین گروهی از آن برخوردار بودم و نیز مطالعه و مشاهدات فردی هم دربارهی یونان باستان و آگاتن شاعر، هم دربارهی وودی آلن و جهان نوشتهها و فیلمهایش. تمرینات مداوم و هدفمند بیان و بدن، تأثیر بهسزایی را در آمادگیام برای ایفای این نقش داشت.

سعی کردم نقشم را در «سقراط» دلنشینتر کنم
ناصری با اشاره به چالشهای پیش روی خود برای ایفای این نقش گفت: چالشی که در نمایش «سقراط» شخصاً با آن روبهرو بودم، ارتباطم با نقش بود و باید به گونهای آگاتن را در ذهنم میآفریدم تا بتوانم با او ارتباط برقرار کنم. بنابراین سعی کردم برایش شناسنامهای متصور شوم و خصوصیات و ریزهکاریهایی را کمکم به او اضافه کنم تا دنبال کردن نقش برای تماشاگر امکانپذیر بوده و بازیکردنش هم برای خودم و هم برای مخاطب دلنشینتر باشد.
این هنرمند با اشاره به تاثیر همکاری گروهی در شکلگیری این نقش عنوان کرد: به طور کلی گروه بازیگری و کارگردانی در این نمایش کاملاً با یکدیگر نزدیک و همدل بودند و از هیچ پیشنهاد و کمکی در جهت بهتر شدن نمایش و نقشها دریغ نمیکردند و همین امر شخصاً برای من در رسیدن به آگاتنی که به مرور برایم شکل گرفت، بسیار تأثیرگذار بود.
آگاتن نمادی از تفکرات و فلسفه سقراط است
او در بخش دیگری از سخنانش اضافه کرد: این نکته که آگاتن نمادی از تفکرات و فلسفه سقراط است و حال به این شکل در این نمایشنامه به عنوان زنی شاعر با ویژگیهایی خاص ظاهر شده است، خودش میتواند فضایی طنز به نمایش ببخشد. رد و بدل شدن دیالوگهایی که علاوه بر جنبه طنزآمیز، در عمق خویش مفاهیم فلسفی را به دوش میکشند نیز موجب نمایان شدن این طنز فلسفی در بازیها میشود.

ناصری در پاسخ به این سوال که چگونه در طول زمان به لایههای درونی این نقش نزدیک شده، گفت: همانطور که پیشتر گفتم این نقش آنقدر از لایههای پیچیده درونی برخوردار نبود و من سعی کردم با دادن ویژگیهایی که به آن میخورد، آن را برای خودم عمیقتر کنم. و با تمرین و تکرار زیاد این ویژگیهای رفتاری و حرکتی در نقش برایم نهادینه و روز به روز قابل درکتر شد تا بتوانم تصویری از آن ارائه دهم که برای مخاطب نیز دیدنی و ملموستر باشد.
این هنرمند با اشاره به تاثیری که نمایش «سقراط» بر مخاطب گذاشت، تاکید کرد: از نظر من این نمایش به خوبی توانست علاوه بر سرگرم کردن مخاطب، او را شدیداً به فکر فرو ببرد. مخاطب خواه ناخواه خودش و ویژگیهای رفتاریاش و نیز جامعهای که در آن زندگی میکند را با انسانهای دوره یونان باستان و جامعه آن دوران مقایسه میکند و درمییابد آن چیزهایی که موقعی ارزش تلقی میشدند چه قدر امروزه به دست فراموشی سپرده شده و کماهمیت جلوه میکنند.
او ادامه داد: درک این نکته که تمامی اتفاقات این نمایش در خواب «وودی آلن» اتفاق میافتد، انسان امروزیای که در عالم رؤیا خود را به جای سقراط میبیند، کمک میکند تا هماهنگی بین دو فضای کلاسیک و مدرن برایم آسانتر گردد.
ناصری در پایان سخنان خود تصریح کرد: تکتک لحظات تمرین و اجرا برای من حال خوبی را به همراه داشت و باعث میشد برای مدتی از فضای بیرون نمایش «سقراط» فاصله گرفته و خود را غرق در عالمی دیگر بیابم که برایم به شدت لذتبخش بود.
بیشتر بخوانید:
موسیقی متن «مرثیه ای برای یک رویا»؛ یک سوگواری مدرن و فراموشناشدنی




