در پشت پرده مخملی سالنهای تئاتر، نبردی سخت میان خلاقیت و محدودیتهای اقتصادی در جریان است. تولیدکنندگان تئاتر در میدانگریزی پیچیده از چالشهای مالی، اداری و فنی گرفتار آمدهاند که بقای این هنر کهن را با تهدید مواجه کرده است.
اوضاع اقتصاد تئاتر در ایران در سالهای اخیر بسیار نابسامان شده است. کاهش بودجههای دولتی، گرانی شدید تجهیزات، دستمزد پایین هنرمندان و افت قدرت خرید مردم باعث شده تا تولید تئاتر برای بسیاری از گروهها غیراقتصادی شود. سالنهای خصوصی با هزینههای سنگین اجاره و تبلیغات مواجهاند و در مقابل، فروش بلیت معمولاً جوابگوی این مخارج نیست. در دوران همهگیری کوید 19 برخی سالنهای تئاتر تعطیل یا نیمهفعال شدند و بازیگران و کارگردانان مجبورند برای گذران زندگی به حوزههای دیگر مانند سینما، تلویزیون یا آموزش روی بیاورند. در چنین شرایطی، تئاتر که باید آیینهی فرهنگ و اندیشهی جامعه باشد، با خطر فروپاشی اقتصادی و کاهش کیفیت هنری روبهرو است.
به گفته برخی کارشناسان امر از زمان پاندمی تا کنون، هزینه تولید تئاتر 10 برابر شده است در مقابل اما هیچ تسهیلاتی برای تولیدکنندگان حرفهای تئاتر اختصاص نیافته است.

مهدی امیری، کارگردان و نویسنده تئاتر، در گفتوگو با پلاتو هنر میگوید: «ما در یک معادله غیرممکن گرفتار شدهایم. از یک سو هزینههای تولید با نرخ ۵۰ درصد در سال رشد میکند و از سوی دیگر، قدرت خرید مخاطبان روزبهروز کاهش مییابد.»
به گفته امیری، بودجه تولید یک نمایش حرفهای در تهران امروز به حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان رسیده است، درحالیکه درآمد حاصل از فروش بلیط در بهترین حالت تنها ۱۵۰ میلیون تومان است.
مدل شکسته کسبوکار
دادههای انجمن تولیدکنندگان تئاتر نشان میدهد تنها ۲۵ درصد از تولیدات تئاتر در سال ۱۴۰۲ به سوددهی رسیدهاند. ۴۵ درصد با ضررهای سنگین مواجه شده و ۳۰ درصد باقیمانده تنها توانستهاند هزینههای خود را پوشش دهند.
امیری با اشاره به این آمار هشدار میدهد: «مدل فعلی کسبوکار تئاتر کاملاً شکسته است. وابستگی ۸۰ درصدی به درآمد بلیط، ما را در برابر کوچکترین نوسانات اقتصادی آسیبپذیر کرده است.»
راهحلهای پیشرو
این نویسنده فعال در هنرهای نمایشی پیشنهاد میکند: «ما نیازمند ایجاد اکوسیستم اقتصادی جدیدی هستیم. مدلی ترکیبی از حمایتهای هدفمند دولتی، سرمایهگذاری بخش خصوصی و درآمدهای چندگانه.»
نوآوری در جریان درآمدی
گروههای تئاتر بهطور فزایندهای به راهحلهای خلاقانه روی آوردهاند. امیری از تجربه موفق خود در تولید نمایش «پلههای شکسته» میگوید: «ما با جذب سه اسپانسر کوچک و فروش حقوق پخش دیجیتال، توانستیم ۴۰ درصد از هزینهها را پیش از آغاز اجراها تأمین کنیم.»
چالشهای ساختاری
با این حال، موانع ساختاری همچنان پابرجاست. پروسه ۴۵ روزه اخذ مجوز، نوسانات قیمت مواد اولیه و محدودیتهای بیمه هنرمندان از جمله مشکلاتی است که تولیدکنندگان با آن دستبهگریبانند.
افق پیشرو
به گفته کارشناسان، صنعت تئاتر در آستانه تحول بزرگی قرار دارد. مدلهای جدید کسبوکار، استفاده از فناوری و جذب سرمایهگذاریهای نوآورانه میتواند راه نجات این صنعت باشد.
همانطور که امیری نتیجهگیری میکند: «تئاتر باید بیاموزد که در عین حفظ اصالت هنری، به یک بنگاه اقتصادی کارآمد نیز تبدیل شود. این تنها راه بقا در اقتصاد امروز است.»




