در گفت‌وگو با سید سام بهشتی مطرح شد؛

«خندیدن زیر مشت و لگد» تلاشی برای آگاهی‌بخشی اجتماعی است

سید سام بهشتی
سید سام بهشتی

به گزارش پلاتو هنر، نمایش «خندیدن زیر مشت و لگد» به نویسندگی و کارگردانی الناز ملک، اثری اجتماعی است که با تمرکز بر مسائل و دغدغه‌های دختران ایران، این روزها در بخش صحنه‌ای جشنواره تئاتر فجر روی صحنه می‌رود. این نمایش پیش‌تر از ۷ آبان تا ۱۵ آذر در تماشاخانه ملک اجرا شده و با استقبال قابل توجه مخاطبان همراه بوده است.

به بهانه حضور این اثر در جشنواره، با سید سام بهشتی، تهیه‌کننده نمایش، درباره موضوع نمایش، چرایی اجرای آن در شرایط اجتماعی اخیر و نگاهش به برگزاری جشنواره فجر گفت‌وگو کرده‌ایم.

آقای بهشتی، درباره موضوع نمایش «خندیدن زیر مشت و لگد» و نمایشنامه آن توضیح می‌دهید؟

«خندیدن زیر مشت و لگد» متنی اجتماعی به نویسندگی و کارگردانی سرکار خانم الناز ملک است که به مسائل و آسیب‌های اجتماعی مرتبط با دختران ایران می‌پردازد. این متن پیش از برخی اتفاقات تلخ اجتماعی نوشته شده بود، اما پس از ماجرای هولناکی که برای الهه حسین‌نژاد رخ داد و همچنین اتفاقات مشابهی که جامعه را به‌شدت ملتهب کرد، تصمیم گرفتیم این نمایش را با هدف آگاهی‌بخشی و گفت‌وگو با مخاطب روی صحنه ببریم. احساس کردیم زمان اجرای این متن فرا رسیده و می‌تواند با جامعه ارتباط برقرار کند.

«خندیدن زیر مشت و لگد»
«خندیدن زیر مشت و لگد»

اجرای عمومی نمایش با چه بازخوردی همراه بود؟

ما از ۷ آبان تا ۱۵ آذر در تماشاخانه ملک اجرا داشتیم. در این بازه حدود ۶۰۰۰ صندلی در اختیار مخاطب بود که نزدیک به ۵۰۰۰ نفر برای تماشای نمایش آمدند. استقبال بسیار خوبی شکل گرفت و ارتباط عمیقی با مخاطبان برقرار شد. بسیاری از تماشاگران، به‌ویژه دختران، بعد از اجرا با عوامل نمایش گفت‌وگو می‌کردند، اشک می‌ریختند و از تجربه‌های شخصی و تلخی می‌گفتند که برایشان اتفاق افتاده بود. همین واکنش‌ها نشان می‌داد نمایش توانسته با مخاطب ارتباط واقعی برقرار کند.

با توجه به شرایط اجتماعی اخیر، برخی معتقد بودند جشنواره تئاتر فجر نباید برگزار می‌شد. چه چیزی باعث شد شما در جشنواره بمانید؟

من معتقدم بحث جشنواره و بحث اعتراضات اجتماعی دو موضوع جدا از هم هستند. اعتراض به وضعیت معیشتی و مشکلات اقتصادی حق مردم است و همه ما این شرایط را لمس می‌کنیم. اما وقتی اعتراض از مسیر خودش خارج می‌شود و به خشونت، تخریب و اتفاقات عجیب می‌رسد، دیگر نمی‌توان آن را به مردم نسبت داد. کار ما تولید فرهنگ و هنر است. اگر ادعا داریم که تئاتر رسانه‌ای برای گفت‌وگو و آگاهی‌بخشی است، باید در همین شرایط هم پای کار بایستیم و حرف‌مان را بزنیم، نه اینکه کنار بکشیم.

«خندیدن زیر مشت و لگد»
«خندیدن زیر مشت و لگد»

شما معتقدید جشنواره فجر باید برگزار می‌شد؟

بله، به‌نظر من جشنواره فجر باید برگزار می‌شد. این اتفاق در سال‌های قبل هم افتاده؛ هر بار که شرایط بحرانی می‌شود، عده‌ای می‌گویند باید جشنواره را تحریم کرد. اما این نگاه بیشتر شبیه یک «پز روشنفکری» شده است. امروز آن‌قدر فضای دوقطبی شدید شده که اگر اثری تولید کنی، برچسب می‌خوری و اگر تولید نکنی هم باز مورد هجمه قرار می‌گیری. به باور من، اگر نقدی به حاکمیت یا ساختارها داریم، راهش دیالوگ و گفت‌وگوست و هنر یکی از مهم‌ترین ابزارهای این گفت‌وگوست.

نمایش شما مستقیماً به مسئله امنیت زنان اشاره دارد. این دغدغه چطور وارد کار شد؟

اتفاقاتی مثل ماجرای الهه حسین‌نژاد ترسی واقعی را وارد زندگی همه ما کرد. امروز هر مادری، خواهری یا دختری که سوار خودروی اینترنتی می‌شود، با نگرانی همراه است. این ترس طبیعی است. ما در نمایش هم دقیقاً به همین فضا پرداختیم. دیالوگ‌هایی در کار وجود دارد که مستقیماً از دغدغه امنیت دختران این سرزمین حرف می‌زند. هدف ما این بود که با زبانی صادقانه و باورپذیر، این دغدغه را به صحنه بیاوریم و حداقل بتوانیم آگاهی ایجاد کنیم.

«خندیدن زیر مشت و لگد»
«خندیدن زیر مشت و لگد»

فکر می‌کنید نمایش به هدفش رسیده است؟

با واکنش‌هایی که از مخاطبان گرفتیم، فکر می‌کنم بله. هر شب می‌دیدم که تماشاگران بعد از اجرا تحت‌تأثیر قرار گرفته‌اند، حرف می‌زنند، درد دل می‌کنند و احساس می‌کنند دیده شده‌اند. همین برای ما بزرگ‌ترین موفقیت است. ما تلاش کردیم یک کار اجتماعی درست، بر اساس دغدغه واقعی و گفت‌وگو با جامعه ارائه دهیم و خوشبختانه تا اینجا نتیجه‌اش را هم دیده‌ایم.

درمورد آثار چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر بیشتر بخوانید:

«می‌خواستم اسبت باشم» اقتباسی از داستان سیاوش و شاهنامه است

https://didhonar.ir/?p=106190

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *