فیلم کوتاه «تردید» به نویسندگی و کارگردانی شیوا شجاعی روایتی انسانی و تکاندهنده از مادری است که میان عشق بیقید و شرط به فرزند و حقیقت تلخ عدالت گرفتار میشود. شجاعی در این اثر، به سراغ مفهوم بخشش، عذاب وجدان و حق دوباره زیستن میرود؛ موضوعاتی که هرچند ریشه در بستر اجتماعی ایران دارند، اما زبان جهانی احساس و انسانیت را با خود حمل میکنند.
در گفتوگویی که میخوانید، کارگردان درباره خاستگاه ایده، چالشهای روایت در قالب فیلم کوتاه و واکنش مخاطبان بینالمللی به این اثر سخن گفته است.
خانم شجاعی، ایده «تردید» از کجا شکل گرفت؟ چه چیزی در این داستان باعث شد تصمیم بگیرید آن را جلوی دوربین ببرید؟
گاهی اوقات انسانها بدون قصد و نیت بد، دچار اشتباهاتی میشوند که عواقب سنگینی برایشان دارد. اما باور من این است که هیچ خطای غیرعمدی نباید به بهای مرگ یا طرد همیشگی یک انسان تمام شود. همه ما حق زندگی، حق بخشیده شدن و حق دوباره شروع کردن داریم. در داستان «تردید»، همین مسئله برایم پررنگ بود؛ اینکه چطور یک خطای ناخواسته میتواند سرنوشت یک خانواده را زیر و رو کند. وقتی مادرِ داستان را تصور میکردم که میان امید و ناامیدی برای نجات جان فرزندش میجنگد، حس کردم باید این روایت را جلوی دوربین بیاورم. اشکها، التماسها و تلاشی که از عشق سرچشمه میگیرد، چیزی بود که نمیتوانستم نادیده بگیرم.
با گذر زمان باید یاد بگیریم نگاهمان را به آدمهایی که اصلاح شدهاند، تغییر دهیم؛ چون ممکن است آنها هیچوقت به شخصیت سابقشان برنگردند، اما میتوانند بهتر از گذشته باشند.
فیلم در لحظاتی روایت میشود که بار احساسی و اخلاقی بسیار سنگینی دارد، یک مادر، یک حکم اعدام و تردید میان عشق و عدالت. شما این «تردید» را چگونه تعریف میکنید؟
برای من، «تردید» لحظهای است میان فروپاشی و امید؛ جایی که عقل و احساس، عشق و عدالت با هم درگیر میشوند. مادر در این نقطه، در نوعی کمای احساسی فرو میرود؛ نه توان روبهرو شدن با صحنه اعدام را دارد و نه امیدی برای گرفتن رضایت در دلش مانده است. تمامی این احساسات در وجودش گره میخورند و او را در جای خود میخکوب میکنند. این «تردید» فقط سکوت یک مادر نیست، بلکه فریاد درونی زنی است که میان عشقِ بیقید و شرط به فرزند و پذیرش واقعیتِ تلخ عدالت، گیر افتاده است.
نگاه فیلم بسیار انسانی است. آیا این روایت بر اساس ماجرایی واقعی یا الهام از تجربهای شخصی ساخته شده؟
بله، الهام فیلم از واقعیتهای تلخ و تکرارشونده جامعه ما گرفته شده است. در دنیایی زندگی میکنیم که گاهی انسانها میبخشند و گاهی باور دارند تنها خون میتواند خون را پاک کند. اما وقتی درباره بخشش صحبت میکنیم، باید بدانیم که بخشیدن کار سادهای نیست؛ نیاز به روحی بزرگ و قلبی قوی دارد. بخشش، نشانه ضعف نیست، بلکه اوج قدرت انسان است. همین مفهوم برای من الهامبخش بود تا روایتی انسانی بسازم که در آن، هم درد دیده شود و هم بزرگیِ قلب انسانها.
انتخاب نام «تردید» برای فیلم چه مفهومی برای شما داشت؟
برای من «تردید» یعنی گیر افتادن در زمان؛ جایی میان رفتن و ماندن، میان امید و تسلیم. در این وضعیت، نه توان پیش رفتن داری و نه راهی برای بازگشت.
انگار در یک کمای سنگین، روزها را یکی پس از دیگری سپری میکنی، در حالی که ذهن و دلت درگیر تصمیمی است که هر دو مسیرش به درد ختم میشود.
این حسِ بلاتکلیفی و تعلیق، همان چیزی بود که میخواستم مخاطب در فیلم هم لمس کند، تردیدی که نه از ضعف، بلکه از شدت عشق و ترس از دست دادن میآید.
با توجه به اینکه فیلم کوتاه است، چه چالشهایی در روایت چنین موضوع سنگینی در زمان محدود داشتید؟
بهنظر من، هنر فیلم کوتاه در این است که در کمترین زمان ممکن، بتوانی مفهومی عمیق را به شکلی تأثیرگذار روایت کنی. وقتی موضوعی سنگین مثل مرگ، بخشش و عذاب وجدان در میان باشد، این چالش دوچندان میشود. در مرحله پیشتولید، بارها و بارها فیلمنامه را بازنویسی کردیم تا روایت، هم ساده و قابل لمس باشد و هم عمق احساسی و دراماتیک خود را حفظ کند. تلاش من این بود که هیچ لحظهای اضافه نباشد و هر پلان، حامل پیامی از احساس، تردید و انسانیت باشد.
آیا انتظار داشتید فیلمی با مضمون انسانی و اجتماعی از ایران در جشنوارهای با محوریت سینمای آمریکا و هند پذیرفته شود؟
بله، انتظار داشتم. چون باور دارم انسانیت مرز ندارد. در هر فرهنگی، در هر نقطه از جهان، احساس مادر، دردِ از دست دادن، یا مفهوم بخشش برای انسانها قابل درک است. ممکن است زبان و رنگ و مذهب متفاوت باشد، اما احساسات انسانی جهانیاند. از نگاه جامعهشناختی، سینما زبان مشترک همین انسانیت است؛ وقتی مخاطب از هر کشوری بتواند در چهره یک مادر ایرانی درد خود را ببیند، یعنی فیلم از مرزها عبور کرده است. برای من، پذیرفته شدن فیلم در جشنوارهای بینالمللی تأییدی بود بر اینکه هنوز وجدان انسانی، فراتر از سیاست و مرز، حرف اول را میزند.
بهعنوان فیلمسازی که در فضای بینالمللی حضور پیدا کرده، فکر میکنید مخاطب غربی چطور با مفاهیم اخلاقی و احساسی فیلم ارتباط برقرار میکند؟
مخاطب برای من انسان است؛ انسانی که احساس دارد، فکر میکند و توانایی همذاتپنداری دارد. درد، ترس، عشق و بخشش، مفاهیمیاند که فراتر از مرزها و فرهنگها قابل درکاند. ممکن است مخاطب خودش یا اطرافیانش تجربهای مشابه داشته باشد، و همین باعث ارتباط عمیق با فیلم میشود. در نهایت، انسانیت هیچگاه نمیمیرد و سینما میتواند این حقیقت را به جهانیان یادآوری کند.
اگر بخواهید در یک جمله فیلمتان را معرفی کنید، به مخاطب چه میگویید؟
فیلمی که ما را تا یک قدمی مرگ میبرد؛ تمام زجرها، دردها، اشکها، حسرتها و تلاشها را در ما برمیانگیزد، اما در نهایت شاهد تولدی دوباره برای فرد گناهکار هستیم.
بیشتر بخوانید:




