خبر توقف تولید برنامه «هفت» برای ارزیابی کیفی و بررسی ریزش مخاطبان، بهانهای شد تا نگارنده به یاد حکایتی قدیمی بیفتد؛ گنجشکی روی شاخه درختی تنومند نشسته بود. هنگام رفتن با غرور گفت: «حالا که به من توجهی نمیکنی، میروم.» درخت با آرامش پاسخ داد: «اصلاً کی آمدی که حالا رفتنت مهم باشد؟»
«هفت» امروز، حکایت همان گنجشک است؛ با یک تفاوت مهم. وقتی آمد، همه متوجه آمدنش شدند، اما آنقدر آرام و تدریجی قربانی تصمیمهای اشتباه شد که وقتی رفت، کمتر کسی متوجه شد که اساساً هنوز وجود داشت.
سالها پیش، «هفت» فقط یک برنامه سینمایی نبود؛ یک پاتوق بود. جایی که سینماگران، تهیهکنندگان، بازیگران و کارگردانها حاضر بودند نیمهشب به تلویزیون بیایند و درباره فیلمهایشان حرف بزنند. فیلمهای روی پرده نقد میشدند، بحث شکل میگرفت، اختلاف نظرها شنیده میشد و مخاطب احساس میکرد هنوز تلویزیون جایی برای نفس کشیدن سینماست.
اجرای فریدون جیرانی و فضای نسبتاً آزاد برنامه باعث شده بود «هفت» به یک جریان مؤثر در سینمای ایران تبدیل شود. حضور در این برنامه برای بسیاری از فیلمها یک فرصت رسانهای بود. هم سینما از این تعامل سود میبرد و هم تلویزیون.

تصمیمهای مدیریتی و تغییر هویت برنامه
اما همه چیز ناگهان تغییر کرد.
مدیران جدید آمدند و به جای آنکه از یک برند موفق محافظت کنند، تصمیم گرفتند آن را مطابق سلیقه خود بازطراحی کنند. حذفها آغاز شد، مجریان تغییر کردند، ساختارها عوض شدند و کمکم آن چیزی که زمانی «هفت» نام داشت، به برنامهای تبدیل شد که دیگر نه برای سینماگران جذاب بود و نه برای مخاطبان.
خبر توقف تولید «هفت» برای بررسی کیفیت و افت مخاطب، بیش از آنکه یک اتفاق تازه باشد، اعلام رسمی مرگی است که سالها پیش آغاز شده بود.
اما این فقط داستان یک برنامه سینمایی نیست.
«هفت» قربانی یک سوءبرداشت مزمن مدیریتی شد؛ بیماریای که سالهاست گریبان تلویزیون را گرفته است. گویی برخی مدیران تصور میکنند هر هنرمند، مجری، منتقد یا چهرهای که با آنها همفکر نیست، الزاماً با ایران و انقلاب زاویه دارد. حقیقت تلختر اما این است که انگار هرکس را خودشان نمیپسندند، به راحتی از دایره خودیها بیرون میگذارند.

حذف سرمایههای اجتماعی و ریزش اعتماد
نتیجه چنین نگاهی، نابودی سرمایههایی است که سالها برای ساختن آنها زمان صرف شده است. «هفت» تنها قربانی این تفکر نبود. پیش از آن، «نود» نیز با وجود محبوبیت بیسابقهاش، قربانی همین نگاه شد.
شاید مدیرانی که با چند امضا چراغ برنامههای محبوب را خاموش میکنند، هنوز متوجه نشدهاند که مرجعیت رسانهای را نمیتوان با بخشنامه ساخت. اعتماد مخاطب، حاصل سالها ارتباط است، اما از دست رفتنش گاهی تنها چند تصمیم اشتباه میخواهد.
البته همه تقصیرها را نمیتوان بر گردن مدیران «هفت» گذاشت. واقعیت تلختر از این حرفهاست. «هفت» در شرایطی به این روز افتاد که خود صداوسیما نیز سالهاست با بحران ریزش مخاطب روبهرو است. رسانهای که زمانی مرجع اصلی مردم بود، امروز با شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای نمایش خانگی و دهها رسانه دیگر رقابت میکند.
دایره محدودتر، مخاطب کمتر
اما عجیب آنجاست که در چنین شرایطی، به جای حفظ معدود برندهای موفق و جریانساز، خود مدیران سازمان در تخریب آنها از همه موفقتر عمل کردهاند.
آنها شاید هنوز نمیدانند که حذف «نود» فقط حذف یک برنامه فوتبالی نبود. خاموش شدن آن، تنها پایان یک برنامه نبود؛ بخشی از مرجعیت رسانه ملی نیز همراه آن خاموش شد. همانگونه که خاموش شدن تدریجی «هفت»، تنها به معنای افول یک برنامه سینمایی نبود؛ بلکه نشانهای از ناتوانی تلویزیون در حفظ سرمایههای خودش بود.
مسئله اما فراتر از سینما و فوتبال است. رسانهای که دایره خودیها را هر روز کوچکتر میکند، ناخواسته دایره مخاطبانش را نیز کوچکتر میکند. وقتی برنامههای موفق قربانی نگاههای سلیقهای میشوند و تحمل شنیدن صداهای متفاوت کاهش مییابد، مخاطب نیز آرامآرام راه دیگری برای شنیدن و دیدن پیدا میکند.

پرسشهایی که مدیران باید پاسخ دهند
شاید وقت آن رسیده باشد که مدیران صداوسیما یک بار صادقانه از خود بپرسند: آیا همه کسانی که دیگر تلویزیون نمیبینند، مشکل دارند؟ آیا همه سینماگرانی که دیگر به «هفت» نمیآیند، مسئلهدارند؟ آیا همه مجریان و برنامهسازان محبوبی که حذف شدند، دشمن ایران و انقلاب بودند؟
شاید پاسخ این پرسشها، تلختر از آن چیزی باشد که برخی مدیران دوست دارند بشنوند.
«هفت» امروز متوقف شده است. شاید فردا با نامی تازه و شکلی تازه بازگردد. اما تا زمانی که نگاه مدیریتی تغییر نکند، سرنوشت برنامههای موفق نیز تغییر نخواهد کرد.
چون مشکل اصلی، نام برنامهها نیست.
مشکل، این تصور خطرناک است که میتوان سرمایه اجتماعی را حذف کرد، مرجعیت رسانهای را از بین برد و همچنان انتظار داشت مردم پشت درهای همان رسانه صف بکشند.
تاریخ سالهای اخیر تلویزیون، از «نود» تا «هفت»، یک جمله را بارها فریاد زده است:
ساختن اعتماد زمان میبرد، اما نابود کردن آن، تنها چند مدیر میخواهد.
بیشتر بخوانید:
سریال های نمایش خانگی در حال ساخت




