«باد زرد ونگوگ» تماشاگر را به جهان درونی ونگوگ نزدیک می‌کند

به گزارش پلاتو هنر، نمایش «باد زرد ونگوگ» تازه‌ترین اثر علیرضا کوشک‌جلالی از ۱۰ آذر ۱۴۰۴ در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه رفته و با استقبال گسترده علاقه‌مندان تئاتر مواجه شده است.

این نمایش با نگاهی متفاوت و جسورانه به زندگی ونسان ونگوگ، نقاش بزرگ هلندی، تلاش می‌کند جهان درونی، رنج‌ها، جنون و لحظات کمتر دیده‌شده این هنرمند را برای تماشاگران زنده کند.

ونگوگ شاید غریب‌ترین چهره روشنفکر مدرن باشد، که هنر و بخصوص نقاشی را همزاد زندگی می‌دانست. تمام عمرش در سفر و تیمارستان‌های فرانسه تباه شد تا جامعه از شر افشاگری‌هایش در امان بماند.

این نمایش علاوه بر داستانی سرایی، با تکیه بر بازی هنرپیشگان برجسته، با استفاده از مدرن‌ترین تکنیک‌های بصری (مپینگ، حرکات موزون، موسیقی، آواز…) ایستگاه‌های مختلف سفر ونگوگ به ورای مرزهای ناممکن را به تصویر می‌کشد. ونگوگ روشنفکری بود که پیوسته از ترس نعره می‌کشید. ترس از گرسنگی، احتیاج، تنفر، خیانت؛ این شرایط او را مسموم و جادو کرد تا تنها راه برایش خودکُشی باشد. چنین هنرمندانی توسط جامعه‌ای خشن و بی‌رحم ناگزیر به خودکشی شدند تا آن جامعه‌ای چندساله از شر افشاگری‌هایشان در امان بماند.

ستارگان «باد زرد ونگوگ»

فرهاد ‌آئیش، شقایق ‌فراهانی، حمید ‌گودرزی، المیرا ‌دهقانی، محسن ‌حسینی، سوگل ‌قلاتیان، محمد ‌معتضدی،  عارفه ‌معماریان، علیرضا ‌مؤیدی، رضا ‌یزدانی، فاطمه عطارباشی، عباس ‌علیرضا.

«باد زرد ونگوگ» بیشتر از اینکه یک روایت خطیِ ساده باشد، یک تجربه‌ی حسی و روانی است؛ نمایشی که سعی می‌کند تماشاگر را به جهان درونی ونگوگ نزدیک کند، نه صرفاً به زندگی‌نامه‌اش.

رنگ زرد هم به‌عنوان امضای بصری ونگوگ، هم نماد شور، جنون، نور و در عین حال فرسودگی استفاده شده است. زرد در نمایش مدام بین امید و فروپاشی نوسان می‌کند.

فضاسازی و میزانسن معمولاً مینیمال اما تأثیرگذار است. خلوتی صحنه کمک می‌کند تمرکز روی ذهن آشفته‌ی شخصیت اصلی بماند.
از نظر متن و روایت، نمایش ممکن است برای بعضی‌ها کند یا انتزاعی باشد؛ اگر تماشاگر دنبال داستان کلاسیک با شروع و اوج و پایان مشخص باشد، شاید ارتباط سخت‌تر شود.

اما اگر به تئاتر روان‌محور، شاعرانه و نمادین علاقه‌مند باشی، نمایش بسیار تأثیرگذار و حتی تلخِ دلنشینی دارد.
در مجموع، من «با زرد ونگوگ» را نمایشی می‌دانم که بیشتر باید حسش کرد تا فهمیدش؛ کاری که حال‌وهوای ونگوگ را منتقل می‌کند، نه صرفاً اطلاعات زندگی‌اش.

فرهاد آییش معمولاً با حداقل حرکت و دیالوگ، بیشترین معنا را منتقل می‌کند. سکوت‌ها و مکث‌هایش به‌اندازه‌ی حرف‌زدن مهم‌ هستند. تسلط فوق‌العاده‌ای روی صدا دارد؛ تغییر تُن، مکث‌ها و حتی نفس‌کشیدن‌هایش بخشی از بازی‌اند و به شخصیت عمق می‌دهند.

اگر نقش ونگوگ را در نظر بگیریم، آییش سراغ جنون اغراق‌شده نمی‌رود؛ دیوانگی را آرام، خزنده و فرسایشی نشان می‌دهد، که اتفاقاً ترسناک‌تر و باورپذیرتر است. بدن او اغلب در خدمت ذهنِ آشفته‌ی شخصیت است؛ انقباض‌ها، خمیدگی‌ها و ایستایی‌های طولانی کاملاً معنا‌دارند.

ممکن است برای بعضی تماشاگران این سبک کم‌هیجان یا سرد به نظر برسد، چون انفجار احساسی مستقیم ندارد، اما این دقیقاً انتخاب آگاهانه‌ی اوست.

«باد زرد ونگوگ»
«باد زرد ونگوگ»

بیشتر بخوانید:

گزارش تصویری از نمایش «باران اسیدی»

https://didhonar.ir/?p=104847

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *