رضا عطاران

رضا عطاران؛ هنرمند محبوب سینما و تلویزیون

رضا عطاران از چهره‌های شناخته‌شده سینما و تلویزیون ایران است که فعالیت خود را از دهه ۱۳۶۰ آغاز کرد. سبک بازی طبیعی، طنز خاص و حضور در آثار پرفروش، باعث شده است او همواره یکی از پرطرفدارترین هنرمندان ایرانی باشد و جوایز متعددی را در کارنامه هنری خود ثبت کند.

به گزارش پلاتوهنر، رضا عطاران از محبوب‌ترین بازیگران، کارگردانان و نویسندگان سینما و تلویزیون ایران است که با آثار طنز و نقش‌آفرینی‌های متفاوت، جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان پیدا کرده است. او در طول سال‌ها فعالیت هنری، با حضور در فیلم‌ها و سریال‌های موفق، به یکی از چهره‌های ماندگار هنر ایران تبدیل شده است.

بیوگرافی رضا عطاران

رضا عطاران، زاده ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۷، یکی از معدود چهره‌های سینمای ایران است که در سه عرصه بازیگری، کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی بسیار موفق و تأثیرگذار ظاهر شده است.
او با دریافت دیپلم در رشته اقتصاد، مسیر متفاوتی را نسبت به آنچه انتظار می‌رفت در پیش گرفت و برای ادامه تحصیل راهی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد؛ هرچند که آکادمی را نیز چندان برنتابید و خیلی زود تحصیل را رها کرد تا یکراست به دل دنیای حرفه‌ای سینما و تئاتر بزند.

رضا عطاران

آغاز با تئاتر و تلویزیون

فعالیت هنری عطاران از صحنه تئاتر در دهه شصت آغاز شد. نخستین حضور تلویزیونی‌اش به مجموعه «بیداران» در سال ۱۳۶۹ بازمی‌گردد، اما آنچه نام او را بر سر زبان‌ها انداخت، همکاری با مهران مدیری در دو مجموعه «پرواز ۵۷» (۱۳۷۲) و «ساعت خوش» (۱۳۷۳-۱۳۷۴) بود. این دو همکاری، استعداد کمدی او را به مخاطبان عام شناساند و مسیرش را برای ورود به دنیای کارگردانی هموار کرد.

گام‌های نخست کارگردانی و ورود به سینما

رضا عطاران نخستین تجربه کارگردانی خود را با برنامه «سیب خنده» در سال ۱۳۷۶ رقم زد؛ برنامه‌ای که برای گروه سنی کودک و نوجوان ساخته شد. در همان سال، با بازی در فیلم «کلید ازدواج» نخستین حضور سینمایی‌اش را نیز تجربه کرد. او در سال ۱۳۸۱ در «کلاه‌قرمزی و سروناز» ظاهر شد، اما نقطه عطف کارنامه تلویزیونی‌اش، کارگردانی و بازیگری در دو سریال «خانه‌به‌دوش» (۱۳۸۳) و «متهم گریخت» (۱۳۸۴) بود که او را به چهره‌ای محبوب در میان مخاطبان تلویزیون بدل کرد.

رضا عطاران

ورود جدی به سینما و کسب افتخارات

حضور سینمایی عطاران با بازی در «خروس جنگی» (۱۳۸۶) جدی‌تر شد. اما سال ۱۳۸۹ بود که او با بازی در دو فیلم «ورود آقایان ممنوع» و «اسب حیوان نجیبی است»، تندیس لبخند زرین و دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد را از دومین جشن لبخند آفتاب از آن خود کرد. این موفقیت‌ها، نوید ظهور بازیگری را می‌داد که می‌تواند هم در کمدی بدرخشد و هم در نقش‌های جدی. یک سال بعد، در سال ۱۳۹۰، عطاران با کارگردانی و بازیگری در فیلم «خوابم می‌آد» به اوج دیگری رسید و سیمرغ بلورین بهترین کارگردان را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد.

در همان سال، بازی در «بی‌خود و بی‌جهت» نیز دیپلم افتخار بهترین بازیگر مرد را از انجمن منتقدان سینما برایش به ارمغان آورد. تثبیت جایگاه با نقش‌های مکمل و متفاوت پس از بازی در «دهلیز» (۱۳۹۱)، عطاران در سال ۱۳۹۲ با ایفای نقش در فیلم «طبقه هساث» به کارگردانی کمال تبریزی، توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را تصاحب کند. موفقیت تجاری و هنری او در این سال به حدی بود که با بازی در سه فیلم «طبقه هساث»، «رد کارپت» و «کلاشینکف»، با مجموع سودآوری یک میلیارد و ششصد میلیون تومان، لقب سودآورترین بازیگر سینمای ایران در سال ۱۳۹۳ را به دست آورد.

بازی در پرفروش‌ها و تداوم موفقیت

عطاران در ادامه مسیر، حضوری پررنگ در فیلم‌های پرفروش سینمای ایران داشت؛ از «نهنگ عنبر» (۱۳۹۴) و دنباله آن «نهنگ عنبر ۲: سلکشن رؤیا» (۱۳۹۶) گرفته تا «هزارپا» (۱۳۹۷) و «انفرادی» (۱۳۹۸). او در سال ۱۳۹۹ بار دیگر توانایی خود در نقش‌های جدی را به اثبات رساند و با بازی در فیلم «روشن» به کارگردانی روح‌الله حجازی، برای دومین بار برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد شد. این افتخار، او را در زمره معدود بازیگرانی قرار داد که توانسته‌اند بیش از یک بار این جایزه معتبر را از جشنواره فجر دریافت کنند.

رضا عطاران

زندگی شخصی و تحصیلات

رضا عطاران در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۷ در مشهد به دنیا آمد. او فرزند سوم خانواده است و دو خواهر بزرگ‌تر و یک برادر کوچک‌تر از خود دارد. خانواده او اصالتاً اهل کاخک، از توابع شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی هستند. مادرش را در کودکی و در پی زلزله‌ای که در کاخک رخ داد از دست داد. بنابر روایت‌هایی که از سال‌های نخست زندگی‌اش نقل شده، عطاران در دوران مدرسه شاگرد درس‌خوانی بوده است.

او پس از دریافت دیپلم اقتصاد در مشهد، برای ادامه تحصیل راهی تهران شد و در رشته طراحی صنعتی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ثبت‌نام کرد. اما این رشته را نه از سر شوق و علاقه شخصی، که بیشتر تحت تأثیر توصیه‌ها و صحبت‌های خانواده و اطرافیان برگزیده بود. خودش بعدها در مصاحبه‌ای اعتراف کرد که انگیزه اصلی‌اش برای انتخاب طراحی صنعتی، تنها حضور در فضای دانشکده هنرهای زیبا بوده است.

با این حال، عطاران خیلی زود دریافت که مسیرش از راهروهای دانشگاه نمی‌گذرد؛ تحصیل را ناتمام رها کرد و یکسره به دنیای سینما و بازیگری پناه برد، جایی که احساس می‌کرد تعلق واقعی‌اش به آنجاست. این بخش از زندگی‌نامه رضا عطاران بسیار مفصل است.

او در سال ۱۳۷۴ با فریده فرامرزی، بازیگر سینما، ازدواج کرد. این پیوند، برخلاف بسیاری از ازدواج‌های هنری که در معرض حواشی و جدایی‌اند، تا امروز پایدار مانده است. عطاران و همسرش از همان ابتدا بر سر موضوع فرزنددار نشدن توافق داشتند و او در این باره با صراحت گفته است: «اگر قرار را بر بودن یا نبودن [بچه] بگذارید، به نظرم نبودن بهتر است.
از ابتدا هم با همسرم هم‌عقیده بودیم و پیش از ازدواج هم به صورت جدی بر فرزنددار نشدن توافق کردیم.» این تصمیم که شاید در نگاه اول غیرمعمول به نظر برسد، برای او بخشی از همان صداقت و صراحتی است که در زندگی حرفه‌ای‌اش نیز به آن شناخته می‌شود. عطاران در کنار دنیای شلوغ سینما، روحیه‌ای خیرخواهانه نیز دارد و هر از گاهی با حضور در مؤسسه‌های خیریه، از نزدیک با مردم عادی و دغدغه‌هایشان ارتباط می‌گیرد.
او همچنین صاحب یک آتلیه عکاسی در یکی از خیابان‌های شمال تهران است؛ فضایی دور از هیاهوی پروژکتورها که شاید در آن بیش از هر جای دیگری بتواند خودِ واقعی‌اش باشد

دهه ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰: گام‌های نخستین در تئاتر، تلویزیون و سینما

فعالیت هنری رضا عطاران به دهه شصت و صحنه تئاتر بازمی‌گردد. او کار خود را زیر نظر حسن حامد در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و خیلی زود، در سال ۱۳۶۱، برای گروه کودک صدا و سیمای مرکز مشهد مشغول به کار شد. عطاران در آن سال‌ها در بخش نمایشی برنامه «رنگین کمان» حضور داشت و همکاری‌اش با حامد تا سال ۱۳۷۱ ادامه یافت. خودش بعدها حسن حامد را تأثیرگذارترین فرد در مسیر هنری‌اش نامید؛ معلمی که الفبای نمایش را به او آموخت و مسیرش را برای ورود به جهان حرفه‌ای تلویزیون و سینما هموار کرد.

رضا عطاران

ورود به قاب تلویزیون

نخستین حضور جدی عطاران در تلویزیون به سال ۱۳۶۹ و بازی در مجموعه «بیداران» به کارگردانی اصغر عبداللهی بازمی‌گردد. اما آنچه نام او را به تدریج بر سر زبان‌ها انداخت، همکاری با مهران مدیری در دو مجموعه‌ای بود که بعدها به نقاط عطف طنز تلویزیونی ایران بدل شدند. در «پرواز ۵۷» (۱۳۷۲) عطاران در کنار مدیری قرار گرفت و یک سال بعد، در «ساعت خوش» (۱۳۷۳)، علاوه بر بازیگری، قلم به دست گرفت و به عنوان نویسنده نیز ایفای نقش کرد.

«ساعت خوش» با ساختارشکنی در روایت و پیام‌های اخلاقی‌ای که در لفافه طنز می‌پیچید، بستری برای رشد و دیده‌شدن رضا عطاران فراهم آورد. این همکاری در «سال خوش» نیز ادامه یافت و عطاران را به چهره‌ای آشنا برای مخاطبان تلویزیون بدل کرد.

او در سال ۱۳۷۶ در سریال «دنیای شیرین» به کارگردانی بهروز بقایی که از شبکه یک و برای گروه کودک و نوجوان پخش می‌شد بازی کرد و سپس در کنار خسرو شکیبایی و رامبد جوان در «سرزمین سبز» از شبکه دو به ایفای نقش پرداخت.

نخستین تجربه کارگردانی

عطاران در سال ۱۳۷۶ برای اولین بار پشت دوربین قرار گرفت و برنامه «سیب خنده» را برای گروه سنی کودک و نوجوان کارگردانی کرد که به صورت هفتگی از شبکه یک پخش می‌شد. او در سال ۱۳۷۷ در مجموعه «مجید دلبندم» در کنار مجید صالحی و یوسف تیموری، هم بازی کرد و هم نویسنده و کارگردان آن بود. دو سال بعد، در سال ۱۳۷۹، مجموعه «قطار ابدی» را با بازیگری، کارگردانی هنری و نویسندگی خودش به آنتن رساند.

این مجموعه که با شوخی با داستان‌های کهن چون حسن کچل و رابین هود، رگه‌هایی از نقد اجتماعی را هم در خود داشت، به یکی از برنامه‌های موفق تلویزیونی در سال‌های پایانی دهه هفتاد بدل شد. رضا عطاران در این دوران در سریال «این چند نفر» نیز به عنوان مشاور کارگردان و نویسنده حضور داشت.

دهه ۱۳۸۰: تثبیت در تلویزیون و عبور تدریجی به سینما اوج گیری در قاب کوچک

در آغاز دهه هشتاد، رضا عطاران در سریال پرحاشیه و پرمخاطب «زیر آسمان شهر» به عنوان مشاور کارگردان و نویسنده حضور یافت. مهران غفوریان، کارگردان و تهیه‌کننده این سریال، بعدها عطاران را خالق اصلی «زیر آسمان شهر» نامید و گفت: «به سراغ رضا عطاران رفتم و گفتم می‌خواهم کاری بسازم که خیلی سروصدا کند.

رضا هم قبول کرد و چند ماه مدام درگیر نوشتن متن کار بودیم. همه کاراکترها را او خلق کرد.» سال ۱۳۸۲، عطاران در «کوچه اقاقیا» هم بازی کرد، هم کارگردانی و هم نویسندگی را بر عهده داشت. اما نقطه عطف کارنامه تلویزیونی‌اش، سریال «خانه به‌دوش» در سال ۱۳۸۳ بود؛ مجموعه‌ای که باز هم سه‌گانه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی را توأمان در آن تجربه کرد.

این سریال با داستانی ساده اما پر از موقعیت‌های طنز، به مسائلی چون بی‌پولی، زیاده‌خواهی و جهل می‌پرداخت. با اینکه برخی منتقدان قصه آن را سخیف و ابتدایی می‌دانستند، اما موفقیت چشمگیرش باعث شد الگویی برای سریال‌های بعدی عطاران شود. در ادامه همین مسیر، «متهم گریخت» را در کنار سعید آقاخانی ساخت و پس از آن در «کتاب‌فروشی هدهد» به عنوان بازیگر مهمان ظاهر شد.

سال ۱۳۸۵ با «ترش و شیرین» به اوج دیگری رسید؛ مجموعه‌ای که در آن کارگردانی، بازیگری و حتی خوانندگی را تجربه کرد. دو سال بعد، در سال ۱۳۸۷، رضا عطاران «بزنگاه» را به عنوان ویژه‌برنامه ماه رمضان برای شبکه سه ساخت و در آن هم بازی کرد و هم کارگردانی را بر عهده داشت.

رضا عطاران

پیشروی در سینما

در حالی که عرضا عطاران در تلویزیون می‌درخشید، مسیر سینمایی‌اش را نیز آرام اما پیوسته ادامه می‌داد. او در سال ۱۳۸۰ در فیلم «سیندرلا» در کنار پوپک گلدره و رامبد جوان بازی کرد و یک سال بعد در «کلاه‌قرمزی و سروناز» حضور یافت. سپس در «هوو» و «کلاهی برای باران» به ایفای نقش پرداخت؛ در نقدهای «کلاهی برای باران» از بازی روان و راحت عطاران تمجید شد و منتقدان نوشتند که او «با بهره‌مندی از دیالوگ‌های خوب، توانسته گلیم خود را از آب بیرون کشد.» اما سال ۱۳۸۶ را باید نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او دانست. عطاران در این سال در پنج فیلم بازی کرد: «تیغ‌زن»، «قرنطینه»، «خروس جنگی»، «توفیق اجباری» و «تسویه‌حساب».

در این میان، «خروس جنگی» بود که بیش از همه مورد توجه قرار گرفت. منتقدان با وجود ضعف‌های فیلمنامه، دلیل موفقیت فیلم در گیشه را مدیون حضور رضا عطاران دانستند. مصطفی محمودی، منتقد سینما، در این باره نوشت که کل داستان می‌خواهد به ضرب‌المثل «هر کسی را بهر کاری ساختند» اشاره داشته باشد و موفقیت تجاری فیلم، بیش از هر چیز مرهون بازی عطاران است. در سال ۱۳۸۸، عطاران در فیلم «نیش زنبور» بازی کرد.

خداحافظی با تلویزیون و ورود تمام‌قد به سینما

پس از حاشیه‌های سریال «بزنگاه»، رضا عطاران برای همیشه از قاب تلویزیون خداحافظی کرد. او در سال‌های بعد تنها یکی دو بار در قامت مشاور به مجید صالحی و سعید آقاخانی یاری رساند و یک بار نیز مهمان برنامه «گپ» به کارگردانی رامبد جوان از شبکه آی فیلم شد؛ گفتگویی که در آن از چندوچون زندگی شخصی، بازیگری، شیوه کار و ازدواجش سخن گفت. اما مسیر اصلی او دیگر به طور کامل به سینما تغییر کرده بود. دهه ۱۳۹۰: تثبیت به عنوان بازیگری بی‌جانشین عطاران سال ۱۳۹۰ را با کارگردانی و بازی در فیلم «خوابم می‌آد» آغاز کرد. او در این فیلم اکبر عبدی، مریلا زارعی و ویشکا آسایش را در کنار خود داشت و نخستین نمایش آن در سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین بهترین کارگردان بخش نگاه نو را برایش به ارمغان آورد. منتقدان، توانایی فیلم در برقراری ارتباط با تماشاگر را از نقاط قوت آن دانستند.

رضا عطاران

در همان سال، بازی در «بی‌خود و بی‌جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی نیز دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را از انجمن منتقدان سینما برایش به همراه داشت. این فیلم با نقدهای دوسویه‌ای روبرو شد؛ برخی آن را فاقد میزانسن جدی یافتند و برخی دیگر شخصیت‌پردازی‌اش را ستودند. پس از آن، عطاران در «چه خوبه که برگشتی» ساخته داریوش مهرجویی در کنار حامد بهداد و مهناز افشار ظاهر شد؛ فیلمی که از منظر قالب‌بندی و طراحی صحنه، به «مهمان مامان» نسبت داده می‌شد. اما همکاری بعدی او، «دهلیز» به کارگردانی بهروز شعیبی، تجربه‌ای متفاوت در کارنامه‌اش رقم زد.
او در «رد کارپت» علاوه بر بازی، کارگردانی و نویسندگی را نیز بر عهده داشت. منتقدان اما فیلم را از حیث کارگردانی چندان قدرتمند نیافتند و پیام‌های اخلاقی پراکنده‌اش را فاقد انسجام دانستند. با این حال، مجموع موفقیت‌های تجاری او در این سال‌ها، عطاران را با سودآوری یک میلیارد و ششصد میلیون تومان، به سودآورترین بازیگر سینمای ایران در سال ۱۳۹۳ بدل کرد. پرفروش‌ها و نقدهای دوگانه سال ۱۳۹۳ با «نهنگ عنبر» ساخته سامان مقدم، فصل تازه‌ای در کارنامه عطاران گشوده شد. او در این فیلم نقش ارژنگ صنوبر، مردی پنجاه‌ساله را بازی می‌کرد که در حال روایت عشق قدیمی و زندگی پرفراز و نشیب خود است.

فیلم که ابتدا قرار بود در جشنواره فجر نمایش داده شود، با تأخیر در اردیبهشت اکران شد. با وجود ضعف‌های فیلمنامه، بازی عطاران توانست تا حد زیادی این کاستی‌ها را بپوشاند. در ادامه، او در «گینس» و «من سالوادور نیستم» ظاهر شد. «گینس» نقدهای منفی دریافت کرد و رضا عطاران در آن درخشش همیشگی‌اش را نداشت، اما «من سالوادور نیستم» موفق‌تر ظاهر شد.

رضا عطاران

او سپس «دراکولا» را با بازیگری، کارگردانی و نویسندگی خودش ساخت، فیلمی که با نقدهای منفی گسترده‌ای روبرو شد. «آب‌نبات چوبی» نیز با ضعف در منطق روایی و مقدمه طولانی، از دید منتقدان فیلم موفقی ارزیابی نشد. اما «نهنگ عنبر ۲: سلکشن رؤیا» در سال ۱۳۹۵ بار دیگر عطاران را به صدر گیشه بازگرداند. این فیلم بیش از ۲۰ میلیارد تومان فروخت و در زمان خود پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب گرفت.
با این حال، منتقدان آن را ضعیف‌تر از قسمت اول یافتند و نوشتند: «شاید تنها نکته مثبت فیلم، خود رضا عطاران است که در سال‌های اخیر به تنهایی ژانر مختص به خود را پایه‌گذاری کرده؛ ژانری که در آن تمام بار کمدی فیلمنامه‌های ضعیف بر دوش او قرار داده می‌شود و او با طنازی ذاتی‌اش از پس اجرای آن‌ها برمی‌آید.» پس از آن، «خانم یایا» نقدهای منفی بسیاری را از مردم و منتقدان دریافت کرد. اما «مصادره» به کارگردانی مهران احمدی، اگرچه با افت روایی در نیمه دوم متهم شد، از سوی برخی منتقدان به عنوان «مصداق بارز یک فیلم درست و خوب صنعتی» تحسین شد.
اوج تجاری با «هزارپا» و بازگشت به نقش‌های جدی در سال ۱۳۹۷، عطاران با «هزارپا» به قله‌ای تازه در گیشه دست یافت. این فیلم با فروش بیش از ۳۰ میلیارد تومان، برای مدتی پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد. با وجود موفقیت تجاری خیره‌کننده، منتقدان فیلم را اثری ضعیف با شخصیت‌های زن کلیشه‌ای و موقعیت‌های طنز تکراری دانستند. در این سال، «زیرنظر» به کارگردانی مجید صالحی نیز با بازی و مشاوره عطاران همراه بود؛ فیلمی که نقدهای متناقضی دریافت کرد؛ از «بیماران جنسی» خواندن شخصیت‌هایش تا تحسین شوخی‌های جنسی همخوان با ماهیت فیلم.

در ادامه، رضا عطاران در «آزاد مثل هوا» (کاهانی)، «انفرادی» (مسعود اطیابی) و «روشن» (روح‌الله حجازی) بازی کرد. «روشن» بار دیگر وجه جدی بازیگری او را به نمایش گذاشت و در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر، دومین سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برایش به ارمغان آورد.

رضا عطاران

این جایزه، تثبیتی بود بر جایگاه او به عنوان بازیگری که به یک اندازه در کمدی و درام می‌تواند بدرخشد و تماشاگر را با خود همراه آورد دهه ۱۴۰۰: تداوم حضور در سینما و تجربه نمایش خانگی رضا عطاران دهه جدید را با ورود به عرصه نمایش خانگی آغاز کرد. او در سال ۱۴۰۲ در مجموعه «دفتر یادداشت» به ایفای نقش پرداخت؛ تجربه‌ای که به عقیده میلاد جلیل‌زاده، منتقد روزنامه فرهیختگان، «تقریباً هیچ برگ برنده دیگری» جز حضور عطاران نداشت. این نقد، بار دیگر نشان داد که عطاران تا چه اندازه به تنهایی می‌تواند بار یک اثر را بر دوش بکشد، حتی اگر کلیت آن چندان مورد توجه قرار نگیرد.

در همان سال، او با دو فیلم «ویلای ساحلی» و «قیف» روی پرده سینماها رفت که نسبت به سایر فیلم‌های اکران‌شده در آن مقطع، آغاز موفق‌تری در گیشه داشتند. این موفقیت تجاری، نشان داد که رضا عطاران همچنان یکی از معدود بازیگرانی است که نامش به تنهایی می‌تواند مخاطبان را به سالن‌های سینما بکشاند. پس از یک سال وقفه در حضور در شبکه نمایش خانگی، عطاران در سال ۱۴۰۳ با سریال «اجل معلق» بار دیگر به این عرصه بازگشت.

هنرمندان دیگر:
رخشان بنی اعتماد

فاطمه زارع
https://didhonar.ir/?p=114768
سرفصل‌های بیوگرافی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *