به گزارش پلاتو هنر، چهارشنبه، سوم دیماه، بیبیسی فارسی مستندی منتشر کرد با محوریت ترانه علیدوستی؛
مستندی که خیلی زود به صدر اخبار رفت و در فهرست پربینندهترین تولیدات این شبکه قرار گرفت.
انتخاب سوژه، از نگاه رسانهای، قابل پیشبینی بود.
ترانه علیدوستی، بازیگری که سالها مخاطب ایرانی با او خاطره دارد؛
چهرهای که در حوادث ۱۴۰۱ با پیوستن به جریان «زن، زندگی، آزادی» و کشف حجاب، از چرخه رسمی سینمای ایران خارج شد و حالا، پس از حدود سه سال، دوباره به قاب رسانه بازگشته است.
روایت این بازگشت، به عهده پگاه آهنگرانی گذاشته شده؛
روایت شخصی و ورود به سیاست
در طول این برنامه ترانه علیدوستی از تصمیم شخصی خود برای پیوستن به یک جنبش سیاسی سخن میگوید؛
و در بخش پایانی، پای سینمای ایران را به میان میکشد.
بخشی که ایکاش گفته نمیشد
بخشی که ایکاش هرگز ضبط نمیشد؛
یا دستکم، در اتاق تدوین، حذف میشد.
علیدوستی در این گفتوگو، بیپرده به سینمای ایران میتازد؛
سینمایی که بهزعم او، در این سالها دیگر اثری شایسته نداشته است.
جایی که فیلمهای «خوب»، محدود میشوند به آثاری که خودش در آنها بازی کرده،
و سالهایی که او حضور نداشته، عملاً سالهای بیاعتبار سینما تلقی میشوند.

نقد یا حذف صورتمسئله؟
این نگاه، نه نقد است و نه تحلیل؛
بیشتر شبیه پاککردن صورتمسئلهای است که هزاران نفر برای زنده نگهداشتنش هزینه دادهاند.
فارغ از اینکه سینمای ایران امروز در چه جایگاهی ایستاده،
واقعیت این است که در همین سالها،
با تمام محدودیتها، فشارها و تنگناها،
چراغ سینما و نمایش خانگی خاموش نشده است.
سینما هنوز زنده است
فیلمها و سریالهایی ساخته شدهاند که با مخاطب ارتباط گرفتهاند،
رکورد جابهجا کردهاند،
و حاصل تلاش اساتید، فیلمسازان، بازیگران و عوامل بیشماری بودهاند
که ترجیح دادند بمانند و کار کنند،
نه اینکه از بیرون، همهچیز را نفی کنند.
انتخاب شخصی و مسئولیت جمعی

در همین سه سال، آثار زیادی برای مردم خاطره شدهاند؛
آثاری که شاید حضور ترانه علیدوستی در آنها میتوانست به جذابیتشان اضافه کند.
اما نبودن، یک انتخاب شخصی است؛
و تبدیل این انتخاب به تریبونی برای تخریب یک هنر جمعی،
دیگر انتخاب نیست؛
بیانصافی است.
نقد منصفانه، نه داوری از بیرون میدان

اینکه هرکس به هر دلیل، مقابل دوربین یک رسانه خارجی قرار بگیرد
و برای دیدهشدن بیشتر،
به هنری که سالها از آن نان و اعتبار گرفته، سیلی بزند،
نه شجاعت است
و نه قهرمانی.
سینمای ایران، بیش از هر زمان، به نقد منصفانه نیاز دارد؛
نه داوری از بیرون میدان،
نه حذف زحمات کسانی که هنوز ایستادهاند
و اجازه ندادهاند این هنر مظلوم، در سکوت خاموش شود.
بیشتر بخوانید:




