نولان به جنگ اسطورهها رفت؛ آیا «ادیسه» میتواند از «تلقین» و «میانستارهای» هم جلو بزند؟

«ادیسه» نولان؛ شاهکار بعدی یا بزرگترین ریسک کارنامه کارگردان؟
با این حال، انتقادهایی هم وجود دارد. برخی معتقدند فیلم از نظر احساسی به قدرت آثاری مثل Interstellar نمیرسد یا تغییراتش نسبت به متن اصلی The Odyssey بحثبرانگیز است. همچنین مانند برخی فیلمهای قبلی نولان، عدهای از میکس صدا و بلند بودن موسیقی گلایه کردهاند. بسیاری از طرفداران این فیلم را همردیف یا حتی بالاتر از Interstellar و Oppenheimer میدانند. بیشتر انتقادها به اقتباس از داستان، شخصیتپردازی برخی کاراکترها و میکس صدا مربوط است، نه کیفیت کارگردانی.
.



نولان چگونه ادیسه را به یک حماسه سینمایی تبدیل میکند؟
نولان برای این فیلم هم مثل بسیاری از آثار قبلیاش روی فرمتهای بزرگ، بهخصوص IMAX، تأکید کرده است. هدف این سبک، ایجاد حس حضور در صحنه است؛ یعنی تماشاگر احساس کند داخل جهان فیلم قرار دارد.
گفته میشود بخش زیادی از صحنهها با لوکیشنهای واقعی، کشتیها، محیطهای طبیعی و دکورهای عظیم ساخته شدهاند؛ روشی شبیه کاری که نولان در Dunkirk و Oppenheimer نیز انجام داد و طرفداران نولان معمولاً از این سبک استقبال میکنند، چون تصویرها کمتر حس «ساختگی دیجیتالی» دارند.
نقطه قوت اصلی فیلم جلوههای ویژه، ظاهراً ترکیب جلوههای عملی و دیجیتال است؛ یعنی به جای اینکه همهچیز کامپیوتری باشد، عناصر واقعی ساخته شده و بعد با CGI گسترش داده شدهاند و برای موجودات اسطورهای، نبردهای دریایی و جهانهای افسانهای، جلوههای دیجیتال نقش مهمی دارند، اما انتظار میرود نولان آنها را واقعگرایانه و کمتر کارتونی ارائه کند.
بازخورد اولیهٔ بسیاری از تماشاگران این است که فیلم بیشتر شبیه یک حماسهٔ تاریخی واقعی با عناصر اسطورهای دیده میشود، نه یک فیلم فانتزی پر از جلوههای اغراقآمیز. ترکیب دریا، جزیرهها، معماری یونان باستان و نبردها احتمالاً یکی از بزرگترین جذابیتهای فیلم است. در مجموع، اگر نقطه قوتی که نولان در فیلمهایی مثل Interstellar (مقیاس کیهانی) و Dunkirk (واقعگرایی جنگی) داشت را با یک دنیای اسطورهای ترکیب کند، «ادیسه» میتواند از نظر بصری یکی از جاهطلبانهترین فیلمهای او باشد.







