به گزارش پلاتو هنر، درگذشت استاد مهپاره اکبری، هنرمند نامآشنا و استاد طراحی پارچه و لباس اقوام ایرانی، از همین دست فقدانهاست؛ ضایعهای برای هنر ملی، برای دانشگاه و برای تمام آنان که لباس ایرانی را بخشی از حافظه فرهنگی این سرزمین میدانند.
حمید قبادی، دبیر سابق کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور، در یادداشتی به مناسبت درگذشت این بانوی هنرمند آورده است:
«خبر درگذشت استاد طراحی پارچه و لباس اقوام ایرانی، سرکار خانم مهپاره اکبری، اندوهی عمیق بر دل همه دوستداران فرهنگ و هنر نشاند. او هنرمندی بود که با نگاهی اصیل، پژوهشی دقیق و ذوقی کمنظیر، مرز میان هنر سنتی و نگاه معاصر را از میان برداشت و نشان داد که ریشههای پوشش ایرانی میتواند در عین اصالت، با جهان امروز سخن بگوید.»
مهپاره اکبری از جمله هنرمندانی بود که «لباس» را نه تنها به عنوان یک کالای زیباشناسانه، بلکه به عنوان زبانِ فرهنگی ملت ایران میدید. او با مطالعه دقیق بر نقشمایهها، دوختها و رنگهای بومی، توانست الگویی از طراحی ایرانی ارائه دهد که هم در دانشگاهها به عنوان منبع آموزشی مورد استفاده قرار گرفت و هم در رویدادهای ملی و بینالمللی، نمادی از فرهنگ و هویت ایرانی شناخته شد.
«در آیینها و جشنهای ملی، آثار او چون پرچمهای رنگین فرهنگ اقوام ایران به اهتزاز درمیآمد. هر لباسی که از زیر دستان او بیرون میآمد، بخشی از جغرافیای فرهنگی ایران بود؛ از نوارهای دوخت شمال گرفته تا سوزندوزی جنوب، از فرش رنگهای کویر تا خنکای پارچههای کردستان. او ایران را در لباس معنا میکرد.»
اکبری در دوران تدریس خود، صدها هنرجو و طراح جوان را پرورش داد که امروز هر یک، حامل بخشی از آن نگاه فرهنگی و عشق به اصالت ایرانیاند. پژوهشهای او در حوزهی لباس اقوام و مستندسازی شیوههای سنتی دوخت و نقش، گنجینهای ارزشمند برای آیندگان است.
قبادی در ادامه یادداشت خود نوشته است:
«در تمام سالهایی که در حوزه سیاستگذاری مد و لباس کشور فعالیت داشتم، حضور خانم اکبری را همواره حضوری مؤثر، همدلانه و بیچشمداشت یافتم. او هنرمندی بود که نه برای نمایش، بلکه برای اعتلا میکوشید. آرامش در رفتار و وسواس در کارش، تصویری کامل از هنرمندی مسئول و اندیشمند بهجا گذاشت. بیتردید، جای خالی او نه فقط در رویدادهای هنری، که در فضای اندیشه و آموزش طراحی پارچه و لباس احساس خواهد شد.»
مهپاره اکبری از پیشگامان بازآفرینی لباس اقوام ایرانی به زبان معاصر بود؛ او نشان داد که سنت، اگر درست فهمیده شود، نه مانع نوآوری که سرچشمه آن است. آثارش تلفیقی از ریشه و رؤیا بود: از خاک برمیآمد و به افق مینگریست.
اکنون که او در میان ما نیست، آنچه باقی مانده، میراثی از رنگ، نقش، و نگاه است — گنجینهای از هویت ایرانی در قالب پارچه، که از هر دوختش عشق به این سرزمین میتراود.
«از درگاه خداوند متعال برای آن بانوی فرهیخته علو درجات و برای خانواده، شاگردان و دوستدارانش صبر و آرامش مسئلت دارم.
اما بیتردید، مهپاره اکبری در میان ما زنده است؛ در هر لباسی که با عشق به ایران دوخته شود، در هر رنگی که از خاک این سرزمین الهام بگیرد، و در هر هنرمندی که به اصالت خود وفادار بماند.




