به گزارش پلاتو هنر، شب گذشته برندگان ونیز ۲۰۲۶ در مراسم اختتامیه هشتاد و سومین جشنواره فیلم ونیز معرفی شدند؛ مراسمی که پس از چند روز نمایش آثار سینمایی از کشورهای مختلف، شامگاه شنبه ۲۱ شهریورماه با معرفی برگزیدگان بخشهای مختلف به کار خود پایان داد.
«مراقب»؛ خانهای که فرو میریزد، خانوادهای که از هم میپاشد
فیلم سینمایی «مراقب» با عنوان بینالمللی Falling House تازهترین ساخته محسن قرایی است که در بخش افقهای هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز به نمایش درآمد.
این فیلم محصول مشترک ایران، آمریکا و آلمان است و لاله مرزبان، فرهاد اصلانی، ریما رامینفر و النا خاکباز در آن بازی میکنند. مدت فیلم نیز حدود ۱۳۰ دقیقه اعلام شده است.
داستان این فیلم در حاشیه تهران میگذرد؛ جایی که یک خانواده با خطر از دست دادن خانهشان روبهروست. خانه قرار است در جریان یک پروژه نوسازی شهری تخریب شود. در مرکز داستان رشید قرار دارد؛ زندانبانی که پس از یک اشتباه جدی از کار تعلیق شده و با اتهام فساد نیز مواجه است.
همزمان، او متوجه میشود دختر بزرگش، انسیه، قصد دارد ایران را ترک کند تا به عنوان مدل فعالیت کند. پدر تلاش میکند جلوی این تصمیم را بگیرد و همین مسئله بحران خانوادگی را به درگیری بر سر کنترل، اختیار و آینده یک زن تبدیل میکند.

یکی از حاشیههای مهم فیلم، انتشار تصاویر بازیگران زن بدون حجاب اجباری بود؛ اما خود محسن قرایی تأکید کرده که مسئله اصلی فیلم برای او صرفاً حجاب نبوده، بلکه مفهوم و هسته داستان بوده است. این نکته مهم است، چون اگر «مراقب» را فقط به عنوان فیلمی درباره حجاب ببینیم، بخش بزرگی از مضمون آن را از دست میدهیم.
این فیلم درباره حق انتخاب زن است؛ درباره پدری که تصور میکند به دلیل جایگاه خانوادگیاش حق دارد درباره آینده دخترش تصمیم بگیرد. مدل شدن انسیه در ظاهر نقطه آغاز اختلاف است، اما در لایه عمیقتر، مسئله این است که آیا یک زن میتواند درباره بدن، شغل، آینده و مسیر زندگی خودش تصمیم بگیرد یا نه.
حضور لاله مرزبان در نقش انسیه اهمیت زیادی دارد، چون بخش مهمی از کشمکش فیلم بر دوش شخصیت اوست.انسیه یک شخصیت کاملاً منفعل نیست. او در برابر پدر قرار میگیرد و تلاش میکند از محدودهای که برایش تعیین شده عبور کند. بنابراین بازی مرزبان باید همزمان ترس، خشم، استیصال و میل به رهایی را منتقل کند.
ریما رامینفر نیز در این ساختار خانوادگی نقش مهمی دارد؛ زنی که میان اقتدار شوهر و خواست دخترش قرار گرفته است.حضور او باعث میشود تضاد فیلم فقط میان «پدر و دختر» باقی نماند. مادر در موقعیتی قرار میگیرد که باید میان حفظ خانواده، ترس از فروپاشی و حمایت از انتخاب دخترش تعادل ایجاد کند.از این منظر، «مراقب» داستان چند نسل از زنان یک خانواده هم هست؛ زنانی که هرکدام به شکلی با محدودیت، ترس و انتخاب مواجهاند.

«مراقب» چرا در ونیز مهم شد؟
اهمیت «مراقب» فقط در کیفیت یا موضوع فیلم خلاصه نمیشود. نحوه ساخته شدن فیلم نیز بخشی از داستان آن شده است. قرایی گفته برای دریافت مجوز، فیلمنامهای متفاوت ارائه کرده و بعد فیلم موردنظر خود را ساخته است.
او همچنین توضیح داده که فیلمبرداری برخی صحنههای حساس با تعداد بسیار محدودی از عوامل انجام شده است. به همین دلیل، «مراقب» در ونیز با یک دوگانه مهم روبهرو شد. فیلمی که درباره کنترل و محدودیت است و خودش نیز در شرایط محدودکننده ساخته شده است. این تقارن، شاید جذابترین بخش ماجرا باشد.
در «مراقب»، خانه در حال سقوط است؛ پدر در حال از دست دادن اقتدارش است؛ خانواده در حال فروپاشی است و دختر در تلاش است راه خروج خودش را پیدا کند. عنوان فیلم هم از همین زاویه معنای جالبی پیدا میکند: چه کسی مراقب چه کسی است؟ و مهمتر از آن، چه زمانی «مراقبت» از دیگری تبدیل به «کنترل» او میشود؟به نظرم این پرسش، کلید اصلی ورود به فیلم است.
حضور لاله مرزبان و ریما رامینفر به عنوان بازیگران فیلم سینمایی «مراقب» به کارگردانی محسن قرایی در هشتادوسومین جشنواره ونیز را میشود از دو زاویه بررسی کرد.
حضور مینیمالیست ستارگان ایرانی در جشنواره ونیز
حضور لاله مرزبان و ریما رامینفر در جشنواره ونیز تنها به حضور روی فرش قرمز و ثبت چند عکس خلاصه نمیشود. انتخابهای پوششی این دو بازیگر نشان میدهد که هرکدام تلاش کردهاند در کنار حضور سینمایی، تصویری مشخص و قابل تشخیص از خودشان ارائه دهند؛ تصویری که گاهی از قواعد معمول فرش قرمز فاصله میگیرد و بیشتر بر شخصیت، سادگی و هویت بصری تکیه دارد.

لاله مرزبان؛ مینیمال، معاصر و کنترلشده
لاله مرزبان بیشتر به سمت استایل مینیمال و سینمایی رفته است. مهمترین ویژگی انتخابهای او این است که لباسها سعی نمیکنند بیش از خودِ بازیگر دیده شوند.
لباس مشکی با یقه بسته، فرم نسبتاً ساده و موهای جمعشده، یک ظاهر بسیار تمیز، جدی و کلاسیک ایجاد کرده. حذف رنگ هم باعث شده تمرکز کاملاً روی چهره، فرم لباس و حالت بدن قرار بگیرد.

اما در تصویر مربوط به دریافت جایزه، همین زبان ساده کمی تغییر میکند. لباس مشکی با بافت و برشهای تزئینی، در کنار مدل موی جمعشده و اکسسوری ظریف، حالوهوای فرش قرمز اروپایی پیدا کرده است. انتخاب مشکی در اینجا اتفاقاً هوشمندانه است، چون جایزه و حضور او را به نقطه کانونی تصویر تبدیل میکند.

کتوشلوار بژ لاله مرزبان تصویری روشنتر، جوانتر و معاصرتر ارائه میدهد. ترکیب کت و شلوار آزاد با شومیز روشن، عینک آفتابی و کیف مشکی، استایلی ساده اما حسابشده ساخته است. رنگهای خنثی لباس در فضای آفتابی ونیز و در کنار قایقها و آب، هماهنگی بصری خوبی ایجاد میکنند. این انتخاب بیشتر از آنکه یک لباس رسمی جشنوارهای باشد، یادآور استایل شهری و اروپایی است؛ انتخابی که نشان میدهد یک حضور بینالمللی الزاماً به معنای پوشیدن لباسهای پرزرقوبرق نیست.

از نظر استایل، لاله مرزبان به دنبال «لباس پر سر و صدا» نیست؛ بیشتر تلاش میکند یک تصویر شیک و قابلتشخیص از خودش بسازد. این مسئله با جایگاهش در ونیز هم هماهنگ شد، چون در نهایت توجه رسانهای حضور او فقط به لباس محدود نماند و جایزه بازیگری، حضورش را به یک اتفاق سینمایی تبدیل کرد.
ریما رامینفر؛ شخصیتمحورتر و متفاوتتر
اگر لاله مرزبان بیشتر به سمت مینیمالیسم مدرن میرود، ریما رامین فر از لباس برای ساختن یک شخصیت و حالوهوا استفاده میکند.
در تصویر مربوط به افتتاحیه، کتوشلوار، کلاه، عینک آفتابی و کیف، یک استایل کاملاً متفاوت با کلیشه معمول «لباس مجلسی روی فرش قرمز» ایجاد کرده است.
در میان استایلهای ریما رامینفر، کتوشلوار مشکی راهراه همراه با شومیز سفید، کلاه زرشکی و کیف دستی هماهنگ یکی از متفاوتترین انتخابهاست. این ترکیب بیش از آنکه یادآور لباسهای کلاسیک فرش قرمز باشد، حالوهوای استایل اروپایی و کمی رترو دارد.
خطوط عمودی کت، فرم کشیدهای ایجاد کرده و کلاه زرشکی و کیف هم با اضافه کردن یک رنگ محدود، از یکنواخت شدن لباس جلوگیری کردهاند. عینک آفتابی نیز به این ظاهر وجهی شخصیتمحور داده است؛ انگار با یک کاراکتر سینمایی روبهرو هستیم، نه صرفاً بازیگری که برای عکاسی جشنوارهای لباس پوشیده است.
این انتخاب بیشتر یادآور استایل اروپایی، رترو و سینمایی است؛ انگار لباس بخشی از یک شخصیت فیلم شده، نه صرفاً یک لباس جشنوارهای.
این ویژگی برای ریما رامینفر اتفاقاً جذاب است، چون با تصویری که مخاطب ایرانی معمولاً از او دارد فاصله میگیرد و نشان میدهد میتواند در یک فضای بینالمللی، ظاهر متفاوت و جسورانهتری داشته باشد.

در مجموع، انتخاب او در این عکس از نظر شخصیتپردازی و هویت بصری جذابتر از یک لباس شب کلاسیک است. گزارشهای مربوط به حضور او در ونیز نیز به متفاوت بودن استایلهایش اشاره کردهاند.
اما شاید لباس مشکی ریما رامینفر با جزئیات سوزندوزیشده مهمترین انتخاب از نظر هویت فرهنگی باشد. فرم کلی لباس بسیار ساده و مینیمال است؛ یقه بسته، آستینهای بلند و زمینهای کاملاً مشکی. در چنین طراحی سادهای، نوار سوزندوزی روی کمر و سرآستینها تبدیل به نقطه اصلی توجه میشود. استفاده از نقوش هندسی و رنگهای قرمز، سفید و مشکی، بدون آنکه لباس را به یک پوشش کاملاً سنتی تبدیل کند، نشانهای از هویت ایرانی را وارد یک استایل معاصر کرده است.
این انتخاب از این جهت اهمیت دارد که نمایش هویت ایرانی در یک رویداد بینالمللی لزوماً نباید به استفاده مستقیم از لباسهای سنتی محدود شود. گاهی یک جزئیات کوچک، اگر درست در کنار یک طراحی مدرن قرار بگیرد، میتواند بسیار تأثیرگذارتر باشد. در این لباس، سوزندوزیها دقیقاً همین نقش را ایفا میکنند؛ اشارهای به فرهنگ ایرانی، بدون افتادن در دام کلیشه و اغراق.

شاید مهمترین ویژگی این انتخابها همین باشد که قرار نیست لباسها جای بازیگر را بگیرند. در بیشتر این تصاویر، پوشش در خدمت شخصیت و حضور فرد قرار گرفته است؛ نه اینکه با زرقوبرق و طراحی اغراقآمیز، تمام توجه را به خود اختصاص دهد. از این منظر، حضور این دو بازیگر در ونیز را میتوان تلاشی برای ساختن یک تصویر شخصی دانست؛ تصویری که میان سینما، مد، سادگی و هویت ایرانی تعادل برقرار میکند.
و اما جذابترین بخش حضور این دو نفر این است که ونیز برایشان صرفاً یک موقعیت فشن نبود. فیلم سینمایی «مراقب» در بخش افقها حضور داشت و لاله مرزبان در همین بخش جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرد؛ بنابراین حضور او از سطح «حضور یک چهره ایرانی روی فرش قرمز» عبور کرد و به یک موفقیت حرفهای سینمایی تبدیل شد.
ریما رامینفر هم حضورش را با همان ویژگیای پیش برد که سالها در بازیگری دارد؛ کمتر نمایشی و بیشتر متکی بر شخصیت.
در نتیجه، کنار هم قرار گرفتن این دو بازیگر اتفاق جالبی ساخته است؛ یکی با استایلی مینیمالتر و امروزیتر و دیگری با ظاهری شخصیتمحور و متفاوت.

بیشتر بخوانید:




