نشست مطبوعاتی آرتفر تهران، جمعه ۲۱ آذرماه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد.
در نشست آرتفر تهران، درباره انتخاب متریال کاغذ توضیح داده شد: در سالهای گذشته تمرکز بیشتر بر بوم و آثاری با ابعاد بزرگ بود و همین موضوع باعث شد آثار کاغذی، هم از نظر دیدهشدن و هم از منظر اقتصادی، تا حدی نادیده گرفته شوند. در جلساتی که با اعضای هیئتمدیره برگزار شد، به این جمعبندی رسیدیم که آغاز این مسیر با کاغذ و پیپر باشد؛ مدیومی که گستره وسیعی از آثار، از چاپ دستی و عکاسی تا طراحی را در بر میگیرد و میتواند شاخههای متنوعی از هنرهای تجسمی را پوشش دهد.
بر این اساس، تمامی گالریهای عضو انجمن که اعلام آمادگی کرده بودند، اطلاعات و آثار خود را ارسال کردند و شورای بررسی، آثار رسیده را بازبینی کرد. از آنجا که این رویداد در آغاز راه قرار داشت و نیازمند مشارکت گستردهتری بود، تلاش کردیم بهجای سختگیریهای مرسوم، فرآیند انتخاب آثار را با رویکرد مشاوره و ارائه پیشنهاد پیش ببریم. در این مسیر، گفتوگوهای متعددی شکل گرفت؛ بخشی از آن مربوط به انتخاب آثار بود و بخش دیگر، با توجه به تمرکزی که بر آثار کاغذی داشتیم، به مسئله قیمتگذاری بازمیگشت.
واقعیت این است که در زمینه قیمتگذاری این آثار، هنوز به جمعبندی مشخصی نرسیده بودیم و با پرسشهای زیادی مواجه بودیم. به همین دلیل، در کنار مشاوره درباره انتخاب آثار، پیشنهادها و راهنماییهایی نیز در زمینه قیمتگذاری ارائه شد. امیدواریم در ادامه مسیر و در دورههای بعدی، بهویژه از سال آینده، بتوانیم با جدیت بیشتر و سختگیری دقیقتری به معیارها و کیفیت مدنظر برسیم.

در ادامه لازم میدانم به نکتهای اشاره کنم که شاید بیان آن کمی تلخ باشد. برای مدت طولانی، حوزه هنرهای تجسمی فاقد مدیرکل بود و از ابتدای امسال این سمت تعیین شد. طبیعتاً برای تصمیمگیری و دریافت مجوزها، لازم بود فرآیندها بهصورت حاکمیتی و از طریق ادارهکل هنرهای تجسمی پیگیری شود. از ابتدای فروردین، ما پروپوزال سه برنامه را به مدیرکل ارائه دادیم: نخست «اوپن پیپر» بهعنوان رویدادی سالانه که بهصورت حرفهای برگزار خواهد شد و تمرکز آن بر کاغذ و گسترش بازار آثار کاغذی است.
دوم ماه هنری که هدف آن شکلگیری یک رویداد گسترده در سطح شهر تهران است؛ بهگونهای که گالریهای خارج از مرکز و حتی فضاهای غیرگالری نیز در آن مشارکت داشته باشند. سوم، آرتفر با محوریت هنر مدرن و معاصر که دامنه و گستره وسیعتری خواهد داشت.
با این حال، رویدادی که امروز در آن حضور داریم، در شرایطی برگزار شد که من لازم میدانم از ۴۲ گالریای که به ما اعتماد کردند و در این مسیر همراه بودند، قدردانی کنم. امیدوارم در دورهها و اپیزودهای بعدی، شاهد حضور گالریهای بیشتری باشیم.
واقعیت این است که در فضای ایران، بهطور کلی اعتماد پایداری نسبت به برنامهریزی در ساختارهای کسبوکار شکل نگرفته و همکاری با نهادهای حاکمیتی همواره با پیچیدگیهایی همراه بوده است. متأسفانه در برخی موارد، دقت نظر و دانش تخصصی به اندازه کافی وجود ندارد؛ با این حال امیدواریم با استمرار این مسیر، شرایط بهبود پیدا کند.
از همان روزهای ابتدایی شکلگیری این انجمن، تلاش ما بر این بوده که با آغوش باز پذیرای هرگونه نقد و بررسی باشیم.
در طول برگزاری این رویداد هم بارها تأکید کردیم که اگر پرسش یا نقدی وجود دارد، آماده پاسخگویی هستیم. وقتی برگزارکننده یک رویداد در این ابعاد، یک انجمن صنفی است، یعنی هیئتمدیرهای مسئولیت آن را بر عهده دارد که ممکن است در دوره بعد حضور نداشته باشد و بهطور طبیعی، حس مالکیت مادی نسبت به رویداد ندارد. بنابراین چنین ساختاری ناگزیر باید رواداری و پذیرش نقد را در ذات خود داشته باشد.
فکر میکنم تلاش ما در این مسیر این بوده که این رواداری انتقادی را حفظ کنیم. البته در این بازه زمانی با چالشهای مختلفی هم روبهرو بودیم؛ از نگرانی بابت تعطیلی رویداد به دلیل آلودگی هوا گرفته تا شرایط خاص کشور، از جمله افزایش قیمت بنزین و فشارهای امنیتی و اجتماعی که طبیعتاً میتوانست ما را از تمرکز اصلیمان دور کند. با این حال، هیچکدام از این مسائل توجیه محسوب نمیشود.

در ادامه با اشاره به عملکرد رسانهای رویداد گفته شد: واقعیت این است که در حوزه رسانه میتوانستیم فعالتر، جدیتر و پیگیرانهتر عمل کنیم. شاید یکی از نقاط ضعف ما همین بود که میتوانستیم مسئولانهتر عمل کنیم، رسانهها را بهصورت هدفمند و تکبهتک دعوت کنیم، از آنها بخواهیم نقد بنویسند و تعامل نزدیکتری شکل بدهیم. بخشی از این کاستیها به فشردگی زمان و بخشی هم به ناهماهنگی برخی بخشها با ما بازمیگشت.
بهنظر من این رویداد به اندازهای بزرگ بود که انتظار داشتیم همراهی جدیتری از سوی نهادها و بخشهای مختلف صورت بگیرد. امروز که روز پایانی رویداد است، طبیعی است که از این به بعد نقدها و تحلیلها بیشتر مطرح شوند.
به همین دلیل نشست نقد و بررسی را در روز پایانی برگزار کردیم و با تأکید میگویم هر نوع نقد، نظر یا مطلبی که مطرح شود، حتماً برای ما قابل شنیدن و محترم است. اگر لازم باشد، دوباره جلسات تحلیل و بررسی برگزار خواهیم کرد.
همچنین تلاش کردیم در همین فرصت، از افرادی دعوت کنیم که امکان تمرکز و ارائه نظر کارشناسی داشتند؛ کسانی که تجربه برگزاری یا مشاهده رویدادهای مشابه در کشورهای مختلف را داشتهاند یا در ایران بهعنوان مشاور در چنین رویدادهایی فعالیت کردهاند.
قطعاً اگر در ادامه احساس شود که نیاز به بررسی گستردهتر و عمومیتری وجود دارد، این مسیر را با جدیت ادامه خواهیم داد.
در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران حوزه هنرهای تجسمی درباره لزوم تهیه بلیت برای ورود به رویداد و اینکه آیا امکان در نظر گرفتن شرایط ویژه برای خبرنگاران وجود دارد یا خیر، توضیح داده شد:
ما از حضور افرادی که با کارت خبرنگاری مراجعه میکردند حتماً استقبال میکردیم ، اما موضوع بلیتفروشی در این رویداد بهصورت کلی با ابهامها و تعارفهایی همراه بود. واقعیت این است که توضیح مقوله بلیتفروشی، بهویژه در فضای خبری، با نوعی بههمریختگی همراه شد؛ چرا که این رویداد تا امروز به این شکل و با این ابعاد برگزار نشده بود.
آرتفر تهران

در عین حال، تلاش کردیم در فرآیند ورود، تا حد امکان تعامل و همراهی داشته باشیم. افرادی را که میشناختیم و میدانستیم حضورشان میتواند به درک بهتر رویداد و ارائه نقد دقیقتر کمک کند، دعوت کردیم و از برخی خبرنگاران و فعالان رسانهای نیز خواستیم اگر افراد دیگری را میشناسند که دیدن این رویداد برایشان ضروری است، این ارتباط را برقرار کنند.
با این حال، کاملاً روشن است که در دورههای بعدی باید بخش ارتباطات و روابط عمومی تقویت شود تا چنین پرسشهایی برای خبرنگاران و رسانهها پیش نیاید و سازوکار حضور آنها از ابتدا شفافتر و حرفهایتر تعریف شود.
در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران درباره ضعف اطلاعرسانی آرتفر تهران، توضیح داده شد:
روابط عمومی آرتفر تهران تمامی خبرگزاریها را بهصورت رسمی دعوت کرده و اعلام کرده بود که ورود خبرنگاران برای پوشش خبری رویداد رایگان است. با این حال، واقعیت این است که ما بهطور دقیق نمیدانیم هر خبرگزاری با چه تعداد خبرنگار و با چه ساختار تخصصی در حوزههای مختلف فعالیت میکند.
باید صادقانه پرسید که امروز چند خبرنگار حوزه هنرهای تجسمی بهصورت تخصصی در خبرگزاریها فعالیت میکنند؟ متأسفانه تعدادشان بسیار کم است و بسیاری از خبرگزاریها اساساً حوزه تجسمی را در اولویت پوشش خود قرار نمیدهند.
ما بهصورت کلی اطلاعرسانی را به خود خبرگزاریها انجام دادیم و از آنها خواستیم خبرنگاران حوزه تخصصیشان را اعزام کنند، اما در برخی خبرگزاریها، ساختار و تمرکز لازم برای پوشش چنین رویدادهایی وجود ندارد. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دنیا، خبرگزاریها و رسانههای حرفهای و تخصصی در حوزه هنر فعال هستند اما در ایران، به دلایل اقتصادی و معیشتی، نه برای خبرگزاریها صرفه اقتصادی کافی وجود دارد و نه برای خبرنگار که بهصورت کاملاً تخصصی در این حوزه فعالیت کند.
وقتی به نمونهای مانند «آرت دوبی» نگاه میکنیم، میبینیم که برگزاری چنین رویدادهایی به یک مسئله ملی تبدیل میشود؛ از گردشگری، هتلینگ و حملونقل گرفته تا رستورانها و رویدادهای جانبی، همه آن را فرصتی اقتصادی و تبلیغاتی میبینند. در حالی که سیستم داخلی ما در این حوزه هنوز جوان، کمتجربه و فاقد زیرساختهای منسجم اطلاعرسانی است. اگر حوزه هنرهای تجسمی برای رسانهها برد نداشته باشد، حتی تکرار اطلاعرسانی در شبکههای اجتماعی و اخبار رسمی هم الزاماً شنیده نمیشود.

البته این نکته را میپذیریم که اطلاعرسانی میتوانست بهتر باشد. دیکته نانوشته غلط ندارد و وقتی دیکته نوشته میشود، طبیعتاً امکان نقد هم وجود دارد. اینکه رویداد از چند ماه قبل بهصورت رسمی اعلام شود، زمان و مکان برگزاری، ساختار اجرایی، مسئولان و شرکتکنندگان بهطور شفاف معرفی شوند و خبرنگاران فرصت شناخت دقیقتری داشته باشند، کاملاً حرف درستی است و در دورههای بعدی باید به آن توجه جدیتری شود.
در عین حال، باید شرایط واقعی کشور را هم در نظر گرفت. ما در فرآیند دریافت مجوز بودیم که شرایط بحرانی جنگ پیش آمد، یا در مقطعی با فضاهایی مواجه شدیم که حتی در روز افتتاحیه امکان بازگشایی آنها قطعی نبود. اینها مسائلی است که اگر قرار بود از مهمانان خارجی دعوت کنیم، میتوانست به اعتبار رویداد آسیب بزند. با این وجود، راهحل این مشکلات، شنیدن نقدها، پافشاری بیشتر، کار حرفهایتر و اصلاح مداوم است.
حتی ایدههایی مانند برگزاری تور ویژه خبرنگاران، اختصاص زمان مشخص برای گفتوگو با گالریها، تصویربرداری و تولید محتوای عمیقتر، از جمله پیشنهادهایی است که میتوان در دورههای بعدی بهصورت جدی روی آنها کار کرد.
متأسفانه بستر خبری هنرهای تجسمی در حال حاضر یکی از ضعیفترین دورههای خود را میگذراند؛ در حالی که در سالهای نهچندان دور، نشریات و رسانههای تخصصی فعال و اثرگذار در این حوزه وجود داشتند. این ضعف، بیش از آنکه تقصیر خبرنگار باشد، نتیجه فشارهای اقتصادی این حوزه است.
ما دقیقاً به همین دلیل دوست داریم این رویدادها برگزار شوند؛ چون هرچه این رویدادها جدیتر و مستمرتر باشند، نقد و پوشش رسانهای هم تقویت میشود و خبرگزاریها این حوزه را بهعنوان یک فرصت میبینند. در جمعبندی باید بگویم که نکته مطرحشده کاملاً وارد است و در دورههای بعدی قطعاً توجه جدیتری به آن خواهد شد.
از همین تریبون اعلام میکنیم هر خبرنگار یا رسانهای که مایل به همکاری باشد، ما با تمام توان از این همکاری استقبال میکنیم. این یک رویداد ملی است و در هر بخش آن از خبر و رسانه گرفته تا برگزاری، کیوریتوری و ارتباطات بینالملل؛ کار تیمی برای ما یک اصل اساسی است.
ما دوست داریم آرتفر تهران بتواند جریان اقتصادی جدیتر، پویاتر و هیجانانگیزتری را در حوزه هنر ایجاد کند. برای مدت طولانی، اقتصاد هنر ما عمدتاً تحت هدایت حراجها قرار داشت. در حالی که به نظر میرسد رویدادهایی از جنس آرتفر، بسترهای حرفهایتر و سالمتری برای شکلگیری و توسعه بازار هنر فراهم میکنند.

مسیر شکلگیری بازار هنر در ایران با برخی کشورها، از جمله امارات، متفاوت بوده است. در امارات ابتدا آرتفرها شکل گرفتند و هنوز هم تمرکز اصلی آنها بیشتر بر بازارهای بینالمللی است تا جریانهای محلی منطقه. اما در ایران، روند به شکل دیگری پیش رفت؛ ابتدا گالریها در دهه ۸۰ شکل گرفتند، سپس گروهها و جریانهای هنری بهوجود آمدند و نسلی از هنرمندان مانند بهرنگ صمدزاده، افشین پیرهاشمی و دیگران دیده شدند.
پس از آن، بهجای حرکت تدریجی به سمت رویدادهای بسترساز بازار، مستقیماً وارد فضای حراجها شدیم. این مسیر، در کنار تأثیرات مثبت، پیامدهای منفی خاص خود را نیز به همراه داشت.
امروز با شکلگیری رویدادهایی مانند آرتفر، انتظار داریم این رویدادها بتوانند نقش جدیتری در ساماندهی بازار هنر ایفا کنند. البته در شرایط فعلی، تصور میکنیم که تهران هنوز بهطور کامل آماده میزبانی گسترده از کشورهای دیگر نیست. این امر نیازمند همکاری جدیتر نهادهای حاکمیتی است.
ما برای دعوت و حضور کشورهای دیگر مشکلی نداریم، اما انتظار داریم دستگاههای مختلف، در مقام ناظر و میزبان، آمادگی و همراهی لازم را برای پذیرش مهمانان بینالمللی داشته باشند.
تأکید ما در همین رویداد نیز بر این نکته بود که تصویری که از ایران به بیرون منتقل میشود، تصویری واقعی و متنوع از ایران باشد؛ ایرانی با همه سلایق و نگاهها. اگر قرار باشد تنها یک تصویر سلیقهای و محدود ارائه شود، طبیعتاً دعوت از کشورهای دیگر با چالشها و بحرانهای جدیتری همراه خواهد بود.
بدون تردید، چارچوبها و محدودیتها در همه کشورها وجود دارد و مختص ایران نیست، اما نگاه ما این است که در گامهایی که میتوانیم جدیتر پیش برویم، «ایران فرهنگی» را پررنگتر نشان دهیم؛ ایرانی که مرزهایش صرفاً جغرافیایی و سیاسی نیست و گستره فرهنگی بسیار وسیعتری دارد. این نگاه میتواند وجه تمایز مهمی برای رویداد ایجاد کند.
در پایان، لازم میدانم بهاختصار از تیم اجرایی و همکارانی که با تلاش جدی این رویداد را ممکن کردند، قدردانی کنم. این رویداد با زحمت تعداد محدودی از افراد متخصص و متعهد به سرانجام رسید.
خانم لیلا محجوری بهعنوان دبیر اجرایی، نقش بسیار مهمی در پیشبرد امور داشتند. خانم مریم میرزاحیدری مسئولیت ارتباطات را با جدیت دنبال کردند و شکلگیری ۴۴ غرفه حاضر در این رویداد حاصل پیگیریهای مستمر ایشان در بازهای زمانی محدود بود. همچنین از آقای مهدی محسنیان در بخش فنی، تدارکات و اجرایی صمیمانه تشکر میکنم.
در حوزه انتخاب آثار، که همواره یکی از دشوارترین بخشها در هنرهای تجسمی است، آقای علیرضا جاوید با در نظر گرفتن حساسیتهای موجود و تمرکز بر متریال کاغذ، تلاش کردند این فرآیند با کمترین اختلافنظر و بیشترین همفکری پیش برود. قدردانی ویژه دارم از خانم طباطبایی، رئیس هیئتمدیره انجمن، که اگر حضور و حمایت ایشان نبود، برگزاری این رویداد عملاً ممکن نمیشد و بیتردید باید نقش ایشان و افرادی مانند ایشان را جدیتر پاس داشت.
همچنین از آقای صفایی، آقای فرهادی، خانم هنگامه معماری، آقای فرهاد آذری و سایر اعضای هیئتمدیره، و نیز همه دوستان و همکاران از جمله خانم و آقای مزینانی و دیگر همراهانصمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.




