به گزارش پلاتو هنر، فرهاد اصلانی از بازیگرانی است که مسیر حرفهای خود را از تئاتر آغاز کرد و در ادامه، با حضور در سینما و تلویزیون به یکی از چهرههای شناختهشده بازیگری ایران تبدیل شد. او در طول چند دهه فعالیت، نقشهایی کاملاً متفاوت را تجربه کرده؛ از شخصیتهای تاریخی و مذهبی تا آدمهای معمولی، پدران، شخصیتهای اجتماعی و کاراکترهای پیچیدهای که هرکدام وجه دیگری از تواناییهای او را نشان دادهاند.
آنچه کارنامه اصلانی را متمایز میکند، تنها تعداد آثار یا جوایز متعدد او نیست؛ بلکه تواناییاش در فاصله گرفتن از کلیشهها و ساختن شخصیتهایی متفاوت در هر اثر است. بازیگری که گاهی با یک نقش تلخ و جدی در ذهن مخاطب میماند و گاهی با شخصیتی متفاوت، تصویری تازه از خودش ارائه میدهد.

کودکی در بیجار؛ آغاز مسیری که به صحنه رسید
فرهاد اصلانی ۱۸ خرداد ۱۳۴۵ در بیجار، از شهرهای استان کردستان، به دنیا آمد. دوران کودکی او در بیجار گذشت و بعدها برای ادامه زندگی به تهران رفت؛ شهری که قرار بود بخش مهمی از مسیر هنری او را شکل دهد.
علاقه اصلانی به بازیگری از سالهای نوجوانی شکل گرفت. او در همان سالها به فعالیتهای نمایشی روی آورد و خیلی زود تئاتر برایش به مسیری جدی تبدیل شد. حضور در گروههای نمایشی و تجربه اجرا روی صحنه، نخستین قدمهای او در دنیای بازیگری بود؛ مسیری که بعدها او را از تئاتر به رادیو، تلویزیون و در نهایت سینما رساند.
اصلانی برای جدیتر دنبال کردن این علاقه، دورههای بازیگری و کارگردانی تئاتر را در فرهنگسرای نیاوران گذراند. این آموزشها در کنار تجربه عملی روی صحنه، پایههایی را شکل داد که سالها بعد در بازیهای سینمایی و تلویزیونی او نیز دیده شد.
شاید بتوان گفت مهمترین اتفاق سالهای ابتدایی زندگی اصلانی این بود که بازیگری برای او از همان ابتدا با صحنه و تجربه عملی آغاز شد؛ نه با شهرت و دوربین. همین پیشینه تئاتری بعدها به یکی از ویژگیهای مهم سبک بازی او تبدیل شد؛ بازیگری که حتی در مقابل دوربین نیز توجه ویژهای به جزئیات شخصیت و رفتار آدمها دارد.

از صحنه تئاتر تا رادیو؛ قدمهای نخست در بازیگری
فرهاد اصلانی فعالیت هنری خود را از تئاتر آغاز کرد؛ مسیری که برای بسیاری از بازیگران، نخستین فرصت برای شناخت صحنه، تمرین بازی و تجربه ارتباط مستقیم با مخاطب است. او از سال ۱۳۵۷ وارد دنیای تئاتر شد و بازیگری را در شرایطی آغاز کرد که هنوز نامی از او در سینما و تلویزیون شنیده نمیشد.
اصلانی برای آنکه این مسیر را به شکل جدیتری دنبال کند، بازیگری و کارگردانی تئاتر را در فرهنگسرای نیاوران آموخت. این دوره آموزشی در کنار تجربه حضور روی صحنه، به او کمک کرد تا با اصول بازیگری و اجرای نمایشی آشنایی بیشتری پیدا کند و پایههای حرفهای فعالیت خود را شکل دهد. چند سال بعد، رادیو نیز به یکی دیگر از تجربههای مهم اصلانی تبدیل شد.
او از سال ۱۳۷۱ در نمایشهای رادیویی حضور پیدا کرد؛ تجربهای که برخلاف تئاتر، بازیگر را از تصویر و حرکات بدنی جدا میکند و بیش از هر چیز به صدا، بیان و توانایی انتقال احساس از طریق کلام وابسته است.
تجربه تئاتر و رادیو، مسیر متفاوتی برای اصلانی ساخت؛ او پیش از آنکه به چهرهای شناختهشده در سینما تبدیل شود، سالها با بازیگری در صحنه و نمایشهای صوتی درگیر بود. همین پیشینه بعدها در شکلگیری سبک بازی او نیز اهمیت پیدا کرد؛ بازیگری که در ادامه فعالیت حرفهایاش توانست شخصیتهایی کاملاً متفاوت را، از نقشهای تاریخی و جدی گرفته تا کاراکترهای اجتماعی و پیچیده، روی پرده و صفحه نمایش جان ببخشد.
این سالها را میتوان دوره شکلگیری پایههای بازیگری فرهاد اصلانی دانست؛ دورهای که هنوز خبری از شهرت و جوایز سینمایی نبود، اما تجربههایی را برای او رقم زد که بعدها در مسیر ورودش به تلویزیون و سینما نقش مهمی پیدا کردند.

«روسری آبی»؛ نخستین قدم روی پرده سینما
فرهاد اصلانی در سال ۱۳۷۳ با فیلم «روسری آبی» به کارگردانی رخشان بنیاعتماد، نخستین تجربه سینمایی خود را پشت سر گذاشت؛ فیلمی که بعدها به یکی از آثار مهم سینمای اجتماعی ایران تبدیل شد. حضور در چنین فیلمی، نخستین ارتباط جدی اصلانی با سینما بود و مسیر فعالیت او را از صحنه تئاتر و نمایشهای رادیویی به پرده سینما کشاند.
«روسری آبی» از این جهت در کارنامه فرهاد اصلانی اهمیت دارد که اولین حضور او در سینما را رقم زد؛ اما اصلانی پس از این فیلم به دنبال تثبیت خود در یک قالب مشخص نرفت. او در سالهای بعد، نقشها و فضاهای متفاوتی را تجربه کرد و بهتدریج از یک بازیگر تازهوارد به چهرهای تبدیل شد که توانایی ایفای شخصیتهای متنوع را دارد.
به این ترتیب، ورود فرهاد اصلانی به سینما با فیلمی رقم خورد که خود یکی از نمونههای شاخص سینمای اجتماعی ایران بود؛ شروعی که اگرچه در آن زمان هنوز نشانی از شهرت سالهای بعد او نداشت، اما نخستین صفحه از کارنامه سینمایی بازیگری شد که بعدها نقشهای بسیار متفاوتی را تجربه کرد.

«مختارنامه»؛ نقشی که نام فرهاد اصلانی را بیشتر شنیده شد
یکی از مهمترین نقاط عطف در مسیر کاری فرهاد اصلانی، حضور او در مجموعه تلویزیونی «مختارنامه» به کارگردانی داوود میرباقری بود؛ مجموعهای تاریخی که در سالهای پخش خود توجه گسترده مخاطبان را به خود جلب کرد و بسیاری از بازیگران آن را با نقشهایشان در ذهن تماشاگران ماندگار کرد.
اصلانی در این مجموعه نقش عبیدالله بن زیاد را بازی کرد؛ یکی از شخصیتهای مهم و منفی تاریخ اسلام که در روایت «مختارنامه» جایگاه ویژهای دارد. ایفای چنین شخصیتی برای اصلانی فرصتی بود تا توانایی خود را در اجرای نقشی تاریخی و پیچیده به نمایش بگذارد.

«زندگی خصوصی» و «خرس»؛ سالی که همه نگاهها به اصلانی برگشت
سال ۱۳۹۰ را میتوان یکی از مهمترین مقاطع کارنامه فرهاد اصلانی دانست؛ سالی که او با دو نقش متفاوت در فیلمهای «زندگی خصوصی» به کارگردانی محمدحسین فرحبخش و «خرس» به کارگردانی خسرو معصومی، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. هر دو فیلم شخصیتهایی پیچیده و چندلایه را پیش روی او قرار دادند و اصلانی توانست در هر دو، تصویری متفاوت از تواناییهای بازیگری خود ارائه کند.
اهمیت این دو فیلم زمانی بیشتر مشخص شد که اصلانی برای هر دو نقش در سیامین جشنواره فیلم فجر مورد تقدیر قرار گرفت و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را برای بازی در «زندگی خصوصی» و «خرس» به دست آورد. این موفقیت، جایگاه او را در میان بازیگران جدی سینمای ایران تثبیت کرد و نشان داد که سالها تجربه در تئاتر، رادیو، تلویزیون و سینما به مرحلهای رسیده که حالا در نقشهای پیچیده سینمایی خودش را نشان میدهد.
از همین مقطع بود که نام اصلانی بیش از گذشته در میان بازیگران مطرح سینمای ایران قرار گرفت و مسیر حرفهای او وارد مرحله تازهای شد.

«یه حبه قند»؛ یک نقش متفاوت در میان کارنامهای جدی
پس از تجربه نقشهای جدی و پرتنش، فرهاد اصلانی در فیلم «یه حبه قند» به کارگردانی سیدرضا میرکریمی، یکی از متفاوتترین نقشهای کارنامهاش را تجربه کرد.
فرهاد اصلانی در نقش حاج ناصر، از همان جنس بازیهایی فاصله میگیرد که بر خشم یا تنش شدید بنا شدهاند. او شخصیتی را اجرا میکند که باید در دل یک جمع خانوادگی باورپذیر باشد و حضورش با فضای سنتی و مذهبی داستان هماهنگ شود. همین تفاوت، «یه حبه قند» را به یکی از تجربههای قابل توجه او در اوایل دهه ۱۳۹۰ تبدیل کرد. اهمیت این فیلم در کارنامه اصلانی از این جهت است که نشان داد موفقیت او تنها به نقشهای تلخ و جدی محدود نمیشود. او میتوانست در یک درام خانوادگی نیز از ظرفیتهای بازیگری خود استفاده کند و شخصیتی را بسازد که در کنار دیگر اعضای خانواده، بخشی طبیعی از فضای فیلم به نظر برسد.
او در فاصلهای کوتاه از نقشهایی مانند شخصیتهای خشن و پرتنش، به سراغ کاراکتری آرامتر و متفاوت رفت و بار دیگر توانایی خود را در تغییر لحن و جنس بازی به نمایش گذاشت.

«دختر»؛ وقتی موفقیت فرهاد اصلانی از مرزهای ایران عبور کرد
فیلم «دختر» به کارگردانی رضا میرکریمی یکی از مهمترین آثار کارنامه فرهاد اصلانی در دهه ۱۳۹۰ است؛ فیلمی که در سال ۱۳۹۴ ساخته شد و با تمرکز بر رابطه پدر و دختر، به موضوعاتی مانند اختلاف نسلها، نگاه خانواده به انتخابهای فرزندان و فاصله میان سنت و زندگی امروز پرداخت.
جایزه بهترین بازیگر مرد در جشنواره فیلمهای هند و جشنوارههای دیگری نیز به کارنامه بینالمللی او اضافه شد. موفقیت «دختر» برای اصلانی از این جهت اهمیت داشت که نشان داد بازی او تنها برای مخاطب ایرانی قابل درک نیست. این فیلم همچنین یکی از نمونههای موفق همکاری فرهاد اصلانی با کارگردانی بود که به روایتهای انسانی و خانوادگی توجه ویژه دارد.

«مغزهای کوچک زنگزده»؛ ورود به فضای متفاوت هومن سیدی
«مغزهای کوچک زنگزده» به کارگردانی هومن سیدی، یکی از متفاوتترین تجربههای فرهاد اصلانی در سینمای دهه ۱۳۹۰ بود. فیلم در فضایی خشن و پرتنش روایت میشود.
فیلم برخلاف بسیاری از آثار اجتماعی، تصویری تیره و خشن از حاشیه شهر ارائه میدهد و شخصیتها نیز در همین فضای پرتنش شکل گرفتهاند. اصلانی با قرار گرفتن در مرکز این جهان، یکی از شخصیتهایی را بازی کرد که بیشترین ارتباط را با فضای خشن و بیرحم فیلم دارد. همکاری با هومن سیدی نیز تجربه متفاوتی برای اصلانی بود.
«مغزهای کوچک زنگزده» در سیوششمین جشنواره فیلم فجر نیز مورد توجه قرار گرفت و فرهاد اصلانی برای بازی در نقش شکور نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد. این نامزدی در ادامه مسیر حرفهای او اهمیت داشت؛ چرا که نشان میداد حتی پس از سالها فعالیت و دریافت جوایز متعدد، همچنان میتواند با انتخاب نقشهای متفاوت مورد توجه قرار بگیرد.
در نهایت، «مغزهای کوچک زنگزده» یکی از نقشهایی بود که وجه دیگری از تواناییهای فرهاد اصلانی را به نمایش گذاشت. شکور نه شبیه شخصیتهای تاریخی او بود، نه مانند پدر خانواده در «دختر» و نه شبیه نقشهای اجتماعی آرامترش؛ او شخصیتی خشن و پیچیده بود که اصلانی توانست آن را به یکی از چهرههای بهیادماندنی فیلم تبدیل کند.

«هیولا»؛ روی دیگر بازیگری فرهاد اصلانی
فرهاد اصلانی در کنار کارنامه سینمایی جدی و اجتماعی خود، در مجموعه نمایش خانگی «هیولا» به کارگردانی مهران مدیری، وارد فضای متفاوتی شد؛ فضایی که طنز، موقعیتهای اجتماعی و نقد فساد اقتصادی و اداری را در کنار یکدیگر قرار میداد. حضور در «هیولا» نشان داد که اصلانی تنها به نقشهای جدی و سنگین محدود نیست و میتواند در یک اثر طنز نیز شخصیت متفاوتی را خلق کند.
مهران مدیری در این سریال از موقعیتهای کمدی برای پرداختن به موضوعاتی مانند فساد، رانت، روابط ناسالم اقتصادی و تغییر ارزشهای اخلاقی استفاده میکرد. به همین دلیل، شخصیت هوشنگ نیز در مرکز یک تضاد اجتماعی قرار داشت؛ تضادی میان زندگی ساده و باورهای اخلاقی او با دنیایی که کمکم او را به سمت دیگری میکشاند.
«هیولا» در کارنامه فرهاد اصلانی از این جهت اهمیت دارد که تصویر مخاطب از او را گستردهتر کرد. او پیش از این بارها در نقشهایی جدی، تلخ و پیچیده دیده شده بود؛ اما هوشنگ شرافت نشان داد که پشت آن چهره جدی، توانایی حضور در موقعیتهای طنز و ساختن یک شخصیت کمدی نیز وجود دارد. همین تنوع، یکی از ویژگیهای مهم مسیر حرفهای اصلانی است؛ مسیری که در آن تلاش کرده خودش را به یک جنس نقش یا یک ژانر محدود نکند.

کارنامهای که به یک قالب محدود نماند
مرور آثار فرهاد اصلانی نشان میدهد که مسیر حرفهای او بر پایه تکرار یک نقش موفق شکل نگرفته است. او از یک سو نقشهای تاریخی و مذهبی مانند عبیدالله بن زیاد را تجربه کرده و از سوی دیگر در نقش پدر، روزنامهنگار، شخصیتهای اجتماعی، کاراکترهای خشن و حتی نقشهای کمدی ظاهر شده است.
همین تنوع را میتوان یکی از مهمترین ویژگیهای کارنامه اصلانی دانست؛ بازیگری که در هر دوره تلاش کرده از تصویر قبلی خودش فاصله بگیرد و با شخصیت تازهای به قاب بازگردد. به همین دلیل، وقتی از مهمترین آثار او صحبت میشود، نمیتوان تنها یک فیلم یا یک نقش را بهعنوان نماینده تمام مسیر حرفهایاش انتخاب کرد؛ چون هر دوره از فعالیت او، بخشی متفاوت از تواناییهایش را نشان میدهد.
وقتی جوایز، مسیر یک بازیگر را روایت میکنند
کارنامه فرهاد اصلانی فقط با تعداد فیلمها و سریالهایی که در آنها حضور داشته سنجیده نمیشود؛ بخش مهمی از مسیر حرفهای او را میتوان در مجموعه جوایز و نامزدیهایی دید که در جشنوارههای داخلی و بینالمللی به دست آورده است. نقشهایی که هرکدام وجه متفاوتی از توانایی او را نشان دادهاند، بارها مورد توجه هیئتهای داوری قرار گرفتهاند.
یکی از مهمترین نقاط این مسیر، سیامین جشنواره فیلم فجر بود. اصلانی برای بازی در دو فیلم «زندگی خصوصی» و «خرس» توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را به دست آورد. این موفقیت از آن جهت اهمیت داشت که هر دو نقش از نظر شخصیتپردازی و فضای داستان با یکدیگر تفاوت داشتند و اصلانی توانست در هر دو، بازی قابل توجهی ارائه کند. این موفقیت، نام او را بیش از گذشته در میان بازیگران مطرح سینمای ایران قرار داد.

پس از آن نیز اصلانی در جشنوارهها و رویدادهای مختلف، برای نقشهای متفاوت مورد توجه قرار گرفت. در جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران نیز بازی او مورد تقدیر قرار گرفت. اصلانی برای مجموعه بازیهایش در فیلمهایی مانند «عصر یخبندان»، «دوران عاشقی» و «کوچه بینام» جایزه خلاقیت در بازیگری را دریافت کرد. این جایزه نشاندهنده توجه منتقدان به توانایی او در ارائه شخصیتهای متفاوت و دور شدن از تکرار یک الگوی ثابت در بازیگری بود.
«کوچه بینام» یکی دیگر از آثار مهم در کارنامه جوایز اوست. اصلانی برای بازی در این فیلم توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشن حافظ را به دست آورد. نقش او در این فیلم در ادامه حضور پررنگش در سینمای اجتماعی قرار میگرفت و دریافت این جایزه، یکی دیگر از موفقیتهای داخلی او بود.
اما یکی از مهمترین موفقیتهای بینالمللی اصلانی با فیلم «دختر» رقم خورد. اصلانی برای این نقش در جشنوارههای مختلف از جمله مسکو، باتومی، هند، داکا و مونس جوایز بازیگری دریافت کرد و در جشنواره فیلمهای آسیا پاسیفیک نیز نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد شد.

در ادامه نیز «مغزهای کوچک زنگزده» بار دیگر نام او را در میان نامزدهای جوایز داخلی قرار داد. بازی اصلانی در نقش شکور در این فیلم، نامزدی او برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد جشنواره فیلم فجر و همچنین دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران را به همراه داشت.
در کنار این موفقیتها، فرهاد اصلانی در طول سالهای فعالیت خود برای آثار مختلف دیگری نیز نامزد دریافت جایزه شده است؛ از جمله «قصهها»، «دوران عاشقی»، «به خاطر پونه»، «من مادر هستم»، «آشپزباشی» و «خانهای در تاریکی». این نامزدیها نشان میدهند که توجه به بازی او محدود به یک دوره یا یک نقش خاص نبوده است.
مرور جوایز فرهاد اصلانی در واقع تصویری از مسیر بازیگری او ارائه میدهد: از سیمرغ فجر برای دو نقش متفاوت در «زندگی خصوصی» و «خرس»، تا موفقیتهای جشن حافظ و منتقدان و سپس جوایز بینالمللی «دختر». این مسیر نشان میدهد اصلانی در طول سالهای فعالیتش بارها با نقشهایی متفاوت به میدان آمده و هر بار توانسته بخشی تازه از تواناییهای بازیگری خود را به نمایش بگذارد.
زندگی شخصی؛ خانوادهای دور از قاب سینما
فرهاد اصلانی در کنار سالها فعالیت در تئاتر، تلویزیون و سینما، زندگی خانوادگی خود را تا حد زیادی از فضای رسانهای و حاشیههای هنری دور نگه داشته است. برخلاف بسیاری از چهرههای شناختهشده، بخش زیادی از زندگی شخصی او در رسانهها مطرح نشده و اطلاعات عمومی درباره خانوادهاش نیز محدود است.
اصلانی با مژده دانشپژوه ازدواج کرده و حاصل این ازدواج یک دختر به نام هانا است. همسر او نیز در حوزه هنر فعالیت داشته و همین موضوع باعث شده خانواده اصلانی تا حدی با فضای فرهنگی و هنری ارتباط داشته باشد، اما اصلانی در طول سالهای فعالیتش معمولاً ترجیح داده زندگی خانوادگیاش را از فعالیت حرفهای جدا نگه دارد.
او از جمله بازیگرانی است که زندگی شخصیاش کمتر از نقشها و آثارش در معرض توجه قرار گرفته است. در گفتوگوها و مطالب منتشرشده درباره او نیز معمولاً تمرکز اصلی روی بازیگری، انتخاب نقشها و تجربههای حرفهایاش بوده و خانوادهاش کمتر در مرکز توجه رسانهها قرار داشتهاند. دور نگه داشتن خانواده از فضای پرحاشیه شهرت، باعث شده تصویر عمومی فرهاد اصلانی بیشتر با کارنامه هنریاش شناخته شود؛ از «روسری آبی» و «مختارنامه» گرفته تا «زندگی خصوصی»، «دختر»، «مغزهای کوچک زنگزده» و دیگر آثاری که در طول سالها در آنها حضور داشته است.
در واقع اگرچه زندگی خانوادگی بخش مهمی از زندگی هر هنرمندی است، درباره فرهاد اصلانی اطلاعات عمومی محدودی وجود دارد و بخش عمده آنچه از او در ذهن مخاطب باقی مانده، نه زندگی خارج از قاب، بلکه شخصیتهایی است که در طول چند دهه روی صحنه، صفحه تلویزیون و پرده سینما خلق کرده است.

هنرمندان دیگر:
رامبد جوان
