
مستند بلند سینمایی «آگیرا» به کارگردانی محمدصادق اسماعیلی و تهیهکنندگی مهدی شامحمدی در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. کارگردان مستند «آگیرا» در گفتوگو با پلاتو هنر، درباره روند شکلگیری این فیلم، چالشهای تولید و چرایی حضورش در جشنواره فجر توضیح داد.
او با اشاره به موضوع مستند «آگیرا» گفت: این فیلم روایت زندگی یک جوان کرمانی به نام علی است؛ پسری که در روز تولدش و در یکی از بیمارستانهای شهر کرمان، توسط یک زن و مرد ربوده میشود. علی امروز ۲۰ ساله است و بهتازگی متوجه شده خانوادهای که سالها او را بهعنوان فرزند خود معرفی میکردند، در واقع ربایندگانش بودهاند.
این مستندساز با بیان اینکه فیلمبرداری «آگیرا» از سال ۱۳۹۹ آغاز شده است، ادامه داد: ما حدود پنج سال، مسیری پرفرازونشیب را همراه این سوژه طی کردیم. قصه اصلی فیلم درباره جستوجوی علی برای یافتن هویت واقعیاش و پیدا کردن نشانی از مادرش است. این خط روایی، ستون فقرات مستند را شکل میدهد و تلاش کردیم در کنار آن، به وجوه مختلف زندگی علی نیز بپردازیم؛ از زیست او در حاشیه شهر کرمان گرفته تا محیطی که در آن بزرگ شده و آدمهایی که با آنها مواجه میشود.

او با اشاره به رویکرد اجتماعی و روانشناختی فیلم افزود: شخصیتهایی که علی در مسیر جستوجوی خود با آنها روبهرو میشود، از نظر روانی، اجتماعی و حتی فیزیکی، بسیار پیچیدهاند و ما سعی کردیم این وجوه را در روایت فیلم منعکس کنیم.
کارگردان «آگیرا» یکی از مهمترین دشواریهای این مستند را طولانی بودن فرآیند تولید دانست و گفت: پنج سال همراهی با یک سوژه، آن هم در دل یک درام معمایی دادگاهی، طبیعتاً کار سادهای نیست. شخصیت اصلی فیلم مدام با افرادی مواجه میشود که هرکدام بخشی از حقیقت را از او پنهان میکنند؛ از اینکه دقیقاً از کدام بیمارستان ربوده شده تا حتی اینکه نام مادرش چه بوده است. همین مسئله باعث میشد روند پیشروی داستان بارها به بنبست برسد، اما هر بار روزنهای تازه باز میشد و ما دوباره همان مسیر را پی میگرفتیم.
او تأکید کرد: شاید بزرگترین رنج ما در فرآیند تولید، به خود شخصیت اصلی فیلم برمیگشت. علی از بدو تولد تحت فشارهای شدید روانی بوده است. او سالها توسط ربایندگانش مخفی نگه داشته شده، حتی از همسایهها پنهان شده و عملاً در خانه زندانی بوده است. به مدرسه نرفته، سواد نوشتن ندارد و حتی نمیتواند نام خودش را بنویسد. ما با شخصیتی روبهرو بودیم که تروماهای عمیق و پیچیدهای را از کودکی تا امروز با خود حمل میکرد.
این مستندساز با اشاره به دشواری تعامل با چنین سوژهای افزود: برای من بهعنوان یک فیلمساز مستند که با یک انسان واقعی سر و کار دارد، مواجهه با این حجم از آسیبهای روانی بسیار چالشبرانگیز بود. با یک شخصیت نرمال روبهرو نبودم که بتوانم روایت را بهراحتی جلو ببرم. در موقعیتهای مختلف، هیچوقت نمیدانستی واکنش او نسبت به موقعیت، نسبت به دیگران، نسبت به خودش یا حتی نسبت به دوربین چه خواهد بود و همین مسئله، یکی از سختترین بخشهای ساخت «آگیرا» بود.

او در ادامه به پیچیدگیهای جغرافیایی و اجتماعی محل فیلمبرداری اشاره کرد و گفت: بستر جستوجوی علی، محلههای حاشیهای شهر کرمان است و جنس آدمهایی که باید با آنها تعامل میکردیم، کار را سختتر میکرد. البته من پیش از این هم در همان منطقه فیلم ساخته بودم و از نظر جغرافیایی شناخت خوبی داشتم. همچنین اصالتاً کرمانی هستم و همین موضوع تا حدی مسیر تولید فیلم را برای ما هموارتر کرد.
این کارگردان درباره نحوه آشناییاش با سوژه توضیح داد: جالب است که اینبار من سوژه را پیدا نکردم، بلکه سوژه من را پیدا کرد. «آگیرا» سومین فیلم من با محوریت بحران هویت است. پیش از این مستندی با عنوان «آتور» ساخته بودم که در جشنواره «سینماحقیقت» دیده شد و جوایزی هم گرفت. قصه آن فیلم درباره پسری بود که به دنبال مادرش میگشت و بعد از دو سال او را در افغانستان پیدا میکرد.
او ادامه داد: علی یک روز در هیئتی در همان محلههای حاشیهای کرمان به من گفت فیلم «آتور» را دیده و داستان خودش شباهت زیادی به آن دارد. گفت: «من هم چنین قصهای دارم، بیا به من کمک کن.» در ابتدا شاید این روایت باورپذیر به نظر نمیرسید، اما وقتی پژوهش را آغاز کردیم و بررسیها انجام شد، متوجه شدیم که همه چیز حقیقت دارد و همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرم این مستند را بسازم.
کارگردان «آگیرا» نقش دستگاه قضایی را در تولید این مستند تعیینکننده دانست و تأکید کرد: اگر همکاری دستگاه قضایی در شهر کرمان نبود، این فیلم هیچوقت ساخته نمیشد. علی هیچ پروندهای نداشت و حتی امکان ثبت شکایت هم برایش وجود نداشت، چون هیچ مدرک هویتی نداشت. در برخی موارد، من مجبور بودم بهجای علی پیگیر پرونده شوم.

او افزود: خوشبختانه به دلیل تجربههای قبلی و فیلمهایی که پیش از این ساخته بودم، دستگاه قضایی به ما اعتماد کرد و دسترسیهایی را برایمان فراهم کرد. بسیاری از سکانسهای دادگاه و صحنههای بازجویی که در فیلم دیده میشود، نتیجه همین همکاری و اعتماد است و بدون آن، روایت فیلم ناقص میماند.
این مستندساز در پاسخ به پرسشی درباره حواشی جشنواره فجر و تصمیم برخی فیلمسازان برای کنار کشیدن آثارشان، گفت: من برای همه این تصمیمها احترام قائلم. واقعیت این است که حال هیچکدام از ما خوب نیست و همهمان داغدار اتفاقاتی هستیم که در این کشور رخ داده است. هر کسی حق دارد تصمیم بگیرد که در جشنواره حضور داشته باشد یا نه و من فکر نمیکنم کسی باید بابت این انتخابها مورد قضاوت قرار بگیرد.
او تأکید کرد: من پنج سال برای ساخت این فیلم رنج کشیدهام و از طرفی، فیلمم همزمان با این اتفاقات وارد جشنواره فجر شده است. به احترام مخاطبی که به جشنواره میآید تا فیلم من را ببیند، احساس کردم نباید فیلمم را تنها بگذارم. این حضور به معنای خوب بودن حال ما یا بیتفاوتی نسبت به اتفاقات نیست؛ همه ما حالمان بد است و نسبت به آنچه رخ داده، داغدار هستیم.
کارگردان «آگیرا» در پایان با اشاره به وضعیت سینمای مستند گفت: سینمای مستند همیشه مهجور بوده و همین فرصتهای محدود جشنوارهای، ویترینی کوچک برای دیده شدن فیلمها و شکلگیری گفتوگو با مخاطب است. من ترجیح دادم این روزنه را نبندم. امیدوارم شرایطی فراهم شود که بتوانیم فیلمهایمان را در جمعی جدیتر از مخاطبان ببینیم، درباره سینما حرف بزنیم و تجربه دیدن فیلم را با هم شریک شویم.




