
انیمیشن «بر فراز ابرها» ساخته مهدی برقزدگان یکی از آثار بخش پویانمایی چهل و دومین جشنواره فیلم کوتاه تهران است؛ اثری فانتزی و تأملبرانگیز که با نگاهی استعاری به مفهوم «ریسکپذیری» و «تجربه زیسته» در دنیای کودکان میپردازد. برقزدگان در این گفتوگو از روند شکلگیری ایده، چالشهای تولید و نگاه شخصیاش به مسیر پخش و آینده انیمیشن مستقل سخن گفته است.
ایده اولیه «بر فراز ابرها» از کجا شکل گرفت و چرا تصمیم گرفتید چنین فیلمی بسازید؟
ماجرا از دغدغهای در مورد مفهوم ریسکپذیری در کودکان آغاز شد. به نظرم بسیاری از مسائل تربیتی و شخصیتی را نمیشود صرفاً از طریق آموزش کتابخانهای یاد گرفت؛ بعضی چیزها را باید تجربه کرد، باید خطر کرد تا رشد اتفاق بیفتد. از همینجا به این فکر رسیدم که فیلمی بسازم که نشان دهد تجربه مواجهه با خطر میتواند منجر به شناخت و ارتقای کیفیت زندگی شود.
در نتیجه، داستان ما در قالب فضایی فانتزی شکل گرفت. قصه درباره یک بادبادک است که از پرواز در ارتفاع میترسد. در حالی که در ذاتش میل به پرواز و رهایی دارد، از ترس طوفان و باد شدید، همیشه در محدودهای امن باقی میماند. روزی طوفان از راه میرسد و او ناچار میشود از این محیط امن بیرون بیاید. در میانه طوفان صدمه میبیند، پاره میشود، اما همانجا برای نخستین بار از دل ابرها بالا میرود و طلوع خورشید را میبیند. آن لحظه درمییابد که ارزشش را داشته خطر کند؛ از آن پس، حتی اگر وصلهخورده و ترمیمشده باشد، «بادبادک واقعی» میشود.

در این اثر به ترس و شجاعت پرداختهاید. روند تولید چنین انیمیشنی چگونه بود؟
ایده اولیه سال ۱۳۹۵ شکل گرفت. در همان سال، پیشتولید را هم شروع کردیم؛ از طراحی شخصیتها و فضاها گرفته تا ساخت نسخه مقدماتی انیمیشن یا همان «انیماتیک». اما تولید اصلی چند سال عقب افتاد چون پروژههای دیگری برای مجموعه ما در اولویت قرار گرفت. در سال ۱۳۹۳ طرح آن را به مرکز گسترش ارائه داده بودم و پس از تأیید کارشناسان، آماده ورود به مرحله تولید شد.
وقتی کار بالاخره آغاز شد، با چالش جالبی روبهرو بودیم؛ زیرا بسیاری از طراحیها و تکنیکها مربوط به هفت، هشت سال قبل بودند و من در این مدت دانش فنیام ارتقا یافته بود. از یکسو باید به ساختار تأییدشده وفادار میماندیم و از سوی دیگر تلاش میکردم دانش و تکنیکهای جدید را در حد امکان وارد پروژه کنم.

به چالشها اشاره کردید؛ مهمترین دشواریهای ساخت «بر فراز ابرها» چه بود؟
یکی از بزرگترین چالشها برای من نورپردازی بود. در آن سالها بحث لایتینگ در انیمیشنهای داخلی چندان جدی گرفته نمیشد، اما اینبار میخواستم نوری واقعیتر و حرفهایتر داشته باشم.
چالش دیگر این بود که کل داستان در آسمان میگذرد؛ ما هیچ زمینی در کار نداریم و حتی نخهای بادبادکها را هم فقط تا حدی میبینیم، اما مشخص نیست چه کسی آنها را گرفته است. این یعنی همهچیز باید در هوا معلق باشد، ابرها، باد، حرکت شخصیتها. بنابراین انیمیت کردن هر صحنه، زمان و تخصص بیشتری از حالت معمول میطلبید.
مشکل سوم هم طراحی شخصیتها بود. تمام شخصیتهای فیلم بادبادک هستند، اما هرکدام باید تداعیکننده حیوان خاصی باشند مثلاً بادبادکهایی به شکل فیل، کرگدن یا لاکپشت. این طراحی باید هم از نظر بصری شبیه حیوان باشد و هم از نظر فیزیکی منطقی و باورپذیر به عنوان بادبادک. برای همین حدود ۵۰ طراحی مختلف انجام دادیم، حتی برای شخصیتهایی که فقط چند ثانیه در فیلم حضور دارند. این کار، زمان و انرژی زیادی از تیم طراحی گرفت.

تولید فیلم چقدر زمان برد؟
مدت زمان نهایی انیمیشن حدود شش دقیقه است. تولید آن بهطور مؤثر حدود دو ماه و نیم طول کشید، اگرچه میان کار یک وقفه افتاد؛ چراکه ما پروژه دیگری را پذیرفتیم و بعد دوباره به این فیلم برگشتیم. در مجموع، پروژه کوچکی بود اما تلاش کردیم با توجه به اعتماد ایجادشده، بهترین کیفیت ممکن را ارائه دهیم.
تا امروز این انیمیشن چه بازخوردها و افتخاراتی داشته است؟
از زمان شروع پخش، فیلم نزدیک به ۲۰ عنوان و افتخار بینالمللی کسب کرده است. برای ما همین میزان دیده شدن و بازخورد مثبت در جشنوارهها ارزشمند است، بهخصوص که هدف اصلی، رساندن پیام فیلم به مخاطبان کودک و نوجوان بوده. امیدوارم در آینده هم بتواند در سطح گستردهتری دیده شود.

پخش و ارسال فیلم به جشنوارهها را چگونه انجام دادید؟
پخش فیلم را شخصاً انجام دادم. چون تجربه و ارتباطهایی داشتم که باعث شد بتوانم از تخفیفها و امتیازات خاص جشنوارهها استفاده کنم. بسیاری از جشنوارهها هزینهی ثبتنام بالایی دارند، اما وقتی فیلمی جوایزی کسب میکند، بعضیها در دورههای بعد تخفیف یا معافیت میدهند. البته در آینده احتمالاً پخش آثار دیگرم را به پخشکنندههای بینالمللی خواهم سپرد، اما درباره این فیلم ترجیح دادم خودم مستقیماً انجامش دهم. هدفم این نبود که فقط جایزه بگیرد، بلکه میخواستم فیلم دیده و درک شود.
چشمانداز شما برای پخش و ادامه مسیر حرفهایتان در انیمیشن چیست؟
به نظرم فیلم موفق فقط آن نیست که در جشنوارههای بزرگ جایزه بگیرد، بلکه آن است که دیده شود و بر مخاطب تأثیر بگذارد. البته حضور در جشنوارههای سطح بالا هزینه زیادی دارد؛ بعضی جشنوارهها تا ۵۰۰ دلار برای ثبتنام میگیرند، که طبیعتاً برای ما در ایران رقم سنگینی است.
در مجموع، امیدوارم این فیلم بتواند راه را برای پروژههای بعدیمان هموار کند و باعث جلب توجه سرمایهگذاران شود. ما ایدههای زیادی در دست داریم که آماده تولیدند، اما نیاز به حمایت و سرمایهگذاری خصوصی داریم. یکی از آرزوهای من این است که انیمیشن در ایران بتواند مستقل شود یعنی گروهی فیلم بسازند، خودشان پخش کنند، درآمدزایی داشته باشند و دوباره تولید را ادامه دهند. اگر این چرخه شکل بگیرد، فضای انیمیشن کشور دگرگون میشود.

بیشتر بخوانید:




